ساعت شش بامداد به سفارت مان در دمشق رفتم. با شوراى لبنان و حزب الله ملاقات کردم. درباره مسایل لبنان و هواپیماى آمریکایى ربوده شده مذاکره کردیم. از من براى کارهاى جارى نظر خواستند. گفتم هواپیماربایى و گروگان گیرى به ضرر لبنان تمام مى شود، بنابراین تلاش
ساعت شش بامداد به سفارت مان در دمشق رفتم. با شوراى لبنان و حزب الله ملاقات کردم. درباره مسایل لبنان و هواپیماى آمریکایى ربوده شده مذاکره کردیم. از من براى کارهاى جارى نظر خواستند. گفتم هواپیماربایى و گروگان گیرى به ضرر لبنان تمام مى شود، بنابراین تلاش نمایند تا سرنخى از آنها پیدا کنند و سعى شود که مسأله به خوبى حل شود. جنبه انسانى مسأله هم مهم است، چون انسان هاى بى گناه و خانواده هایشان از این مسأله رنج مى برند.
گروهى از مسئولان سازمان امل آمدند. از کم لطفى جمهورى اسلامى به آنها گله داشتند و از جریان جنگ با فلسطینى ها به نوعى اظهار شرمندگى مى کردند، ولى مسئولیت امر را متوجه فلسطینى ها مى دانستند. آنها را نصیحت کردم و گفتم از جریان آقاى موسى صدر در راه تفرقه بین مسلمین و اعراب و مسایل گروهى استفاده نکنند.
علماى لبنان اعم از شیعه و سنى آمدند. مذاکرات طولانى درباره اوضاع لبنان شد. آنها را توصیه به وحدت شیعه و سنى و تحذیر از اختلاف کردم. نوعاً آگاه و روشن هستند. آقایان سید فضل الله، شیخ شمس الدین، شیخ سعید شعبان، ماهرحمود و .... صحبت کردند.
رهبران فلسطینى «جبهه نجات فلسطین» از مخالفان [یاسر] عرفات هم آمدند و اعلام وفادارى به جمهورى اسلامى و جهاد مسلحانه [با اسراییل] کردند. با آقاى عبدالحلیم خدام [معاون رییس جمهور سوریه] ملاقات کردیم و او درباره مسایل لبنان مطالبى گفت. بیشتر مى خواست توجیه کند که سوریه در به کار گرفتن شیعیان در جنگ علیه اردوگاه هاى فلسطینى در بیروت مقصر نیست، ولى نتوانست ما را قانع کند.
به مجلس شعبى سوریه رفتیم و با رییس مجلس و جمعى از نمایندگان سوریه مذاکره کردیم. حرف زیادى براى مذاکره نداشتیم. مجلس سوریه قدرت کمى دارد و همه قدرت ها در دست رییس جمهور است. آقاى خدام آمد و جواب حافظ اسد را درباره درخواست موشک هاى سام و اسکاد از طرف ما آورد. مشکلات سوریه را گفت و وابستگى شدید سوریه به شوروى را توضیح داد و گفت مى ترسد شوروى ها امکانات را قطع کنند. قانع نشدیم و قرار شد با خود حافظ اسد حرف بزنیم.
براى انجام مصاحبه مطبوعاتى به سفارت [ایران در دمشق] رفتم و با خبرنگاران صحبت کردم و به سئوالات پاسخ دادم. نزدیک غروب براى بار دوم با حافظ اسد ملاقات کردیم. بیشتر بحث ما درباره گرفتن موشک هاى سام و اسکاد بود. از شوروى ها مى ترسند که به ما [موشک] بدهند. ما هم دست از اصرار و مطالبه برنداشتیم و گفتیم شرکت با ما در جنگ نیاز به این مقدار مخاطره دارد؛ قرار شد بیشتر رسیدگى کنند، ولى درباره لبنان و آینده عراق و کمیته سه جانبه همکارى با سوریه و لیبى و موارد سیاسى دیگر، پیشنهادهاى ما را پذیرفتند.
براى زیارت [مرقد مطهر حضرت زینب(س)] به زینبیه رفتیم، اما به خاطر ازدحام و تظاهرات مردم و اظهار حمایت از جمهورى اسلامى، نتوانستیم درست زیارت کنیم و به محل اقامت برگشتیم.
عبدالحلیم خدام آمد و اعلام کرد که آقاى حافظ اسد خواسته ما را در خصوص تحویل موشک هاى سام و اسکاد پذیرفته است. او همچنین درباره روابط ما با شوروى صحبت کرد و گفت تبلیغات شما علیه شوروى و مسأله [اشغال] افغانستان [توسط شوروى] مانعِ گرمى روابط است. گفتیم تبلیغات را ممکن است کم کنیم، ولى در مورد افغانستان نمى توانیم کوتاه بیاییم. اشغال یک کشور اسلامى توسط روس ها قابل تحمل نیست و مثل اشغال فلسطین است. سپس ایشان و رییس مجلس و چند وزیر، ما را تا فرودگاه بدرقه کردند.
او در بین راه گفت که آمریکا به حافظ اسد اطلاع داده اگر گروگان هاى هواپیماربایى در بیروت آزاد شوند، زندانی هاى لبنانى در اسراییل آزاد مى شوند. به مسئولان حزب الله [لبنان] اطلاع دادم و از آنها خواستم براى پیدا کردن ریشه هواپیماربایان و راهکار براى قانع کردن آنها و تکیه بر مسایل انسانى و نیز مخالفت اسلام با ترور و... تلاش کنند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام