خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آذر ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 20:48کد خبر29799

با هلی کوپتر از سعدآباد به سوى کرج پرواز کردیم. فرماندار و نماینده کرج هم بودند. در راه توضیحات دادند. اطراف کرج دور زدیم و نقاط مهم شهر و اطراف را معرفى کردند. شهرک هاى بزرگ فردیس، مهرشهر، اسلامشهر، عظیمیه و حصارک توجهم را جلب کرد. پارکینگ عظیم ماشین

با هلی کوپتر از سعدآباد به سوى کرج پرواز کردیم. فرماندار و نماینده کرج هم بودند. در راه توضیحات دادند. اطراف کرج دور زدیم و نقاط مهم شهر و اطراف را معرفى کردند. شهرک هاى بزرگ فردیس، مهرشهر، اسلامشهر، عظیمیه و حصارک توجهم را جلب کرد. پارکینگ عظیم ماشین آلات سپاه در جنوب کرج، به نظر خیلى بزرگ و مسرفانه آمد.

در حیاط نوساز فرماندارى فرود آمدیم. استقبال رسمى انجام شد. سپس در شوراى ادارى در همان فرماندارى شرکت کردم. فرماندار توضیحات داد و تابلوی روشنى از وضع شهرستان کرج ترسیم کرد و براى رفع مشکلات کمک خواست.

حدود یک و نیم میلیون جمعیت دارد که با رشد 11 درصدى بعد از انقلاب تاکنون، دچار عقب ماندگى در امور زیربنایى مثل آب، برق، آموزش، بهداشت و... و همچنین مشکل اسلامشهر و سازمان ناقص ادارى شهر است.

سپس در جلسه توضیحات برنامه گازرسانى به شهر، در همان فرماندارى شرکت کردیم. پروژه گازرسانى به حدود دویست هزار خانواده که 15 هزار آن امروز آماده شده است. از آنجا به میدان بزرگ شهر رفتیم. مشعل گاز را روشن کردم. مردم اجتماع عظیمى در دور میدان داشتند. یک دور اطراف میدان، پیاده از جلوی مردم عبور کردم؛ خیلى پرشور، ابراز احساسات نمودند.

به خانه آقاى پناهی رفتیم؛ خانواده اى که سه شهید[= اکبر، سعید و مسعود پناهی] داده است. با فرزندان دیگرش جمع شدند. مادر شهدا، سخنران، هنرمند و شاعره توانایى است. یکى از اشعارش را برایمان خواند؛ تشویق اش کردیم. گاز خانه آنها را که به هزینه شرکت گاز انجام شده است، روشن کردم و هدیه اى دادم.

از آنجا به محل سپاه رفتم و در اجتماع پرشور مردم و نیروهاى بسیج شرکت کردم. استقبال و تشریفات نظامى و سرود و خیرمقدم امام جمعه و گزارش فرمانده ناحیه بسیج انجام شد. سخنرانى کوتاهی کردم. به تهران برگشتیم. ساعت دوازده و نیم به دفترم رسیدم.

تا ساعت چهار بعد از ظهر، نماز و ناهار و استراحت انجام شد. دکتر ولایتى [وزیر امور خارجه]، براى گزارش سفر اتریش و مشورت و خداحافظى براى سفر ده روزه به شوروى و جمهورى ها[ی مسلمان نشین] آمد.

در جلسه هیات دولت شرکت نمودم. تبصره هاى بودجه سال آینده در دستور است. بعد از نماز مغرب و عشا، جلسه را به دکتر حبیبى سپردم و به منزل رهبرى رفتم. گزارش سفر کرج را دادم . درخواست رسیدگى ایشان به پارکینگ ماشین آلات سپاه در کرج و انبارهای خالى آنها هم مطرح شد.

در خصوص مسایل جارى دادگاه ویژه[روحانیت] و احضار آقایان [حسین]هاشمیان و [مرتضی]الویرى مذاکره کردیم که قرار شد از احضار آقای الویرى خوددارى شود، چون روحانى نیست. دربارة مسایل سفر من به سنگال، سخنرانى و ملاقات در آنجا و ادامه سفر و موضوعات مورد بحث دیگر مذاکره شد. ساعت نُه شب به خانه رسیدم. عفت نبود و یاسر تنها بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا