28 February 1991
ساعت هفت و نیم صبح به دفتر رسیدم. مسایل جهانى از جنگ، به سوى آینده منطقه مى رود و ذلت و خفت عراق مشهود است. آقاى [عباس]شیبانى، [نماینده تهران]آمد. براى بیمارستان ها استمداد کرد و گفت وضع دکتر [رضا]ملک زاده در مجلس بد نیست. عقد ازدواج یکى از…
27 February 1991
در گزارش ها شکست و رسوایى عراق و بهانه جویى آمریکایی ها براى ادامه جنگ و تصرف جنوب عراق، با وجود اینکه ارتش عراق از کویت بیرون رفته است، جلب نظر مى کند. آقاى دکتر حبیبى[معاون اول رییس جمهور] براى امور جارى آمد. آقاى میرزاده، [معاون اجرایی ر…
26 February 1991
خبر اعلان عقب نشینى عراق از کویت، همه را بهت زده کرده است. تصور نمى شد به این آسانى و زودى از پاى درآید. فکر مى شد نقطه ضعف چند ملیتى ها در جنگ زمینى باشد که برعکس درآمد. بدتر اینکه متحدین، اعلان عراق را نپذیرفتند. اول گفتند که شخص صدام بگو…
25 February 1991
اخبار ضدو نقیض از جنگ زمینى عراق و متحدین مى رسد. عراق مدعى دفع حملات و آنها مدعى پیشروى اند. ساعت نُه صبح، [آقای یحیی محمدزاده]، استاندار ایلام آمد. نیازهاى استان را گفت و استمداد کرد. آقایان [علی اکبر]ناطق نوری و [محمدرضا] باهنر آمدند و ر…
24 February 1991
ساعت شش صبح با زنگ آقاى [سیدکمال]خرازى، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل]، از نیویورک بیدار شدم. خبر داد که حمله زمینى متحدین به عراق آغاز شده ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها نیروهاى متحدین خبر شکستن خطوط دفاعى عراق را دادند…
23 February 1991
نزدیک ساعت نُه صبح به دفترم رسیدم. به خاطر برف در راه معطل شدم. مدیران صداوسیما آمدند. اخوى محمد، [رییس سازمان صدا وسیما]،گزارش داد و من برایشان مفصل صحبت نمودم . [آقای یتنگ فوچگ]، معاون وزارت امورخارجه چین آمد. پیام [آقای شان کان]، رییس جم…
22 February 1991
از دیشب تا امروز عصر، بارش برف داشتیم. در اخبار صبح، خبر پذیرش طرح شوروى از سوى عراق در صدر اخبار است و خبر مهمى است. عراق بدون قید و شرط از کویت بیرون مى رود. [میخائیل]گورباچف، [رهبر شوروی] با [جرج] بوش، [رییس جمهور آمریکا]، سى وپنج دقیقه …
21 February 1991
از دیشب تا امروز عصر، باران خفیفى مى بارید. ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. گزارش ها، خبر از نزدیک شدن جنگ زمینى مى دهد. دکتر [عباس]شیبانى، [نماینده تهران]آمد؛ حرف مهمى نداشت. آقاى مرشد زاده، سفیر ایران در مالزى آمد. از پیشرفت روابط راضى…
20 February 1991
ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. پیامى از طرف [آقای هلموت کُهل]، رییس جمهور آلمان رسید که به عراقى ها اطلاع دهیم اگر خروج از کویت را صریحاً و بى شرط نپذیرند، به زودى حمله زمینى آغاز مى شود. به دنبال آن از طرف [آقای فرانسوا میتران]، رییس جمهور …
19 February 1991
صبح زود همراه محسن و یاسر، براى بازدید از صنایع نظامى رفتیم. [آقای اکبر ترکان]، وزیر دفاع آمد و از منزل، در ماشین من سوار شد که در راه توضیح بدهد. از جاده اتوبان اختصاصى که وزارت دفاع، بین صنایع نظامى پاسداران و پارچین در حال احداث دارد، عب…
18 February 1991
نزدیک نُه صبح به دفترم رسیدم. [آقای مصطفی مرسلی]، نماینده ابهرآمد و تقاضایى براى عمران حوزه انتخابیه اش داد. آقای [علی]آقامحمدى، نماینده همدان [و عضو کمیته بررسی مسایل عراق]آمد. دربارة سیاست برخورد با معارضین عراقى بحث شد. تصمیماتى در جهت ح…
17 February 1991
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، تصریح نماینده عراق به اینکه منظور از بیانیه، خروج بدون شرط از کویت است، مورد توجه قرار گرفته و عقب نشینى از مواضع قبلى با ضعف تلقی شده است . ساعت نُه صبح، هنرمندان تئاتر آمدند و گزارش کار دادن…
16 February 1991
مسأله تغییر موضع عراق در ارتباط با خروج از کویت، همه مسایل دیگر را تحت الشعاع گرفته است. دیروز عصر، ساعت چهار بعداز ظهر، تلویزیون با قطع برنامة نمایش فیلم، این خبر را به عنوان «خبر مهم» پخش کرد. ساعت سه و نیم، اعلامیه شوراى فرماندهى عراق من…
15 February 1991
در اخبار مسالة مهمى نبود. مقدارى در ساحل دریا پیاده روى نمودم. صبحانه را همان جا خوردم و مجدداً پیاده روى کردم. فاطى از من و فرزندش على فیلم گرفت. به مار کوچکى در ساحل برخوردیم. مدیران [سازمان عمران]کیش آمدند. با آنها راجع به برنامه و سیاست…
14 February 1991
در اخبار و گزارش ها، انهدام یک پناهگاه در بغداد و آسیب دیدن جمع زیادى از مردم غیر نظامى، هنوز سایر مطالب را تحت الشعاع قرار داده است. مقدارى در ساحل دریا قدم زدم. صبحانه ام را همان جا، تنهایى خوردم. با هلی کوپتر به جزیره هندورابى رفتیم و از…
13 February 1991
بعداز صبحانه، دسته جمعى کمى در ساحل قدم زدیم. گزارش ها را خواندم. با هلی کوپتر به جزیره فارور رفتیم. از کیش، گروهى براى شروع عمران آن جزیره رفته اند. طرح انتقال و اسکان معتادان[مصوب ستاد مبارزه با مواد مخدر] که قرار بود در جزیره هندورابى با…
12 February 1991
دیشب و امروز برف مى بارید. هوا سردتر شده. ساعت هشت و نیم صبح، همراه عفت، مهدى، فرشته، یاسر و محسن به فرودگاه رفتیم. یاسر مى خواست همراه دوستانش به اصفهان برود؛ گفتم با ما بیاید. حدود ساعت ده به سوى جزیره کیش پرواز کردیم. ساعت یازده ونیم وار…
11 February 1991
در گزارش ها مطلب مهمى نیست. تا ساعت ده صبح مطالعه مى کردم. همراه اعضای خانواده به میدان آزادى رفتیم. خواستیم در بین راه در راهپیمایى شرکت کنیم که نشد. اجتماع عظیمى بود. شرکت مردم در راهپیمایى خوب است. سخنرانى کوتاهى نمودم . به خانه برگشتیم.…
10 February 1991
ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. کارهاى مانده را تا نُه صبح انجام دادم. سفیران و کارداران خارجى، به مناسبت دهه فجر آمدند. سفیر اسپانیا به عنوان مُقدم السُفرا ، از سوى آنها تبریک گفت و من هم صحبت مفصلّى، دربارة سیاست خارجی مان و بحران خلیج فارس…
9 February 1991
ساعت هشت و نیم، به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، آقاى نژادحسینیان[وزیر صنایع سنگین]آمد و گزارش سفر به آلمان داد. آلمان ها به طور اصولى با تکمیل نیروگاه بوشهر موافقند. دربارة تولید خودروی بنز و خودرو هاى دیگر، توافقاتى داشته اند. اجازه گرفت که …
8 February 1991
ساعت هفت به فرودگاه مهرآباد رسیدم و بلافاصله با جمعى از وزرا، معاونان و محافظان به سوى زاهدان حرکت کردیم. ساعت نُه صبح به زاهدان رسیدیم. باران شدیدى مى بارید. چهار هواپیماى ایلوشین عراقى، در گوشه اى از فرودگاه زاهدان به چشم مى خورد. بلافاصل…
7 February 1991
ساعت هشت و نیم صبح به هتل استقلال رفتیم و در جشنواره خوارزمى شرکت کردیم. گزارش شنیدیم، جوایز مخترعان و مبتکران را دادم و صحبت کوتاهى نمودم و سپس به دفترم رفتم. [آقای احمدآلپ تموچین]، وزیر امورخارجه ترکیه آمد . دربارة اوضاع منطقه و جنگ و آین…
6 February 1991
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، توجه زیادى از رسانه ها و دولت ها نسبت به اظهارات من در خصوص میانجیگرى براى صلح وجود دارد و نوعاً مثبت است. [جرج] بوش، [رییس جمهور آمریکا] هم برخورد بدى نکرده. تا نُه صبح، کارها انجام شد. خبر ر…
5 February 1991
[آقای عیسی کلانتری]، وزیرکشاورزى و معاون تحقیقاتى اش آمدند. اجازه خواستند از متخصصان و محققان بین المللى براى اصلاح [بذر]گندم استفاده کنند. گزارش سفر به کوبا را دادند. در مورد پیشرفت به زراعى اراضى آبى و آبیارى تحت فشار هم گزارش دادند. خانم…
4 February 1991
اول وقت براى شرکت در سمینار حقوق زن به صداوسیما رفتم. ضمناً از محل درحال ساخت سالن کنفرانس ها و محل جدید ادارى صداوسیما بازدید کردم؛ جالب است. سخنرانى کوتاهى در افتتاح سمینار ایراد کردم . ساعت نُه ونیم صبح به دفترم رسیدم. صبحانه خوردم. در ج…
3 February 1991
سفیر ایران در نیکاراگوئه آمد. گزارش وضع آنجا را داد؛ پس از شکست کمونیست ها رو به بهبود مى رود، ولى مشکلات جدى دارند. خوشحال بود که از آنها راجع به بدهى 50میلیون دلارى به ایران سند گرفته است. در مورد درخواست دولت هاى دیگر کشورهای آمریکاى مرک…
2 February 1991
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. نزدیک ساعت نُه صبح، دکتر ولایتى آمد و گزارش مذاکرات با عراقى ها، یمنى ها و الجزایرى ها را داد. [آقای احمد غزالی]، وزیر امورخارجه الجزایر آمد . دربارة ضرورت تحرک براى آتش بس گفت و از عدم انعطاف عراق، در مورد خر…
1 February 1991
ساعت پنج صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. بعد از نماز صبح و استماع اخبار، گزارش ها را مطالعه کردم. از گزارش ها برمى آید که عراقى ها از خفجى بیرون رانده شده اند؛ اگر این خبر درست باشد، تفسیرش این است که در نیروی زمینى هم، عراق مشکل دارد. بعد ا…