خاطرات اکبر هاشمی - ۵ تیر ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 02:13کد خبر27344

اول صبح به مجلس رفتم. پس از شروع جلسه، اداره آن را به آقاى یزدى سپردم و براى انجام کارهاى قبل از سفر به چین و ژاپن به دفترم آمدم. درباره همراهان و برنامه ها تبادل نظرهایى شد. صیاد شیرازى آمد و گزارش برنامه هاى جنگ را داد و چون تأخیر داشت، کمى اوقات

اول صبح به مجلس رفتم. پس از شروع جلسه، اداره آن را به آقاى یزدى سپردم و براى انجام کارهاى قبل از سفر به چین و ژاپن به دفترم آمدم. درباره همراهان و برنامه ها تبادل نظرهایى شد. صیاد شیرازى آمد و گزارش برنامه هاى جنگ را داد و چون تأخیر داشت، کمى اوقات تلخى کردم و ایشان هم ناراحت شد. آقاى [محسن] رضایى هم کارهایش را گفت.

بعد از ظهر به منزل رفتم. حاجیه والده هم آمده بودند؛ کمى مریض اند. عفت چمدان سفر را بست. محسن هم از رفسنجان آمده بود که با من به سفر بیاید. ساعت شش به فرودگاه [مهرآباد] آمدیم و مصاحبه اى کردم و سپس با مراسم رسمى حرکت کردیم؛ با دو هواپیما و حدود 100 نفر همراه - شامل 12 نفر از نمایندگان مجلس و جمعى از معاونان [رییس جمهور] و وزرا و وزیر امور خارجه و خبرنگاران و... - تمام شب در پرواز بودیم. از فضاى پاکستان به آقاى ضیاءالحق [رییس جمهور پاکستان] پیام دوستى دادیم. چون ایران با چین چهارونیم ساعت اختلاف وقت دارند، نزدیک ساعت دو بامداد آفتاب را دیدیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا