خاطرات اکبر هاشمی - ۵ خرداد ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 13:11کد خبر27681

در منزل بودم. دکتر هادى و دکتر روحانى آمدند و پس از توصیه آنها در مورد مسایل قابل بحث، قرار شد دکتر هادى با هیأت آمریکایى مذاکره کنند. عصر آمدند و گفتند مک فارلین ناراضى است و مدعى است به او توهین شده که چرا مقامات با او حرف نمى زنند و چرا هدیه اش

در منزل بودم. دکتر هادى و دکتر روحانى آمدند و پس از توصیه آنها در مورد مسایل قابل بحث، قرار شد دکتر هادى با هیأت آمریکایى مذاکره کنند. عصر آمدند و گفتند مک فارلین ناراضى است و مدعى است به او توهین شده که چرا مقامات با او حرف نمى زنند و چرا هدیه اش را نمى پذیریم و مى گوید اگر من براى خرید پوست گربه به روسیه بروم، گورباچف در روز دو بار با من ملاقات مى کند.

دیشب موضوعات مهمى را مطرح کرده اند که قابل گفتگو است و مدعى اند که روسیه قصد حمله به ایران را دارد. باز هم موضوع قابل بحث را مشخص کردم و گفتم مانعى ندارد که دکتر هادى با همراهان او صحبت کند، ولى سران کشور ما ملاقات و مذاکره با آنها را نمى پذیرند. قرار شد به آنها بگویند به خاطر تخلف ها و بد قولى هایشان اعتماد به آنها نیست و تا عملاً جلب اعتماد نکنند، مذاکره رسمى ممکن نیست؛ این نظر سران قوا است.

افطار با بسیارى از مسئولان کشور و مردم جماران، مهمان امام بودیم. نماز جماعت را با امام خواندیم و فیلمبردارى شد. امام چند لحظه اى سر سفره نشستند و طبق معمول سال هاى گذشته، افطار را نماندند. هنگام برخاستن با شوخى آهسته فرمودند: «چون نمى توانند این غذاها را بخورند و.... که مى خورند حریفان و....» بعد از افطار آقایان [آیت الله] خامنه اى و [موسوى] اردبیلى به خانه ما آمدند و درباره مسایل هیأت آمریکایى مذاکره کردیم. بر گفته هاى قبلى تأکید نمودیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا