20 أبريل 1985
از ساعت نه صبح تا یک بعد از ظهر در جلسه شوراى سرپرستى [صداوسیما] حدود وظایف معاونت هاى سیاسى و برون مرزى را مشخص کردیم. در این مطلب، آقایان [محمدحسن] زورق و [ابوالقاسم] قاسم زاده اختلاف نظر داشتند. اعضاى شورا ظهر مهمان من بودند. به رییس دفت…
19 أبريل 1985
تمام روز در منزل بودم. با آیت الله خامنه اى درباره مسایل جنگ، آقاى صیاد [شیرازى] و کنترل حزب اللهى ها صحبت کردم. احمدآقا آمد. مطالب صیاد را به او گفتم تا خدمت امام بگوید. او هم مضامین نامه محسن رضایى و اظهارات آقاى [شیخ فضل الله] محلاتى را …
18 أبريل 1985
تا ساعت نه صبح در منزل مطالعه مى کردم. به زیارت امام رفتم. امام به مناسبت بعثت پیامبر(ص)، در حسینیه جماران ملاقات عمومى داشتند. تکیه صحبت هاى امام بر کوبیدن مخالفان و اخلالگران در جنگ بود. تصور مى شود که ایشان بیش از حد لازم به این موضوع پر…
17 أبريل 1985
تا ساعت هشت صبح در دفتر کارم در مجلس، مطالعه مى کردم و گزارش ها را مى خواندم. آقاى [هادى] فقهى امام جمعه بیرجند آمد؛ کمک هاى جمع آورى شده براى جبهه را آورده بود. معمولاً ائمه جمعه در ملاقات با رؤساى کشور، کمک هاى مردمى را مى آورند. او از دو…
16 أبريل 1985
بعد از نماز به مجلس رفتم. در گزارش ها مسأله مهمى نداشتیم. در جلسه علنى مجلس، طرح تمدید قانون آزمایشى وزارت صنایع سنگین مطرح بود. من از آن دفاع کردم و سرانجام تصویب شد، اما احتمالاً شوراى نگهبان بنا به ملاحظات سیاسى رد مى کند. اساسنامه کمیته…
15 أبريل 1985
تمام روز در منزل ماندم. بنا براى تعمیر خانه آمده بود. با نخست وزیر تلفنى صحبت کردم که از خروج پزشکان از باختران [= کرمانشاه] ممانعت شود. آقاى [شیخ محمدعلى] موحدى کرمانى امام جمعه باختران دیروز تلفنى اطلاع داد که بعد از جنایت [شلیک] موشک به …
14 أبريل 1985
ساعت شش ونیم صبح به مجلس رفتم. در گزارش ها مطلب مهمى نبود. در جلسه علنى لایحه اعزام دانشجو به خارج و طرح تمدید مدت آزمایشى قانون موقت وزارت صنایع سنگین مطرح بود. به خاطر مخالفتى که بعضى از نمایندگان با آقاى [بهزاد] نبوى دارند، موضوع جنبه سی…
13 أبريل 1985
در منزل ماندم و تا ساعت نه صبح مطالعه کردم. آقاجلال براى اصلاح بعضى از خرابى هاى منزل بنا آورد. شوراى سرپرستى [صداوسیما] طبق معمول از ساعت نه صبح تا ظهر جلسه داشت. مسئولان اخبار در صداوسیما توضیحاتى دادند و اعضاى شورا نظرات اصلاحى خود را در…
12 أبريل 1985
در منزل ماندم. استراحت، پیاده روى در حیاط منزل، نوشتن خاطرات و مطالعه مقدارى از وقت مرا پر کرد. عصر آقاى ناصر کمره اى و بستگان آمدند. با آقاى صیاد [شیرازى] صحبت کردم. او گفت که کارها خوب پیش مى رود، اما تأخیرها - مثل بعضى موارد گذشته- کار ر…
11 أبريل 1985
تا ساعت هفت ونیم صبح مطالعه کردم. به مجلس رفتم و تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى مجلس بودم. در کمیسیون ویژه بیانیه الجزایر شرکت کردم. دوستان پیشنهاد مى کردند که دفتر بیانیه تقویت شود، روى تخلفات آمریکا تأکید شود و چند نفرى به هلند بروند. آقاى …
10 أبريل 1985
ساعت هفت ونیم با پاسداران و محسن، براى بازدید از مؤسسه سرم و واکسن سازى [رازى] به حصارک [کرج] رفتیم. [آقاى دکتر عباسعلى زالى] وزیر کشاورزى هم آمده بود. از بخش مارها و عقرب ها، سم گیرى، تهیه واکسن فلج اطفال و سرخک و کتابخانه بازدید کردیم که …
9 أبريل 1985
بعد از نماز به مجلس رفتم. در جلسه رسمى به چند مورد از دستور کار رسیدگى شد و مراجعات زیادى داشتم. ظهر نماینده کاشمر آمد و براى حل مشکلات ناشى از اختلافات با امام جمعه چاره جویى کرد. او را توصیه به گذشت و الفت کردم. عصر آقاى [عبدالرحیم] گواهى…
8 أبريل 1985
احمدآقا آمد و خبر داد، مسافرى که از نجف و ترکیه برگشته، گفته است که شهرهاى مقدس عراق که امن اعلام شده، فوق العاده شلوغ شده است. علماى اهل سنت نزد آقاى [سید ابوالقاسم] خویى رفته اند و از وى خواسته اند که به امام تلفن کند و تقاضاى عدم شلیک مو…
7 أبريل 1985
بعد از نماز و ورزش مختصرى، به مجلس رفتم. مسأله مهمى در گزارش ها نیست. [آقاى خاویر پرز دکوئیار] دبیرکل سازمان ملل متحد که قرار نبود به ایران بیاید، ناگهان اعلام کرده است که مى آید. اولین جلسه مجلس در سال جدید تشکیل شد. پیش از دستور، درباره م…
6 أبريل 1985
صبح زود با صداى تیربارهاى ضدهوایى بیدار شدم. معلوم شد که هواپیماهاى عراقى دو بمب در تهران انداخته اند که یکى عمل نکرده و دیگرى در جاى دورى افتاده که در اثر آن چهار نفر مجروح شده اند. دیشب به ایلام و اسلام آباد غرب سه موشک زده اند که به کوه …
5 أبريل 1985
تا ساعت ده ونیم صبح در منزل بودم و براى تنظیم مطالب خطبه هاى نمازجمعه مطالعه مى کردم. در نمازجمعه جمعیت زیادى از مردم آمده بودند؛ خیلى ابراز احساسات کردند. اعلام کردم که امروز به بغداد موشک مى زنیم. موشک در ساعت دو و 48 دقیقه بعد از ظهر شلی…
4 أبريل 1985
بعد از نماز، آقاى [کمال] خرازى اطلاع داد که عراق اعلام کرده است حمله موشکى به شهرهاى ایران را بیشتر مى کند. گفتم که در این باره بیانیه اى از ستاد تبلیغات جنگ صادر شود. با آقایان رییس جمهور، نخست وزیر و صیاد [شیرازى] صحبت شد و براى نحوه برخو…
3 أبريل 1985
تا ساعت چهار بعد از ظهر در منزل بودم. خطبه عربى نمازجمعه آینده را نوشتم. به ستاد تبلیغات جنگ گفتم که خبر تبریک سران شوروى به رییس جمهور و نخست وزیر را منتشر کنند. آقاى محسن رضایى آمد و گزارش ناقصى از عملیات بدر داد. ولى مطلب قابل قبولى ارای…
2 أبريل 1985
آقاى [کمال] خرازى [رییس ستاد تبلیغات جنگ] تلفن کرد و قرار شد که سیاست ما این باشد که تا عراق جایى را نزند، ما هم از حمله خوددارى کنیم، اما توقف عملیات را اعلام نکنیم. آقاى ولایتى [وزیر امور خارجه] همین مطلب را تلفنى گفت و اطلاع داد که به مو…
1 أبريل 1985
ساعت یک ونیم بامداد، با صداى شلیک ضدهوایى ها بیدار شدم. فائزه هم که ترسیده بود، به اتاق من آمد. تا موقع نماز خواب راحتى نداشتم. بعد از نماز صبح در مورد کیفیت پخش اخبار، با صداوسیما صحبت کردم و به واحد موشکى گفتم که آماده باشند تا بنا به دست…
31 مارس 1985
چون قرار بود که نیمه شب، بغداد مورد حمله موشکى قرار گیرد، دیشب احتمال تجاوز هواپیماهاى عراقى به حریم تهران- مطابق روال گذشته که کمى بعد از اصابت موشک ها مى آمدند- قوى بود و انتظار سروصداى ضدهوایى ها را داشتم، اما خبرى نشد. صبح قبل از اینکه
30 مارس 1985
با اخوى محمد تماس گرفتم و درباره اشکالاتى که در کیفیت نقل اخبار وجود دارد، تذکر دادم؛ ضعیف عمل مى کنند. سرهنگ ترابى [مسئول دفتر مشاورت امام در ارتش] گزارشى از کیفیت دفاع هوایى دیشب ارایه کرد. دستور دادم که اعلام شود خلبان هاى عراقى را در پا…
29 مارس 1985
تا ساعت ده ونیم در منزل بودم و پس از آن، براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه [تهران] رفتم. جمع زیادى از نمازگزاران آمده بودند و خیلى پرشور برخورد کردند. خیلى جالب توجه است و چنین چیزى انتظار نمى رفت؛ زیرا شایعه حمله عراق یا انجام خرابکارى بود. ه…
28 مارس 1985
بعد از نماز، مشغول کارهایم شدم. براى اطلاع از سیاست تبلیغاتى دشمنان، رادیوهاى فارسى بیگانه را گوش دادم. آقاى رفیق دوست که عازم سفر به سوریه براى گرفتن موشک است، آمد. از او خواستم که از کره شمالى هم موشک مطالبه کند. با آقایان صیاد و رضایى صح…
27 مارس 1985
ساعت دوونیم بامداد با صداى شلیک ضدهوایى ها بیدار شدم. تصادفاً داشتم خواب شروع حمله هوایى عراق را مى دیدم و دیگر تا صبح به خواب نرفتم. بعداً معلوم شد که به یک منزل مسکونى بمب خورده است و سه نفر شهید شده اند. شخصى با اظهار اینکه کارى مهم و فو…
26 مارس 1985
ساعت یک ونیم بامداد، با صداى انفجار بمب هاى هواپیماهاى عراقى و شلیک ضدهوایى ها بیدار شدم. صبح معلوم شد که یک ساختمان سه طبقه در کوى 13 آبان و یک مسجد در دولت آباد، در جنوب شرق تهران، در اثر اصابت بمب ویران شده است و 9 نفر شهید داشته ایم. سا…
25 مارس 1985
ساعت پنج صبح، با صداى شکستن دیوار صوتى تهران توسط هواپیماهاى عراق و شلیک ضدهوایى ها بیدار شدم. حدس زدم که موشک ما به بغداد اصابت کرده است. اخوى محمد [رییس سازمان صداوسیما]، تلفنى اطلاع داد که خبرگزارى فرانسه اعلام کرده که انفجار مهیبى بغداد…
24 مارس 1985
بعد از نماز، به آقاى [کمال] خرازى رییس ستاد تبلیغات جنگ گفتم، اعلامیه اى بدهد که به خاطر دست برداشتن عراق از زدن شهرها و کشتى ها که در اثر توان مقابله به مثل ما در بیست وچهار ساعت گذشته صورت گرفت، ما هم شهرهاى عراق را از دیشب نزده ایم و تا …
23 مارس 1985
تمام روز در منزل بودم. چند بار با آقایان صیاد و [محسن] رضایى صحبت کردم. آقاى رضایى خبر شکست حمله پریشب عراق به پاسگاه «ترابه» را داد که در نتیجه آن تعدادى از عراقى ها اسیر شده اند. عمده نیروهاى ما در آنجا مبارزان عراقى هاى تابع مجلس اعلا هس…
22 مارس 1985
محسن و اعظم و عماد، صبح خیلى زود به رفسنجان رفتند. قرار است که فائزه و افراد دیگر هم بروند. آقاجلال هم همراه آنها رفت. تا ساعت ده ونیم در منزل تنها بودم و براى خطبه هاى جمعه مطالعه کردم. آقاى [على] صیاد [شیرازى] [فرمانده نیروى زمینى ارتش] ب…
21 مارس 1985
ساعت چهار صبح بیدار شدیم. عفت، فاطى، مهدى، یاسر و سارا به فرودگاه[مهرآباد] رفتند تا براى عمره مفرده به عربستان بروند. بعد از نماز کمى خوابیدم. نزدیک ساعت نه به حسینیه جماران رفتم و براى مراسم عید خدمت امام رسیدیم. امام سخنرانى مفصلى فرمودند…