خاطرات اکبر هاشمی - ۲ فروردین ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 21:51کد خبر27247

محسن و اعظم و عماد، صبح خیلى زود به رفسنجان رفتند. قرار است که فائزه و افراد دیگر هم بروند. آقاجلال هم همراه آنها رفت. تا ساعت ده ونیم در منزل تنها بودم و براى خطبه هاى جمعه مطالعه کردم. آقاى [على] صیاد [شیرازى] [فرمانده نیروى زمینى ارتش] براى تأمین ارز

محسن و اعظم و عماد، صبح خیلى زود به رفسنجان رفتند. قرار است که فائزه و افراد دیگر هم بروند. آقاجلال هم همراه آنها رفت. تا ساعت ده ونیم در منزل تنها بودم و براى خطبه هاى جمعه مطالعه کردم.

آقاى [على] صیاد [شیرازى] [فرمانده نیروى زمینى ارتش] براى تأمین ارز مأموران نیروى زمینى که بناست براى آوردن پل به لیبى بروند، تلفن کرد. آقاى سرهنگ جمالى، تلفنى از عدم موافقت خود با طرح جدید صیاد گفت.

قبل از مراسم نماز، وضعیت قرمز اعلام شد و در عین حال جمعیت انبوهى در نمازجمعه شرکت کردند. هنگام خطبه دوم، یک هواپیماى عراقى دیوار صوتى را در تهران شکست و ضدهوایى ها به شدت به کار افتادند. مردم خونسردى خود را حفظ کردند و من هم سخنرانى خود را ادامه دادم. صحنه واقعاً جالبى به وجود آمد؛ باید بر این شهامت مردم آفرین گفت.

عصر، آقاى [هوشنگ] صدیق [فرمانده نیروى هوایى ارتش] از تأخیر در پیاده کردن موشک ها گله کرد. در این مورد، به آقاى [محسن] رفیق دوست تأکید کردم. آقاى [محمدعلى] عربى نماینده کاشمر اطلاع داد که به علت درگیرى در نمازجمعه این شهر، دادستان مى خواهد، ایشان را بازداشت کند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا