خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ بهمن ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 17:16کد خبر29513

در اخبار و گزارش ها، انهدام یک پناهگاه در بغداد و آسیب دیدن جمع زیادى از مردم غیر نظامى، هنوز سایر مطالب را تحت الشعاع قرار داده است. مقدارى در ساحل دریا قدم زدم. صبحانه ام را همان جا، تنهایى خوردم. با هلی کوپتر به جزیره هندورابى رفتیم و از تأسیسات

در اخبار و گزارش ها، انهدام یک پناهگاه در بغداد و آسیب دیدن جمع زیادى از مردم غیر نظامى، هنوز سایر مطالب را تحت الشعاع قرار داده است. مقدارى در ساحل دریا قدم زدم. صبحانه ام را همان جا، تنهایى خوردم.

با هلی کوپتر به جزیره هندورابى رفتیم و از تأسیسات در حال احداث بازدید کردیم. قرار بود این جزیره را براى اعزام و اسکان معتادان به مواد مخدر آماده کنند، اما مدیران کیش به فکر افتاده اند آنجا را به بخش سیاحتى اختصاص دهند و معتادان را به جزیره فارور بفرستند. با بومیان جزیره که هشت خانوارند، صحبت کردم. از یکى از خانه هاى آنها بازدید کردیم. در مسجدشان پذیرایى کردند.

از آسمان در هلی کوپتر، جزیره لاوان را بازدید کردیم. نفتکش هاى زیادى در انتظار نوبت بودند. ناهار را در باغى در کیش که متعلق به یکى از بومیان است، خوردیم. این باغ با آب باران و آب چاه، سرسبز است. عصر در پاویون ماندم و جواب نامة صدام[حسین، رییس جمهور عراق] را تهیه کردم. گزارش ها را خواندم.

سرشب، چند نفر از معلمان و چند نفر از سران مردم بومى آمدند و خواسته هایى داشتند. مقدارى در ساحل پیاده روى کردم. آقاى سلامتى از اردن تلفن کرد و براى ملاقات هیأت پارلمانى با ملک حسین[پادشاه اردن] مشورت نمود؛ موافقت کردم. قرار بود شب با کشتى به سیاحت دریا برویم، اما به خاطر خستگى نرفتم. بچه ها رفتند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا