خاطرات اکبر هاشمی - ۹ فروردین ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 21:51کد خبر27254

تا ساعت ده ونیم در منزل بودم و پس از آن، براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه [تهران] رفتم. جمع زیادى از نمازگزاران آمده بودند و خیلى پرشور برخورد کردند. خیلى جالب توجه است و چنین چیزى انتظار نمى رفت؛ زیرا شایعه حمله عراق یا انجام خرابکارى بود. همچنین، خبرى

تا ساعت ده ونیم در منزل بودم و پس از آن، براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه [تهران] رفتم.

جمع زیادى از نمازگزاران آمده بودند و خیلى پرشور برخورد کردند. خیلى جالب توجه است و چنین چیزى انتظار نمى رفت؛ زیرا شایعه حمله عراق یا انجام خرابکارى بود. همچنین، خبرى رسیده بود که بناست به من سوء قصد شود، اما به خوبى گذشت.

عصر آقاى حسین تاش آمد و گزارش وضع فعالیت واحد موشکى سپاه و همکارى خوب لیبى را داد. دستور دادم که براى فردا آماده باشند. از دفتر مشاورت [امام در ارتش] آمدند و گزارشى از وضع پدافند تهران دادند. برنامه اى هم براى قوى تر کردن دفاع ریخته اند. احمدآقا هم آمد و راجع به مسایل جارى مذاکره کردیم.

امروز از طرف عراق حمله اى به شهرها نشد. ساعت ده خوابیدم. هنوز به خواب نرفته بودم که وضعیت قرمز اعلام شد و ضدهوایى ها به مدت طولانى کار کردند. بعداً معلوم شد که هواپیماهاى عراقى نتوانستند کارى انجام دهند و فرار کردند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا