خاطرات اکبر هاشمی - ۲ تیر ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 02:13کد خبر27341

جمعى از همراهان براى تهیه بیانیه مشترک تا صبح نخوابیدند و بر سر موضوع محکوم کردن سازمان امل و نبیه برى - که لیبى خیلى اصرار داشت - به توافق نرسیدند. هنگام نماز صبح، دکتر هادى گزارش کارشان را داد. ساعت هشت صبح جلود هم آمد و من دخالت کردم تا تفاهم به

جمعى از همراهان براى تهیه بیانیه مشترک تا صبح نخوابیدند و بر سر موضوع محکوم کردن سازمان امل و نبیه برى - که لیبى خیلى اصرار داشت - به توافق نرسیدند. هنگام نماز صبح، دکتر هادى گزارش کارشان را داد. ساعت هشت صبح جلود هم آمد و من دخالت کردم تا تفاهم به دست آمد. بیانیه مشترک و صورت جلسه مذاکرات را امضا کردیم.

براى پرواز به سوریه به فرودگاه رفتیم. مصاحبه مشترک کردیم و بدرقه رسمى کردند و نزدیک ساعت یازده پرواز کردیم و ساعت دوونیم بعد از ظهر وارد دمشق شدیم. جمع زیادى از علما و ایرانیان [مقیم سوریه] در فرودگاه به استقبال آمده بودند. [عبدالحلیم] خدام [معاون رییس جمهور سوریه] و چند وزیر هم بودند.

به اقامتگاه آمدیم. محلى که در سفر گذشته هم بودیم، کمى استراحت کردیم و سپس به ملاقات آقاى حافظ اسد [رییس جمهور سوریه] رفتیم. قرار بود اول به مجلس برویم، ولى اسد برنامه را عوض کرد. از ساعت شش تا هفت عصر با [آقاى محمود الذوبى] رییس مجلس [خلق] سوریه در اقامتگاه مذاکره کردیم و از ساعت هفت تا نه شب با اسد بودیم. من مطالب خودم را در باب لزوم کمک سوریه به ما در جنگ و اشتباه سوریه در مسأله اردوگاه هاى فلسطینى - که به دست شیعه خواسته تصفیه بکند - و لزوم همکارى با لیبى و... مطرح کردم. قرار شد جواب را فردا بدهد. مطالب صریح و مهمى گفتیم.

شام مهمان اسد بودیم و بعد از شام به روضه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا