خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آبان ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 20:35کد خبر29786

مطابق معمول هر روز، زودتر از عفت به پایین آمدم و سماور را روشن کردم و چاى را آماده نمودم. عفت آمد. صبحانه خوردیم و رفتم. مطابق معمول، عفت معترض است که چرا براى رفتن عجله دارم. ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، [آقای سولانکی]، وزیر

مطابق معمول هر روز، زودتر از عفت به پایین آمدم و سماور را روشن کردم و چاى را آماده نمودم. عفت آمد. صبحانه خوردیم و رفتم. مطابق معمول، عفت معترض است که چرا براى رفتن عجله دارم.

ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، [آقای سولانکی]، وزیر امورخارجه هند آمد. مذاکرات کوتاه و دوستانه و در محور توسعه همکارى ها بود. دعوت نخست وزیر هند از من را آورد و گفت سیاست حزب کنگره، رفتار خوب با مسلمان ها است.

آقاى [عبدالحسین]وهاجى، [وزیر بازرگانی]آمد. گزارش تهیه مقدمات برگزارى کنفرانس آنکتاد را داد و از ضعف همکارى وزارت خارجه گله داشت.آقایان [محسن]نوربخش،[مسعود روغنی]زنجانى و دکتر طبیبیان آمدند. وضع مالى و پولى سال جارى و سال آینده بررسى شد و دربارة حدود بودجه سال 1371تصمیم گرفتیم. قرار شد کسر بودجه در حد مصوب برنامه پنج ساله باشد.

عصر شوراى اقتصاد جلسه داشت. تصویب کردیم، ماشین سوارى با ارز شناور و کامیون ها با ارز رقابتى تولید شود. ساعت هشت و نیم شب به خانه رسیدم. عفت تنها بود و بعد یاسر و فائزه و بچه هایش آمدند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا