خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ بهمن ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 17:12کد خبر29507

ساعت هفت به فرودگاه مهرآباد رسیدم و بلافاصله با جمعى از وزرا، معاونان و محافظان به سوى زاهدان حرکت کردیم. ساعت نُه صبح به زاهدان رسیدیم. باران شدیدى مى بارید. چهار هواپیماى ایلوشین عراقى، در گوشه اى از فرودگاه زاهدان به چشم مى خورد. بلافاصله با

ساعت هفت به فرودگاه مهرآباد رسیدم و بلافاصله با جمعى از وزرا، معاونان و محافظان به سوى زاهدان حرکت کردیم. ساعت نُه صبح به زاهدان رسیدیم. باران شدیدى مى بارید. چهار هواپیماى ایلوشین عراقى، در گوشه اى از فرودگاه زاهدان به چشم مى خورد.

بلافاصله با هواپیمای سی- 130 به سوى زابل پرواز کردیم. در راه، از بالا با توضیح [آقای محمود حجتی]، استاندار[سیستان و بلوچستان]، با وضع مناطق سیل زده آشنا شدیم. کارشناسان هم ، در مورد طرح هاى عمران منطقه سیستان و وضع موجود، توضیحات دادند. در فرودگاه زابل، استقبال رسمى بود. بلافاصله با هلی کوپترها به مناطق سیل زده رفتیم. از فضا چندین روستاى خراب شده را دیدیم. مردم در چادرها در نقاط مرتفع زندگى می کردند. کنار سد انحرافى آبگیر چاه نیمه ها، در کنار رودخانه هیرمند در مرز افغانستان، فرود آمدیم. طرح جالبى است که ژاپنی ها اجرا کرده اند. این سد، حدود 700 میلیون مترمکعب آب اضافى را به نقاط گودتر منتقل و براى مصرف در طول سال ذخیره مى کند. قرار است ظرفیت آنها را به دوبرابر برسانیم.

از فضا چاه نیمه ها را دیدیم. با مردم روستاهاى مرزى کنار سد صحبت کردم؛ از لحاظ آب و برق و راه، خیلى محروم و مستضعف هستند. با هلى کوپتر در کنار هیرمند و پریان مشترک که مرز است، پرواز کردیم و در منطقه نادر پیاده شدیم.

خرابى سیل زیاد است. با مردم صحبت کردم؛ از کمک هاى دولت راضی اند. به همه آنها، چادر و پتو و غذا و سوخت داده شده است. به چند چادر سرزدم. مردم صبور و قانعى هستند. به منطقه جرینک رفتیم. در اینجا هم، مثل نقطه قبل عمل شد. مردم، از جهت علوفه دام ها نگرانند. دام ها هم آسیب دیده اند.

به شهر زابل رفتیم. در مسجد جامع براى مردم صحبت کردم . باران ضعیفى مى بارید. در محل ژاندارمرى، نماز خواندیم و بعد از ناهار، استراحت کردم. سپس در جلسه در مورد بازسازى سریع، ذخیره بیشتر آب در چاه نیمه ها و دریاچه ها و اصلاح مسیل ها و زهکشى منطقه و انتقال نقاط مسکونى به جاهاى مرتفع تصمیم گیرى شد. مصاحبه اى انجام دادم و به زاهدان و از آنجا به تهران پرواز کردیم. ساعت هشت و نیم شب به تهران رسیدیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا