خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ تیر ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 02:35کد خبر27352

روز پرکارى داشتیم. صبح زود به فرودگاه رفتیم و به شهر ناکازاکى براى دیدن موزه انفجار بمب اتمى آمریکا در 41 سال پیش پرواز کردیم. استاندار و شهردار به استقبال آمدند. از فرودگاه به بندر براى دیدن کارخانه کشتى سازى میتسوبیشى رفتیم. با یک کشتى ما را در بندر

روز پرکارى داشتیم. صبح زود به فرودگاه رفتیم و به شهر ناکازاکى براى دیدن موزه انفجار بمب اتمى آمریکا در 41 سال پیش پرواز کردیم. استاندار و شهردار به استقبال آمدند. از فرودگاه به بندر براى دیدن کارخانه کشتى سازى میتسوبیشى رفتیم. با یک کشتى ما را در بندر سیاحت دادند و سپس رییس شرکت و مدیر کارخانه آمار و ارقام دادند.

سپس با ماشین، کارخانه کشتى سازى و نیروگاه سازى را گشتیم. توربین هاى نیروگاه شهید رجایى در آنجا ساخته مى شود. ظهر در هتل مهمان ژاپن بودیم و در موزه، آثار انفجار بمب اتمى را توضیح دادند و فیلمى پخش کردند؛ خیلى تلخ است.

حلقه گل نثار آرامگاه قربانیان بمب اتمى کردم و مصاحبه نمودم. با دو نفر از مجروحان انفجار صحبت کردم. یکى از آنها به نام آجیلاتا را تا فرودگاه آوردم و در مسیر توضیحات زیادى داد. خودش در 1200 مترى محل انفجار در کارخانه مجروح شده، دویست و پنجاه نفر از هشت هزار نفر کارکنان مرده اند و تمامى خانواده اش در منزل از یکصدو بیست مترى انفجار سوخته و نتوانسته است جسد آنها را به دست بیاورد. گفت دولت ژاپن هم کمک مؤثرى به آنها نکرده است.

ساعت شش به توکیو برگشتیم. به سفارت رفتم و مصاحبه اى با تلویزیون و دیگرى با یک روزنامه ژاپنى کردم. شام را در سفارت خوردیم و با ایرانیان مقیم توکیو آشنا شدیم. یک نفر همکارهاى آقاى بهلول در قضیه گوهرشاد به نام مقتدرى را دیدیم که فرار کرده و در ژاپن زندگى مى کند. شب با تلویزیون آمریکا و مجله اقتصادى ژاپن مصاحبه کردم. گزارش ها را با تلکس گرفته بودند که خواندم، مطلب مهمى نداشت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا