خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 12:39کد خبر27669

بعد از سحرى تا ساعت هفت صبح خوابیدم. قبل از دستور، درباره حمله به قطار مسافربرى در هفت تپه صحبت کردم. به دفترم آمدم. دکتر روحانى و دکتر هادى آمدند. درباره گرم گرفتن با فرانسه و کمک به آزادى گروگان هاى فرانسوى در لبنان توصیه مى کردند. آقاى رضایى آمد و

بعد از سحرى تا ساعت هفت صبح خوابیدم. قبل از دستور، درباره حمله به قطار مسافربرى در هفت تپه صحبت کردم. به دفترم آمدم. دکتر روحانى و دکتر هادى آمدند. درباره گرم گرفتن با فرانسه و کمک به آزادى گروگان هاى فرانسوى در لبنان توصیه مى کردند.

آقاى رضایى آمد و گزارش وضع جبهه ها را داد. عراق در جبهه ها خیلى فعال شده و ما را به موضع انفعالى کشانده است. نیروهایى که براى حمله جمع کرده ایم، داریم در دفاع به کار مى گیریم. مدتى است که مشغول آموزش و اعزام نیروهاى تازه نفس به جبهه براى عملیات سرنوشت ساز هستیم. عصر از کمیسیون نفت آمدند. وضع ضعیف پدافند پالایشگاه ها را گفتند و از دکتر روحانى به خاطر برخورد تند گله داشتند.

عصر به جلسه شوراى عالى دفاع رفتیم. درباره گردان هاى احتیاط قدس و بودجه ارزى سپاه و ارتش بحث شد. بعد از افطار مصاحبه تلویزیونى کردم. وضعیت قرمز اعلان شد و ضدهوایى ها کار کردند. معلوم شد هواپیماى دشمن نبوده و گویا ماهواره هایى را با چشم دیده اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا