خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آذر ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 20:48کد خبر29797

امروز در خانه بودم. دیشب باران خفیفى بارید؛ امسال بارندگى در تهران کم است. با آشیخ محمد صبحانه خوردیم؛ شب مانده بودند. مقدارى از وقت به خواندن گزارش ها و مقدارى به پیاده روى و ورزش و استراحت گذشت. آقاى محسن رضایى، [فرمانده سپاه پاسداران] آمد. دربارة

امروز در خانه بودم. دیشب باران خفیفى بارید؛ امسال بارندگى در تهران کم است. با آشیخ محمد صبحانه خوردیم؛ شب مانده بودند. مقدارى از وقت به خواندن گزارش ها و مقدارى به پیاده روى و ورزش و استراحت گذشت.

آقاى محسن رضایى، [فرمانده سپاه پاسداران] آمد. دربارة سیاست ها و احتمال خطرها پرسید و از تلاش هاى سپاه در امر سازندگى گفت. ظهر محسن آمد وگزارش کار در نوق و کشکوییه[رفسنجان] را داد. پیش نویس نطق [اجلاس سران سازمان کنفرانس اسلامی] سنگال را خواندم.

عصر دکتر [سیف الله]وحید[دستجردی] آمد. از خدمات هلال احمر گفت. چادرهایى براى مردم بهبهان داده است؛ این منطقه اخیراً گرفتار زلزله هاى پى درپى و خفیف شده و هنوز ادامه دارد.

شب خانم دکتر [شهلا]حبیبى آمد. گزارش آمادگى براى سمینار زنان را داد و براى حُسن برگزارى و اجراى تصمیمات استمداد کرد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا