22 يوليو 1985
بچه ها به رفسنجان رفتند. با فرمانده و وزیر سپاه و نخست وزیر درباره بودجه جنگ و سپاه و با آقازاده درباره خرید سلاح صحبت کردم. پسر آقاى مطهرى آمد و براى نشر آثار پدرش کمک خواست. آنها در تهیه کاغذ مناسب مشکل دارند و از اینکه آموزش و پرورش مزاح…
21 يوليو 1985
بعد از نماز صبح به مجلس رفتم. در جلسه علنى، لایحه اخذ عوارض بیشتر از گذرنامه تصویب شد. بعد از تنفس به دفترم برگشتم. آقایان انوارى و [احمد] ناطق نورى آمدند. آنها معتقد به صحت ادعاى شناخت گنج ها از طرف افرادى هستند. به مهندس حجت معاون وزارت ف…
20 يوليو 1985
در منزل بودم. شوراى سرپرستى [صداوسیما] جلسه داشت. آقاى [محسن] دعاگو [عضو شورا] کسالت دارد و بسترى است. مقدارى درباره عدم اجراى مصوبات شورا توسط سازمان صداوسیما بحث شد. براى تبلیغات انتخابات ریاست جمهورى، قرار شد هدف تشویق مردم به شرکت در ان…
19 يوليو 1985
در منزل ماندم و بیشتر وقتم به مطالعه و استراحت گذشت. هفته گذشته به خاطر دو مجلس خبرگان و شوراى اسلامى خیلى خسته شده بودم. کمى هم ورزش شنا نمودم. آقاى محسن رضایى آمد و گزارش جبهه ها را داد و از کمبود بودجه و ضعف شورا و دخالت هاى نماینده امام…
18 يوليو 1985
تا ساعت ده صبح در جلسه علنى ماندم. براى شرکت در کنگره حزب جمهورى اسلامى به مدرسه شهید مطهرى رفتم. آیت الله خامنه اى صحبت کردند و گزارش دادند و از ضررهاى اختلاف دو جریان در حزب که منجر به خاموشى چراغ حزب شد، انتقاد کردند. ظهر به مجلس رفتم. س…
17 يوليو 1985
مجلس خبرگان صبح و عصر جلسه داشت. رهبریت آقاى منتظرى در دستور بود و کسى جرأت مخالفت صریح را نداشت و یا مخالف صریح نبود. عده اى به عنوان اینکه اقدام با عجله است و باعث اتهام و حرف مخالفان مى شود، مى گفتند به عنوان تحقیق درباره بقیه افراد مورد…
16 يوليو 1985
ساعت هفت ونیم آقاى [واعظ] طبسى به منزل آمدند و گله داشتند که دفتر امام و رسانه هاى جمعى با ایشان بد برخورد مى نمایند. عنوان نمایندگى امام در خراسان که از ایشان است، به امام جمعه مشهد اطلاق مى نمایند. قرار شد رسیدگى کنم. همراه سایر اعضاى مجل…
15 يوليو 1985
قبل از ساعت شش صبح به طرف مجلس حرکت کردم. از جبهه سراغ گرفتم که آقاى صیاد گفت مرحله اول عملیات به خوبى انجام شده و دشمن دفاع ضعیفى دارد. قرار شد از ستاد نیروى زمینى اطلاعات مفصل را بیاورند و گفت اخبار را در کنترل قرارگاه بگذاریم که در حد مص…
14 يوليو 1985
با اینکه امروز تعطیل بود، اما مجلس خبرگان جلسه داشت و تا ظهر کار کردیم. در وقت تنفس، آقاى [موسوى] خوئینى ها اطلاع داد که در آغاجارى عده اى از کارگران شرکت نفت به سیاست وزارت نفت معترضند و اعتصاب کرده اند. با خبرگان استان خوزستان در این خصوص…
13 يوليو 1985
بعد از نماز صبح به مجلس رفتم. هیأت رییسه مجلس خبرگان [رهبرى] در دفترم تشکیل شد و برنامه جلسات را تنظیم کردیم. باید پنج روز اجلاسیه خبرگان کار کند. اولین جلسه ساعت هشت صبح تشکیل شد و هیأت رییسه انتخاب گردید: آیت الله مشکینى رییس و من نایب ری…
12 يوليو 1985
تا ساعت ده ونیم صبح براى خطبه ها مطالعه کردم. در دانشگاه تهران نمازجمعه را اقامه نمودم. خطبه اى درباره حقوق زن و شخصیت او و خطبه اى در خصوص اهداف و نتایج سفر ایراد شد. ظهر بستگان مهمان مان بودند. عصر بچه ها به مهمانى رفتند و من در منزل تنها…
11 يوليو 1985
بعد از نماز تا ساعت هفت ونیم صبح در دفترم کار کردم. در جلسه علنى مجلس، لایحه تأسیس وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى که دانشکده هاى پزشکى را با وزارت بهدارى ادغام مى کند، مطرح بود. بحث ها جدى و شدید بود و مخالفان جوسازى کرده بودند، اما با ا…
10 يوليو 1985
ساعت هفت صبح به دفتر آقاى [آیت الله] خامنه اى رفتم و جلسه هیأت دولت با ریاست ایشان، براى بحث و پیگیرى تصمیمات سفر چین و ژاپن تشکیل شد. در این جلسه من و دکتر ولایتى و آقازاده دستاوردهاى سفر را توضیح دادیم. کمیته اى براى پیگیرى تشکیل شد که پر…
9 يوليو 1985
صبح زودتر به مجلس رفتم. بعضى از نمایندگان معتقد بودند که بهتر است به خاطر فوت آقاى ربانى املشى، امروز مجلس تعطیل باشد، ولى اکثریت صلاح نمى دانستند، تعطیل نکردیم. قبل از دستور درباره ایشان صحبت کردم و سپس براى انجام مراسم به بیرون مجلس رفتیم…
8 يوليو 1985
صبح زود آقاى صیاد [شیرازى] آمد و گزارش پیشرفت کار عملیات را داد. به نظر مى رسد مى خواهند عمل کنند. تمام روز در منزل بودم. خبر رسید آقاى [محمدمهدى] ربانى املشى فوت کرده و راجع به مراسم تشییع جنازه و اعلان ها مشورت کردند. عصر عفت به تعزیه خان…
7 يوليو 1985
در [نطق] قبل از دستور جلسه علنى مجلس، کمى درباره سفر به کشورهاى چین و ژاپن صحبت کردم. بعد از تنفس در دفترم بودم. نمایندگان شیراز آمدند و گزارشى از حوادث اخیر شیراز را دادند که حزب الله علیه آقاى [محى الدین] حایرى شیرازى امام جمعه اقداماتى ک…
6 يوليو 1985
ساعت هشت ونیم صبح به زیارت امام رفتم و گزارش سفر را دادم. امام خوشحال شدند. آقاى [سیدمحمد موسوى] خوئینى ها هم آمد. امام از ایشان خواستند که سمت دادستانى کل کشور را بپذیرد و مشکل کار حج هم با نصب جانشین در سال جارى حل شود. تا ظهر در خانه گزا…
5 يوليو 1985
ساعت هشت ونیم صبح به طرف فرودگاه هاندا حرکت کردیم و از خدمه قصر خداحافظى نمودیم. در بین راه رییس تشریفات وزارت خارجه تأکید داشت که مأموران ژاپنى تحت تأثیر اخلاق و شخصیت هیأت ما قرار گرفته اند و خبر داد که بخشى از مصاحبه تلویزیونى دیشب من را…
4 يوليو 1985
روز پرکارى داشتیم. صبح زود به فرودگاه رفتیم و به شهر ناکازاکى براى دیدن موزه انفجار بمب اتمى آمریکا در 41 سال پیش پرواز کردیم. استاندار و شهردار به استقبال آمدند. از فرودگاه به بندر براى دیدن کارخانه کشتى سازى میتسوبیشى رفتیم. با یک کشتى ما…
3 يوليو 1985
مهدى را بیدار کردم که صبحانه بخورد و با بچه ها دنبال کارش برود. حسن فرزند احمدآقا هم مثل بچه هاى من - یاسر و مهدى- همراه ما بود. کمى ورزش کردم و بعد از استحمام مقدارى تلویزیون تماشا کردم. یک کانال تلویزیون ژاپن در اختیار آمریکایى ها است و ب…
2 يوليو 1985
دیشب بعضى از برنامه هاى غیرضرور از قبیل دیدار از کارخانه ها و ضیافت فدراسیون سازمان هاى اقتصادى حذف شد. لذا پیش از ظهر، کار کمى داشتم و بیشتر در کاخ ماندم. تلفنى با آقاى رییس جمهور و رفیق دوست [وزیر سپاه] صحبت کردم، گفت لیبى و سوریه به وعده…
1 يوليو 1985
بعد از نماز و کمى ورزش، صبحانه در اتاق صرف شد و سپس به فرودگاه رفتیم. با دو هواپیماى چینى به شانگهاى رفتیم. یک ساعت و چهل و پنج دقیقه در راه بودیم. در فرودگاه شانگهاى شهردار به استقبال آمد و حدود یک ساعت معطل شدیم تا هواپیماهاى خودمان از پک…
30 يونيو 1985
آقاى [زائوزیانگ] نخست وزیر چین ساعت هشت ونیم صبح براى ملاقات آخر و خداحافظى به اقامتگاه آمد. تفاهم نامه همکارى توسط [غلامرضا]آقازاده معاون نخست وزیر و همتاى ایشان امضا شد. مذاکرات رسمى انجام گردید و سپس با درخواست من جلسه خصوصى شد. درباره گ…
29 يونيو 1985
بعد از صبحانه که معمولاً ساعت هشت صبح صرف مى شود، براى دیدن «شهر ممنوعه» مجموعه کاخ هاى امپراطورى سابق چین - که اسکلت آنها از چوب است - رفتیم و گفتند مجموعاً مساحت آن هفتاد هکتار و تعداد اتاق ها 9 هزار است و توضیحاتى هم دادند. در آخر از دو …
28 يونيو 1985
هنگام اذان براى نماز صبح بیدار شدم و تا ساعت هشت خوابیدم. مقدارى وقت صرف نوشتن خاطرات کردم. براى ملاقات با رییس جمهور لى شیانیان آماده شدم. یک ربع ساعت دیر شد. خبرگزارى یونایتدپرس از این تأخیر سوء استفاده کرد و این خبر را روى تلکس برد که من…
27 يونيو 1985
ساعت هشت بامداد هواپیما در فرودگاه پکن به زمین نشست. استقبال مختصرى شد و استقبال رسمى، عصر در میدان عظیم [تین آن مِن] صلح آسمانى انجام مى شود. ما را به کاخ مهمانسراى دولتى بردند که براى رؤساى کشورها اختصاص دارد و باغ بزرگى است که از زمان ام…
26 يونيو 1985
اول صبح به مجلس رفتم. پس از شروع جلسه، اداره آن را به آقاى یزدى سپردم و براى انجام کارهاى قبل از سفر به چین و ژاپن به دفترم آمدم. درباره همراهان و برنامه ها تبادل نظرهایى شد. صیاد شیرازى آمد و گزارش برنامه هاى جنگ را داد و چون تأخیر داشت، ک…
25 يونيو 1985
حدود ساعت چهار صبح به وقت تهران، هواپیما به فضاى تهران رسید و بیدارم کردند. نماز صبح را در فرودگاه [مهرآباد] خواندیم. گفتند به تهران گفته شده دیشب ساعت یازده وارد تهران مى شویم و مستقبلان ساعت ها انتظار کشیده اند. این بى نظمى هنگام ورود به …
24 يونيو 1985
ساعت شش بامداد به سفارت مان در دمشق رفتم. با شوراى لبنان و حزب الله ملاقات کردم. درباره مسایل لبنان و هواپیماى آمریکایى ربوده شده مذاکره کردیم. از من براى کارهاى جارى نظر خواستند. گفتم هواپیماربایى و گروگان گیرى به ضرر لبنان تمام مى شود، بن…
23 يونيو 1985
جمعى از همراهان براى تهیه بیانیه مشترک تا صبح نخوابیدند و بر سر موضوع محکوم کردن سازمان امل و نبیه برى - که لیبى خیلى اصرار داشت - به توافق نرسیدند. هنگام نماز صبح، دکتر هادى گزارش کارشان را داد. ساعت هشت صبح جلود هم آمد و من دخالت کردم تا …
22 يونيو 1985
نزدیک طلوع آفتاب براى نماز بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. کم خوابى دارم. منظره طلوع آفتاب در ساحل مدیترانه که از روى تختخواب مشهود است، خیلى زیباست. مواردى را که باید در بیانیه مشترک بیاوریم - مسایل جنگ و لبنان و فلسطین - یادداشت کردم که به وزا…