LoginSign UpSite Members:1,044

Month archive

May 1986

31 diary entries in this month.

31 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ خرداد ۱۳۶۵

شب را احیا داشتم. ساعت نه ونیم صبح به زیارت امام رفتم. گزارش وضع جبهه ها و آمدن هیأت آمریکایى را دادم. پیشنهاد کردم که براى جلوگیرى از پخش خبر توسط آنها به گونه اى که ما را در موضع دفاعى قرار دهند، خودمان خبر آمدن آنها را ابتدا پخش کنیم؛ ام…

30 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ خرداد ۱۳۶۵

احمدآقا آمد و گفت نامه شش نفر از شخصیت ها درباره پرونده انفجار نخست وزیرى به امام رسیده و امام، آقاى اردبیلى و خوئینى ها و رئیسى را احضار کرده اند و پس از اینکه دادستان کل گفته است که متهمان بى تقصیرند، امام دستور آزادى آنها را داده اند و ق…

29 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ خرداد ۱۳۶۵

ساعت هشت ونیم صبح به مجلس آمدم. [سام] نجوما رهبر [جبهه آزادیخش نامیبیا] سواپو به ملاقات آمد و مذاکرات درباره وضع انقلاب نامیبیا بود. دکتر [محسن] نوربخش [رییس کل بانک مرکزى] آمد. خواست که در مراسم افتتاح سمینار بانکدارى اسلامى که قرار است سى…

28 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ خرداد ۱۳۶۵

در منزل بودم. هنگام سحرى خوردن، دکتر هادى اطلاع داد که مذاکره با آمریکایى ها به بن بست رسیده و آنها عازم ترک ایرانند. پیش از آن آقاى کنگرلو اطلاع داد که آنها رفته اند و [منوچهر] قربانى فر را گذاشته اند که دنبال کار را بگیرد. عصر احمدآقا آمد…

27 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ خرداد ۱۳۶۵

فراموش کردم که زنگ ساعت را تنظیم کنم. سحر بیدار نشدم و همگى بدون سحرى روزه گرفتیم. معمولاً با زنگ ساعت بیدار مى شوم و بچه ها را بیدار مى کنم. به مجلس آمدم. پیش از رفتن به جلسه، دکتر هادى آمد و گزارش مذاکره سه ساعت و نیمه دیشب را با آمریکایى…

26 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ خرداد ۱۳۶۵

در منزل بودم. دکتر هادى و دکتر روحانى آمدند و پس از توصیه آنها در مورد مسایل قابل بحث، قرار شد دکتر هادى با هیأت آمریکایى مذاکره کنند. عصر آمدند و گفتند مک فارلین ناراضى است و مدعى است به او توهین شده که چرا مقامات با او حرف نمى زنند و چرا …

25 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ خرداد ۱۳۶۵

در گزارش ها آمده که عراق تلمبه خانه گوره و امیدیه را بمباران کرده و صدور نفت قطع شده است. به [سرهنگ هوشنگ صدیق] فرمانده نیروى هوایى گفتم تلافى کنند و به توپخانه هاى نیروى زمینى هم گفته شد که تلافى نمایند. آقاى [محسن] کنگرلو اطلاع داد که هوا…

24 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ خرداد ۱۳۶۵

با احمدآقا درباره جواب نامه فرمانده سپاه مذاکره کردیم. قرار شد به گونه اى جواب بدهند که نمایندگى امام در سپاه تضعیف نشود و دست فرماندهان در امور جنگ باز باشد. از طرف کسانى به دفتر امام گفته شده که موافقت امام با تشکیل ستاد سه نیرو و اجراى ف…

23 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ خرداد ۱۳۶۵

احمدآقا آمد و راجع به حکم جدید امام در سپاه بحث شد. آقاى کنگرلو آمد و اطلاع داد که پس فردا هیأت آمریکایى وارد مى شوند. درباره کیفیت کنترل آنها و مسایل گروگان ها و چیزهایى که در مقابل آن باید بدهند، مذاکره شد. افطار بستگان مهمان مان بودند. آ…

22 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ خرداد ۱۳۶۵

تا ساعت ده ونیم صبح در جلسه علنى ماندم. قبل از شروع جلسه توضیحاتى در مورد جنگ و فرار دشمن از فکه به نمایندگان دادم. قبل از ظهر براى خانواده هاى شهداى شرق تهران صحبت کردم. ظهر فرماندهان سپاه آمدند و گزارش وضع جبهه را دادند. عصر براى سالگرد […

21 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۵

در مجلس جلسه اى با حضور نمایندگان تهران و وزراى ارشاد، مسکن، بهدارى، دادگسترى و شهردارى و استاندارى تهران درباره بررسى طرح اصلاح محله جمشید و انتقال زنان فاسد به جاى دیگر براى اصلاح و تربیت داشتیم. به نتیجه روشنى نرسیدیم و پیشنهاد تشکیل ارد…

20 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ اردیبهشت ۱۳۶۵

اول وقت به مجلس آمدم. براى پیگیرى مسایل جنگ به جلسه علنى نرفتم. آقایان جمالى و رضایى اطلاع دادند که دیشب براى بار دوم ارتفاع مشرف بر مهران و نیز ارتفاع 2519 حاج عمران را گرفته ایم. تأکید کردم بر تقویت خطوط دفاعى با کمک سپاه، مخصوصاً قصرشیری…

19 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۵

صبح اطلاع دادند که دیشب در حد تأمین ارتفاعات مشرف بر مهران عمل شده است. آخر شب دیشب اطلاع داده بودند که به خاطر عدم تکمیل نیروهاى مورد لزوم، بنا نیست عمل کنند. دیروز قرار شده بود که دیشب براى پس گرفتن مهران اقدام شود. بیشتر وقت به مطالعه گز…

18 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۵

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها رجزخوانى عراقى ها در خصوص تصرف شهر مهران خودنمایى مى کند. بهره بردارى سیاسى و روحیه اى مى کنند. با آقایان رضایى و شمخانى در خصوص لزوم اقدام براى پس گیرى مهران تأکید کردم. قبل از شروع رسمى جلسه ب…

17 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۵

در منزل بودم. اطلاع دادند که عراق به مهران حمله کرده و دو تیپ ارتش عقب نشسته اند. نیروهاى سپاه رسیده اند و پیشرفت دشمن را سد کرده اند. آقاى رى شهرى [وزیر اطلاعات] آمد. داستانى غم انگیز از اختلاف هاى حزب الدعوه و گروه آقاى [سید محمدباقر] حکی…

16 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اردیبهشت ۱۳۶۵

در منزل بودم. وقتم به مطالعه و استراحت گذشت. در منطقه حاج عمران درگیرى شدیدى است. عصر احمدآقا آمد. درباره جنگ و مواظبت بیشتر از امام و مسأله تلگراف آقاى [سیدمحمدرضا] گلپایگانى و اختلاف سپاه و بسیج صحبت کردیم. صبح دکتر [مسعود] پورمقدس براى م…

15 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۵

بعد از سحرى تا ساعت هفت صبح خوابیدم. قبل از دستور، درباره حمله به قطار مسافربرى در هفت تپه صحبت کردم. به دفترم آمدم. دکتر روحانى و دکتر هادى آمدند. درباره گرم گرفتن با فرانسه و کمک به آزادى گروگان هاى فرانسوى در لبنان توصیه مى کردند. آقاى ر…

14 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۵

اول وقت سرهنگ جمالى از جبهه اطلاع داد عراق امشب در منطقه حاج عمران حمله کرده، ولى با آمادگى قبلى، حمله دفع شده و از همکارى ارتش و سپاه اظهار رضایت کرد و سپس آقاى قادرى نماینده پیرانشهر همین را اطلاع داد و درخواست پشتیبانى هوایى کرد. به [سره…

13 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۵

بعد از خوردن سحرى خوابم نبرد و تا ظهر کسل بودم. به مجلس آمدم. در جلسه علنى تا ساعت ده ونیم صبح ماندم. یکى از نمایندگان آذربایجان غربى از رهبران بارزانى ها شاکى بود و پیشنهاد دقت بیشتر در برخورد با آنان را داشت. ظهر آقاى صفایى گزارش اجلاس غی…

12 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۵

در منزل بودم. دوشنبه ها جلسه علنى نداریم، بنابراین کار زیادى نداشتم. یکنواختى کار در خانه که بیشتر مطالعه بود، روزه دارى را مشکل کرد. با جبهه تماس داشتم. حمله هاى دشمن را دفع کرده ایم. آقاى ولایتى تلفنى گفت [آقاى فاروق الشرع] وزیر امور خارج…

11 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۵

ساعت دو و بیست وپنج دقیقه بامداد براى سحرى خوردن از خواب برخاستم و عفت، فاطى، مهدى و یاسر را بیدار کردم. ساعت سه ونیم، بعد از سحرى و نماز خوابیدم. ساعت هفت به طرف مجلس آمدیم. در گزارش ها مطلب مهمى نبود. در دستور مجلس لایحه شوراهاى روستایى ب…

10 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اردیبهشت ۱۳۶۵

امروز بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. باران هم بارید. مقدارى وقت صرف نظم کتابخانه ام کردم. اتاق و قفسه ها گنجایش کتاب هایم را ندارد. با جبهه تماس داشتم. خبر مهمى نداشتیم. از طرف آقاى رحیمیان مقدارى دلار براى مصارف جبهه آوردند و رسید گرفتند. عصر …

9 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۵

در منزل بودم. وقتم را به استراحت و مطالعه گذراندم. از جبهه خبر دادند دشمن در سه نقطه حمله کرده و شب معلوم شد حمله ها با خسارت دشمن دفع شده است. مغرب براى نماز خدمت امام رفتم. با جماعت خوانده شد و سپس به زیارت شان رفتم. وضع جنگ و مشکل نیروى …

8 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۵

بعد از نماز صبح تا ساعت هشت در دفترم کار کردم. پیش از دستور و قبل از رسمیت جلسه از عمل تشنج آفرین جلسه گذشته مجلس انتقاد کردم و احتمال جلوگیرى امام از پخش [رادیویى] مستقیم [مذاکرات] مجلس را در صورت بروز این گونه حوادث مطرح کردم. پیش از ظهر …

7 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۵

اول وقت به پایگاه امام على(ع) رفتیم. جمعى از روحانیون براى اعزام به جبهه تحت آموزش هستند. جمعى از خانم ها نیز براى مربیگرى آموزش نظامى تحت آموزش اند. رژه رفتند؛ باشکوه بود. براى آنها صحبت کردم. در جلسه هیأت دولت در حضور رییس جمهور شرکت کردم…

6 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۵

ساعت دو بامداد تلفن شد که جمعى از افراد تحت آموزش سپاه در محاصره سیل قرار گرفته اند و هلى کوپترى که براى نجات آنها رفته، سقوط کرده است و دیگر هلى کوپتر نمى آید. به دفتر مشاورت [ارتش] گفتم موضوع را تعقیب کنند. گفتند خلبان پرواز شب، آماده نیس…

5 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۵

صبح و عصر باران مى بارید. آقاى سرهنگ نورى فرمانده لشکر ذوالفقار آمد. گزارش وضع جبهه و نیروى زمینى را داد. چون شماره تلفن [منزل] عوض شده، ارتباط تلفنى کم بود. معمولاً وقتى که عده زیادى از شماره تلفن ما مطلع مى شوند، آن را عوض مى کنیم، زیرا ع…

4 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اردیبهشت ۱۳۶۵

صبح زود به مجلس آمدم. باران مى بارد. از جبهه سراغ گرفتم. آقاى شمخانى گفت حادثه مهمى ندارند، ولى براثر بارندگى، رودخانه ها طغیان کرده اند و ممکن است در جاده هاى هور مشکل پیش آید. در جلسه علنى تا تنفس شرکت کردم. طرح نهاد ریاست جمهورى در دستور…

3 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۵

اول وقت سرهنگ جمالى اطلاع داد که حمله دیشب نیروهاى ما در فکه با نتیجه اى در حد انهدام نیروهاى دشمن تحقق یافته و چون نتوانسته اند الحاق نمایند، به خط خود برگشته اند. دو روز است که باران مى بارد و این مقدار باران که امسال باریده، مى گویند از …

2 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۵

تا ساعت ده ونیم صبح مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. در ابتداى خطبه ها باران گرفت. چون اکثر مردم زیر سقف نیستند، خطبه ها را کوتاه کردم. عصر جمعى از اعضاى دفتر تبلیغات اسلامى قم براى مذاکره و همکارى در تکمیل کار کلی…

1 May 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۵

بعد از نماز تا ساعت هفت صبح در دفترم کار کردم. آقاى محسن رضایى آمد. درباره تحکیم خطوط و عملیات آینده و مسایل نیروى زمینى تا ساعت نه ونیم مذاکره کردیم. احمدآقا اطلاع داد که امام جواب سئوالات دادگاه صحرایى را به آقاى منتظرى ارجاع داده اند. در…