صبح زود به مجلس آمدم. باران مى بارد. از جبهه سراغ گرفتم. آقاى شمخانى گفت حادثه مهمى ندارند، ولى براثر بارندگى، رودخانه ها طغیان کرده اند و ممکن است در جاده هاى هور مشکل پیش آید. در جلسه علنى تا تنفس شرکت کردم. طرح نهاد ریاست جمهورى در دستور بود. در تنفس
صبح زود به مجلس آمدم. باران مى بارد. از جبهه سراغ گرفتم. آقاى شمخانى گفت حادثه مهمى ندارند، ولى براثر بارندگى، رودخانه ها طغیان کرده اند و ممکن است در جاده هاى هور مشکل پیش آید. در جلسه علنى تا تنفس شرکت کردم. طرح نهاد ریاست جمهورى در دستور بود. در تنفس براى پاسداران مرودشت و همدان و خانواده هاى شهداى فریدن صحبت کردم.
آقاى رضایى از صحبت آقاى صیاد در جلسه معاونان نیروى زمینى که در جهت تضعیف گروه سرهنگ جمالى بوده، تلفنى شکایت کرد. ظهر آقاى [عطاءالله] فضایلى [نماینده سمیرم] آمد و از مخالفت مسئولان اجرایى سمیرم گلایه داشت. آقاى [سیدکاظم] اکرمى [وزیر آموزش و پرورش] آمد و اجازه جواب دادن به روزنامه رسالت را خواست.
آقاى قادرى [نماینده پیرانشهر] آمد و از اوضاع کردستان گفت؛ مدعى است عراق از منطقه تصرفى عملیات قادر عقب نشسته است. آقاى مهدوى آمد و گزارش کار آقاى سیاح - که مدعى ساختن موشک زمین به زمین است - را داد.
عصر [مسئولان] کمیته هاى تبلیغات جنگ آمدند. براى آنها مفصلاً صحبت کردم. با دیگر سران قوا با اتومبیل به قم رفتیم. شب مهمان آقاى منتظرى بودیم. ایشان طرحى براى ادغام نیروهاى مسلح و ارتش و سپاه و ژاندارمرى و کمیته ها و شهربانى ارایه داد. اصل ایده مورد قبول همه بود، ولى در زمان و کیفیت آن، نیاز به مطالعه بیشتر دیده شد.
ساعت دو بامداد به تهران رسیدیم. هنوز باران مى بارید. عصر آقاى مشایخى، هم زندانى قبل از انقلاب که اکنون در سپاه کردستان خدمت مى کند، آمد و از ضعف همه شاکى بود.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام