خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 11:50کد خبر27656

تا ساعت ده ونیم صبح مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. در ابتداى خطبه ها باران گرفت. چون اکثر مردم زیر سقف نیستند، خطبه ها را کوتاه کردم. عصر جمعى از اعضاى دفتر تبلیغات اسلامى قم براى مذاکره و همکارى در تکمیل کار کلید قرآن

تا ساعت ده ونیم صبح مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. در ابتداى خطبه ها باران گرفت. چون اکثر مردم زیر سقف نیستند، خطبه ها را کوتاه کردم.

عصر جمعى از اعضاى دفتر تبلیغات اسلامى قم براى مذاکره و همکارى در تکمیل کار کلید قرآن آمدند. در سال هاى زندان پیش از انقلاب براى فهرست کردن مطالب قرآن، یادداشت هاى زیادى برداشته ام که حدود صد هزار فیش است. با آنها توافق کردیم.

شب آقایان شمخانى و جمالى اطلاع دادند که امشب بناست به نیروهاى عراقى که اخیراً در منطقه فکه به داخل ایران پیشرفت کرده اند، حمله کنیم. باران شدیدى در جماران مى بارد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا