خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ تیر ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 02:39کد خبر27370

بچه ها به رفسنجان رفتند. با فرمانده و وزیر سپاه و نخست وزیر درباره بودجه جنگ و سپاه و با آقازاده درباره خرید سلاح صحبت کردم. پسر آقاى مطهرى آمد و براى نشر آثار پدرش کمک خواست. آنها در تهیه کاغذ مناسب مشکل دارند و از اینکه آموزش و پرورش مزاحم مدارس مستقلى

بچه ها به رفسنجان رفتند. با فرمانده و وزیر سپاه و نخست وزیر درباره بودجه جنگ و سپاه و با آقازاده درباره خرید سلاح صحبت کردم. پسر آقاى مطهرى آمد و براى نشر آثار پدرش کمک خواست. آنها در تهیه کاغذ مناسب مشکل دارند و از اینکه آموزش و پرورش مزاحم مدارس مستقلى چون نیکان مى شود، گله داشت. معمولاً جریانى مزاحم اینها هستند. حرف حسابى هم ندارند.

آقاى اقبالى آمد و راجع به درگیرى هایى که با پاسداران دارند، صحبت کرد. آقاى سالارى سفیرمان در آرژانتین آمد و براى بیشتر ماندن در آنجا و خریدن [ساختمان براى] سفارتخانه کمک خواست. گزارش ها را آوردند. عراق مدعى است یک هلى کوپتر شنوک ما با سه خلبان به عراق رفته و پناهنده شده اند. شب فیلم طبل توخالى را تماشا کردم. فیلم جالبى است. از منزل فاطى شام براى من آوردند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا