خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آبان ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 20:40کد خبر29787

صبح جمعى از پرستاران آمدند. دکتر [رضا]ملک زاده[ وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی]، گزارش وضع پرستاران و نیازها را گفت و من صحبت تشویق آمیز نمودم. روحانیت کرمان آمدند. [آقای سیدیحیی جعفری]، امام جمعه[کرمان]، از سوى آنها صحبت کرد و من مقدارى از اوضاع

صبح جمعى از پرستاران آمدند. دکتر [رضا]ملک زاده[ وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی]، گزارش وضع پرستاران و نیازها را گفت و من صحبت تشویق آمیز نمودم.

روحانیت کرمان آمدند. [آقای سیدیحیی جعفری]، امام جمعه[کرمان]، از سوى آنها صحبت کرد و من مقدارى از اوضاع کشور گفتم و سیاست هاى دولت را

توضیح دادم؛ در بین آنها جمعى از دوستان دوران تحصیلم بودند که بعد از جلسه، با آنها خوش وبش کردم. آقاى [سید داود] مصطفوى، امام جمعه بندر انزلى آمد. دخترش در کنکور رد شده و دچار ناراحتی شده است. براى ورود او به دانشگاه آزاد اسلامى استمداد کرد؛ گفتم دانشگاه آزاد هم کنکور دارد.

عصر شوراى مرکزى جامعه روحانیت مبارز در دفترم جلسه داشت. هشت نفر عضو جدید براى شورا انتخاب کردیم. همچنین راجع به نمایندگان تهران در انتخابات آینده تصمیم گیرى شد.

شب حمام گرفتم و تا ساعت هشت شب کار کردم. به خانه آمدم. آشیخ حسین هاشمیان آمد و براى اجراى طرح انتقال آب به رفسنجان استمداد کرد و براى کاندیدا شدن محسن در انتخابات مجلس در رفسنجان اصرار نمود. از دادگاه ویژه روحانیت و بیت رهبرى انتقاد داشت و از من براى ملاقات با سران تندروها جهت مذاکره، براى اصلاح ذات البین وقت خواست.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا