خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آبان ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 20:35کد خبر29781

ساعت پنج صبح، مهدى و فرشته، براى سفر به استرالیا جهت ادامه تحصیل، به فرودگاه مهرآباد رفتند. عفت هم براى بدرقه رفت. [آقای عثمان بدربخش]، کاردار عربستان[سعودی] آمد. قطعه اى از کتیبه هاى پوشش کعبه مقدسه را از طرف شاه فهد براى من هدیه آورد. از کنفرانس صلح

ساعت پنج صبح، مهدى و فرشته، براى سفر به استرالیا جهت ادامه تحصیل، به فرودگاه مهرآباد رفتند. عفت هم براى بدرقه رفت. [آقای عثمان بدربخش]، کاردار عربستان[سعودی] آمد. قطعه اى از کتیبه هاى پوشش کعبه مقدسه را از طرف شاه فهد براى من هدیه آورد. از کنفرانس صلح مادرید انتقاد کردم.

[آقای رزک]، وزیر امورخارجه برزیل آمد. نامه اى از رییس جمهورشان آورد و مرا براى اجتماع سران جهان براى محیط زیست در برزیل دعوت کرد. دربارة روابط دو جانبه و شرکت آنها در ساخت سد کارون و [تجهیزات] مترو مذاکره شد. سئوالات زیادى از وضع ادارى و اقتصادى برزیل پرسیدم؛ یکصدو بیست میلیارد دلار قرض خارجى و تورم زیاد دارند؛ مقروض ترین کشور جهان هستند.

سفیر ترکیه براى خداحافظى آمد؛ از اقدام ترکیه براى توقیف کشتى حامل سلاح هاى ایران به تلخى انتقاد کردم و آن را خواسته آمریکا، بدون هیچ محور و دلیل خواندم؛ جوابى نداشت.

شوراى عالى ادارى جلسه داشت. تصویب کردیم که سازمان حج و زیارت از اوقاف منفک شود و به صورت سازمان مستقل، به سرپرستى معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره شود. این تصمیم به دستور رهبرى اتخاذ شد و باعث ناراحتى شدید تندروها است؛ تفسیرشان این است که به منظور خلع ید از آقاى [سیدمهدی] امام جمارانى انجام شده، در حالی که چنین نیست.

عصر در جلسه هیات دولت شرکت کردم. بعد از نماز مغرب به دفترم رفتم و تا ساعت هفت و نیم کار کردم. شب به خانه آمدم. مهدى و فرشته از دوبى تلفنى صحبت کردند. امشب از آنجا پرواز مى کنند. قرار بود امروز صبح پرواز کنند، اما بارشان دیر رسیده بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا