30 November 1991
در اخبار، موضوع اعلام بانک مرکزى شوروى درخصوص عجز از پرداخت پول هزینه هاى کشور و اعلان [سلیمان]دمیرل، در ترکیه، درخصوص مشکل جارى اقتصادى با سیاست هاى حکام سابق جلب توجه مى کند. آقایان [رضا] ملک زاده، [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی] و معا…
29 November 1991
صبح زود از [آقای عبدالله نوری]، وزیر کشور دربارة آثار زلزله پرسیدم. گزارش داد تلفات جانى نداشته است و حدود هفتاد نفر زخمى شده اند. مقدارى خرابى بوده؛ برق وصل شده و جاده ها باز شده است. با فائزه و مونا و حسن صبحانه خوردیم. تا ساعت ده ونیم صب…
28 November 1991
ساعت چهار و نیم صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. در اخبار، فشار آمریکا بر اسراییل و همسایه هایش براى شروع مذاکرات در آمریکا و فشار آمریکا و فرانسه و انگلیس بر لیبى براى مساله سقوط هواپیما مهم اند. تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. تیمسار [علی]ش…
27 November 1991
آقاى فقیهى، نماینده رهبرى در حفاظت سپاه آمد و در مورد بعضى از محافظان نظرخواهى کرد. آقاى [محسن]رفیق دوست، [رییس بنیاد مستضعفان] آمد. گزارشى از کار بنیاد مستضعفان داد و براى اقداماتش در آفریقا براى سرمایه گذارى و ایجاد سردخانه و مراکز تجارى …
26 November 1991
آقاى [عباسعلی]وکیلى، [رییس ستاد رسیدگی به امور آزادگان] آمد. گزارش امور آزادگان را داد و براى تهیه زمین مسکن آزادگان اعتبار زیادى خواست و براى ستاد اتومبیل تقاضا کرد. آقاى [اصغر]ابراهیمى، مدیرعامل شرکت متروی تهران آمد و گزارش پیشرفت کار متر…
25 November 1991
از منزل براى بازدید از دانشکده علوم پزشکى دانشگاه آزاد اسلامى در [محله] زرگنده [در شمال تهران]رفتیم. مراسم افتتاح ساختمان جدید با زیربناى هجده هزار- - مترمربع و زمین بیست هزار مترمربع است. از آزمایشگاه ها و کلاس ها و سالن تشریح بازدید کردم …
24 November 1991
با هلی کوپتر از سعدآباد به سوى کرج پرواز کردیم. فرماندار و نماینده کرج هم بودند. در راه توضیحات دادند. اطراف کرج دور زدیم و نقاط مهم شهر و اطراف را معرفى کردند. شهرک هاى بزرگ فردیس، مهرشهر، اسلامشهر، عظیمیه و حصارک توجهم را جلب کرد. پارکینگ…
23 November 1991
ساعت هشت به دفتر رسیدم. ساعت نُه صبح، ملاقات ها مطابق معمول شروع شد. جلسه شوراى تعیین الگوى مصرف داشتیم. گزارش جلسات فرعى را دادند. در مورد الگوى مسکن، پیشنهاد مشخصی آورده بودند و موارد دیگر لباس و غذا و دارو و حمل و نقل را در دست بررسى دار…
22 November 1991
امروز در خانه بودم. دیشب باران خفیفى بارید؛ امسال بارندگى در تهران کم است. با آشیخ محمد صبحانه خوردیم؛ شب مانده بودند. مقدارى از وقت به خواندن گزارش ها و مقدارى به پیاده روى و ورزش و استراحت گذشت. آقاى محسن رضایى، [فرمانده سپاه پاسداران] آم…
21 November 1991
هنگام حرکت از منزل، عموزاده آشیخ محمد هاشمیان رسید که قرار شد شب بیاید. من به دفترم رفتم؛ بعداً احمدآقا هم به ایشان ملحق شده و در منزل با عفت دربارة مساله اخیر آشیخ حسین صحبت کرده بودند. عفت تعجب دارد از اینکه براى اولین بار بعد از حدود ده …
20 November 1991
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. آقاى [حمید]میرزاده آمد و نیازهاى اعتبارى دانشگاه ها و بازسازى را توضیح داد. آقاى جلیل بشارتى، [رییس دفتر مناطق محروم ریاست جمهوری]، براى امور عمرانى نقاط محروم آمد. آقایان [عبدا…
19 November 1991
تا ساعت نُه و نیم صبح در منزل ماندم و سپس براى شرکت در کنفرانس آنکتاد، همراه خانواده به محل [سالن همایش های]صداوسیما رفتیم. در آنجا آقاى [عبدالحسین]وهاجى توضیحات داد و سپس هیأت رییسه براى استقبال از من به اتاق آمدند و با هم به سالن اجلاس رف…
18 November 1991
آشیخ حسین هاشمیان تلفنى صحبت کرد. دربارة دادن بیانیه و رفتن به دادگاه براى ختم ماجرا صحبت شد. جمعى از فرماندهان بسیجى سراسر کشور آمدند. آقاى [علیرضا]افشار، [فرمانده بسیج مستضعفین] گزارش داد و من برایشان صحبت کردم. آقایان [محسن] نوربخش، [مسع…
17 November 1991
براى شرکت در مراسم فارغ التحصیلى خلبان ها، از منزل یکسره به دانشگاه هوایى رفتیم. بعد از تشریفات ورود و دیدن سان و استماع گزارش و سرود و اهدای جوایز، مراسم تحلیف انجام شد. سخنرانى کوتاهی کردم و پس از گرفتن رژه، به سوى دفتر حرکت کردیم. متن نط…
16 November 1991
ساعت نُه صبح، [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. در مورد پیشرفت حفارى هاى گاز پارس جنوبى در خلیج فارس و پیش فروش نفت گزارش داد. گفتم در زمان جنگ ما نتوانستیم کاری در آن مخزن عظیم مشترک گاز داشته باشیم و قطر از ما جلو افتاده است؛ با اولوی…
15 November 1991
در خانه بودم. بیشتر وقت به مطالعه و استراحت و پیاده روى در حیاط خانه گذشت. ظهر بچه ها به مهمانى رفتند. من و سعید[لاهوتی] ناهار خوردیم. عصر دکتر [سیدمحمود]طباطبایى، رییس دانشگاه پزشکى شهید بهشتى آمد. گزارشى از وضع دانشگاه و مزاحمت هاى تندروه…
14 November 1991
جمعى از دفتر تبلیغات[اسلامی قم] و گروه فرهنگ و معارف قرآن آمدند. بر روى پروژه «تبدیل یادداشت ها و فیش های نگاشته شده در زندان، برای تهیه تفسیر راهنما و کلید قرآن» کار مى کنند. توضیح کار دادند و کمک گرفتند. مجمع تشخیص مصلحت جلسه داشت. پیشنها…
13 November 1991
جمعى از نمایندگان مجلس، براى مشورت در ارتباط با برنامه سفرشان آمدند؛ عازم جمهورى هاى مسلمان نشین در شوروى بودند. توضیحاتى دادم که منجر به تغییر برنامه سفرشان شد. آقایان [حسین]محلوجى و کلاهدوز آمدند. گزارش پیشرفت کار کارخانه تولید آلومینیوم …
12 November 1991
صبح جمعى از پرستاران آمدند. دکتر [رضا]ملک زاده[ وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی]، گزارش وضع پرستاران و نیازها را گفت و من صحبت تشویق آمیز نمودم. روحانیت کرمان آمدند. [آقای سیدیحیی جعفری]، امام جمعه[کرمان]، از سوى آنها صحبت کرد و من مقدارى …
11 November 1991
مطابق معمول هر روز، زودتر از عفت به پایین آمدم و سماور را روشن کردم و چاى را آماده نمودم. عفت آمد. صبحانه خوردیم و رفتم. مطابق معمول، عفت معترض است که چرا براى رفتن عجله دارم. ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، [آقای سولانکی]، وزی…
10 November 1991
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. مطابق معمول روزانه، خواندن گزارش ها، استماع اخبار داخلى و خارجى و انجام کارهاى جارى دفتر و جواب تلفن ها وقتم را گرفت. آقاى صباح زنگنه آمد. عازم عربستان سعودی است؛ اخیراً به عنوان سفیر [و نماینده دایم]ایر…
9 November 1991
آقاى [غلامرضا]فروزش، [وزیر جهاد سازندگی]، گزارشى از وضع شیلات، دام، لبنیات، مرغ، تخم مرغ، زنبور عسل و مراتع داد و براى توسعه صنایع تبدیل لبنیات و علوفه دام استمداد کرد. اعضاى شوراى مرکزى جامعه حضرت زینب(س) آمدند. خانم [مریم]بهروزی گزارش داد…
8 November 1991
ساعت هفت و ربع صبح، به زمین چمن کنار کاخ سعدآباد رفتیم. با هلی کوپترها به سوى شهرک صنعتى کاوه، کنار ساوه پرواز کردیم. وزیران صنایع و صنایع سنگین و رییس کل بانک مرکزى هم بودند. ساعت هشت صبح در شهرک فرود آمدیم. در سالن هتل جلسه توجیهى بود. بع…
7 November 1991
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى [عبدالله] نورى، وزیر کشور آمد. از احضار بعضى از تندروها به دادگاه ویژه روحانیت، به خاطر تحریک مسأله آقاى منتظرىاظهار نگرانى کرد. فرماندهان نیروهاى انتظامى آمدند آقاى نورى، [وزیر کشور] گزارش داد و من ص…
6 November 1991
ساعت پنج صبح، مهدى و فرشته، براى سفر به استرالیا جهت ادامه تحصیل، به فرودگاه مهرآباد رفتند. عفت هم براى بدرقه رفت. [آقای عثمان بدربخش]، کاردار عربستان[سعودی] آمد. قطعه اى از کتیبه هاى پوشش کعبه مقدسه را از طرف شاه فهد براى من هدیه آورد. از …
5 November 1991
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، آقاى آصف نواز، فرمانده نیروى زمینى ارتش پاکستان با فرمانده سپاه آمد؛ مذاکرات معمولى بود. پیشنهاد همکارى از طریق امکانات مهندسى و حمل و نقل ارتش پاکستان را با ایران داد. مدیران و هنرمندان حوزه هنر…
4 November 1991
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. دور دوم مذاکرات مادرید، به صورت دو جانبه بین اسراییل و سوریه و لبنان و فلسطین و اردن انجام شده و به بن بست رسیده و ادامه کار، بدون تعیین وقت و محل و برنامه، به بعد موکول شده است. نماینده نجف آباد آمد و براى عمرا…
3 November 1991
امروز مرحله دوم مذاکرات فلسطینى ها و اردنى ها با اسراییل شروع شده است، ولى سوریه و اردن، هنوز از شروع مرحله دوم خوددارى مى کنند. آقاى رضا گائینی آمد. از مزاحمت یک نفر در مراکز کشاورزى اش شکایت کرد. در سال 1345 با من در زندان بود؛ عضو حزب مل…
2 November 1991
مرحله اول کنفرانس [صلح] مادرید تمام شده و پذیرفته اند که مرحله دوم در مادرید شروع شود. آمریکایى ها از شکستن تحریم مذاکره با اسراییل خوشحال و ظاهراً نگران بى ثمر شدن مذاکرات اند ، و ضمناً به صورت غیر مستقیم ایران را تهدید مى کنند؛ با مطرح کر…
1 November 1991
باز هم گزارش ها بیشتر دربارة کنفرانس صلح مادرید است. دیروز همه طرف ها ادعاهاى گذشته خود را تکرار کرده اند. در دنیا، موافقان و مخالفان کنفرانس، با تظاهرات اظهار وجود مى کنند. ساعت نُه و نیم صبح، همراه آقای یانگ شان کن، رییس جمهور چین، از مهم…