30 مهر 1361
تا ساعت نه ونيم در مجلس مطالعه مى كردم. گروهى از مجاهدان مؤمن لبنان آمدند و خبر وحدت سه گروه از علماى مجاهد، اتحاديه دانشجويان و مؤمنين امل را دادند و مشورت كردند. قرار است شورايى براى تصميم گيرى داشته باشند. براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه…
29 مهر 1361
قبل از جلسه علنى مطالعه كردم. در جلسه علنى چند لايحه تصويب شد و وزير بازرگانى به سئوالى درباره گرانى و كمبود كالا جواب داد و درباره غيبت غفور [صادقى] گيوى نماينده خلخال كه به علت محكوميت به زندان چند ماه غيبت داشته، بحث و رأىگيرى شد كه تصو…
28 مهر 1361
تا ساعت نه مطالعه كردم و سپس به دفتر امام رفتم. با آقاى [محمدمحمدى] رىشهرى و آقاى [سيدحسين] موسوى تبريزى و احمدآقا، براى رسيدگى به اموالى كه از بيتالمال در اختيار آقاى [سيدكاظم] شريعتمدارى بوده، جلسه داشتيم. قرار شد كه اموال غيرمنقول در ا…
27 مهر 1361
صبح زود براى بدرقه هيأت كره اى به فرودگاه رفتم. قبل از حركت كمى مذاكره شد و مراسم و تشريفات رسمى بدرقه، به عمل آمد. مصاحبه اى انجام داديم و به مجلس برگشتم. جلسه علنى داشتيم. لايحه اصلاح ماليات مطرح بود. در تنفس با دانشجويان اخراجى از آلمان …
26 مهر 1361
شوفاژ منزل معيوب است. كمى وقت صرف آن كردم كه درست نشد. اخبار صداوسيما از موفقيت هايى در كردستان عليه ضدانقلاب خبر داد. چند خاطره عقب افتاده را نوشتم. احمدآقا تلفنى خبر داد كه خبرگزارى ها از ازدواج مسعود رجوى با [فيروزه] دختر بنى صدر خبر داد…
25 مهر 1361
پس از نماز، تا ساعت هشت صبح مطالعه كردم و سپس به جلسه علنى رفتم. قبل از دستور درباره شهادت آيتالله اشرفى[اصفهانى] صحبت و اعلام كردم كه در جلسه فاتحه مسجد شهيد مطهرى شركت مىكنيم. لايحه اصلاح مالياتها مطرح بود؛ تمام نشد. عدهاى از نمايندگا…
24 مهر 1361
ساعت هشت با اعضاى خانواده و بستگان براى عقد ازدواج محسن با اعظم هاشمى خدمت امام رفتيم. من به وكالت از طرف محسن و امام به وكالت از طرف عروس صيغه عقد را خوانديم و فاطى با ضبط صوت ضبط كرد. قرآن جزو مهر را امام امضا كردند و قدرى نصيحت كردند و ح…
23 مهر 1361
تمام روز در منزل بودم. نماز جمعه را آقاى امامى[كاشانى] اقامه كردند. بعد از ظهر خبر رسيد كه آيت الله اشرفى[اصفهانى] امام جمعه كرمانشاه را به شيوه ترور شهداى محراب مدنى و صدوقى در محل نماز جمعه با نارنجك شهيد كرده اند. متأسفانه به خاطر ضعف مح…
22 مهر 1361
صبح زود به مجلس رفتم و صبحانه را در مجلس خوردم. لايحه شوراى عالى درمان و بهداشت رد شد و لايحه اصلاح ماليات هاى مستقيم مطرح شد. ظهر اعضاى كميسيون هاى خارجه و دفاع آمدند و راجع به سياست جنگ با آنها صحبت كردم. اكثرشان قانع و راضى اند و بعضى هم…
21 مهر 1361
با آقاى [محمد محمدى] رىشهرى در مورد پرداخت پول گرفته شده از آقاى [سيدكاظم] شريعتمدارى كه به دستور امام، قرار بود به حزب جمهورى [اسلامى] داده شود، تلفنى صحبت كردم. معلوم شد كه در مصارف ديگر، منجمله دفتر تبليغات[اسلامى] قم و خانوادههاى اعدا…
20 مهر 1361
ساعت هشت به مجلس رفتم و كمى دير رسيدم. آقاى [مهدى] بازرگان نوبت نطق قبل از دستور داشت و در غياب من نگران حوادث بودند. با رسيدن من راحت شدند. خوشبختانه ايشان دورانديشى به خرج داد و از نطق منصرف شد. طرح وزارت اطلاعات علي رغم مخالفت سپاه پاسدا…
19 مهر 1361
طبق معمول بچه ها ساعت هفت و نيم به مدرسه و فائزه به كلاس كنكور رفتند. با دفترم تماس گرفتم كه بليط هواپيما براى عفت كه مى خواهد براى آوردن عروس به رفسنجان برود، رزرو كنند. قرار شد كه فردا صبح بروند. ظهر احمدآقا آمد؛ مطلب مهمى نداشت. عصر گروه…
18 مهر 1361
صبح زود به دندانپزشكى رفتم. ساعت هشت به مجلس رسيدم. آقاى [محمد] يزدى جلسه را شروع كرده بود. طرح وزارت اطلاعات مطرح بود كه تمام نشد. به دفتر رفتم، كارهاى ادارى را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. جو تبليغاتى دنياى عرب و غرب اين است كه ايران …
17 مهر 1361
تمام روز در خانه بودم و مطالعه مىكردم. همسر امام و خانوادههاى شهيد بهشتى و آقاى خامنهاى و شهيد مطهرى و... به ديدن عفت آمده بودند. براى پرداخت پول به دانشگاه آزاد و معرفى وزراى سپاه و ارشاد و بهزيستى تلفنى با نخست وزير صحبت كردم. قرار شد…
16 مهر 1361
ساعت ده ونيم براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. باران سيل آسا مىباريد و عدهاى از مردم زير باران بودند. آقاى [مهدى]كروبى در سخنرانى پيش از نماز به نهضت آزادى به خاطر نامه سرگشادهاش حمله كرد و از نقاط ضعف آنها خيلى تند گفت. به خاط…
15 مهر 1361
جلسه علنى داشتيم. چند لايحه تصويب شد. آقاى [اسدالله] بيات از مذاكرات مرموز دكتر [ابراهيم] يزدى در سفر حج مىگفت. عدهاى از نمايندگان در صدد اعلام جرم عليه نهضت آزادى بودند. جو تندى حاكم است. عدهاى نيز جلسه رسمى غير علنى مىخواستند كه منصرف…
14 مهر 1361
وزرا و بعضى از دوستان ديگر كه براى تبريك به خدمت امام رفته بودند، صبح به ديدن من آمدند. نزديك ظهر به زيارت امام رفتم. ياسر و مهدى و صادق هم بودند. با امام عكس گرفتيم و امام يك تسبيح شاه مقصود به من عيدى دادند. عصر عقد ازدواج يكى از محافظانم…
13 مهر 1361
صبح زود به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتيم. آقاى [على] موحدى ساوجى در نطق پيش از دستور به نهضت آزادى و مهندس [مهدى] بازرگان به خاطر نامه سرگشادهاى كه اخيراً به من نوشتهاند و همه دستاوردهاى انقلاب را منكر شده و اتهاماتى وارد كردهاند، تاخت و گ…
12 مهر 1361
صبح زود به مجلس رفتم. بعد از سه هفته تعطيلى، جلسه علنى داشتيم. پيش از دستور درباره پيروزى، انفجار ناصرخسرو و شوراى امنيت سازمان ملل كه بناست امشب مسأله جنگ ايران و عراق را مطرح و رسيدگى كند، صحبت كردم. دوسه لايحه تصويب شد. تا عصر گزارشها ر…
11 مهر 1361
صبح زود به دندانپزشكى رفتم. آقاى دكتر شيرازى به خاطر عدم اطلاع مجدد - كه مىبايست ديروز بدهم - حاضر نبود. به ميدان امام رفتم و محل انفجار روز جمعه را ديدم. خيلى خرابى به بار آورده، تمام شيشههاى ساختمانهاى اطراف ميدان امام شكسته، تعدادى از…
10 مهر 1361
اول صبح از نخست وزيرى، خبرگزارى جمهورى اسلامى و وزارت كشور درباره انفجار ديشب توضيح خواستم. نخستوزير درباره اعلام عزاى عمومى مشورت كرد كه به خاطر فتح و پيروزى، قرار شد كه امروز اعلام نشود. از آقاى [على اكبر] ناطق[نورى] راجع به تلف شدن دوس…
9 مهر 1361
در منزل ماندم. نماز جمعه را آقاى [سيدعبدالكريم موسوى] اردبيلى اقامه كردند. صبح زود آقاى [على] صياد شيرازى تلفنى از جبهه اطلاع داد كه عمليات ديشب موفقيتآميز بوده ، تاكنون هشتاد درصد از اهداف تأمين و پاتك عراق دفع شده است. قرار شد كه تبليغات…
8 مهر 1361
تمام وقت در خانه بودم و بيشتر وقتم به مطالعه و يادداشت گذشت. با آقاى موسوىخوئينىها در مكه تماس گرفتم و قرار شد كه نمايندگان مجلس در پروازهاى اول بيايند و روز دوشنبه جلسه علنى داشته باشيم
7 مهر 1361
تا ساعت ده در خانه مطالعه کردم. بچهها به مدرسه رفتند و فائزه و فاطمه خانم کارگرمان برای تمیز کردن خانه فاطی که به زودی از حج برمیگردد، به خانه فاطی رفتند. ساعت ده ونیم به مجلس رفتم. آقای [مرتضی] الویری که از ایتالیا آمده بود، گزارشی از وضع…
6 مهر 1361
تمام روز در خانه بودم. آقای رئیس جمهور نماز عید را اقامه کردند. آقای [سیدعبدالکریم] موسوی اردبیلی آمدند و از سفرشان به مازندران گفتند و از اینکه کارها رو به راه است و مسأله مهمی ندارند؛ راضی بودند و گفتند آقای [سیدمحمدصادق] لواسانی را خدمت…
5 مهر 1361
امروز در خانه استراحت داشتم. پيش از ظهر آقاى محمدى امام جمعه ايلام آمد و از استاندار ايلام و اينكه سند زمينهايى را كه بعد از انقلاب محرومان گرفته و ساختهاند داده نمىشود، شكايت داشت. با آقاى خامنهاى تلفنى صحبت كردم كه شوراى عالى دفاع به …
4 مهر 1361
صبح زود به [مطب] دندانپزشكى دكتر شيرازى رفتم. از ساعت شش و نيم تا ده چند دندان را اصلاح كرد. با تأخير به مجلس رفتم و بعضى از ملاقاتىها رفته بودند. گروهى از [مردم] قهدريجان آمدند و از جدايى قهدريجان و الحاقش به نجف آباد و تبديل اسم لنجان س…
3 مهر 1361
در منزل به مطالعه گزارشها و نامهها پرداختم. با آقای رئیسجمهوری تلفنی صحبت کردم که نماز عید اضحی [: قربان] را ایشان بخوانند. قول ندادند و قرار شد که فردا جواب بدهند. احمدآقا عصر آمد و متن نامههای آقای [سیدکاظم] شریعتمداری را به دادگاه ان…
2 مهر 1361
تا ساعت نه و نيم در منزل براى خطبههاى نماز جمعه مطالعه مىكردم. ساعت ده به مطب دندانپزشكى دكتر شيرازى و ساعت يازده به دانشگاه رفتم. و خطبهها را درباره جنگ و ربا ايراد كردم. عصر به مصاحبه سىودو نفر از سران نادم و تائب گروهكهاى محارب گوش
1 مهر 1361
امروز تا ساعت نه در منزل مشغول مطالعه بودم. به ملاقات امام رفتم. راجع به مشكل حذف بىمقدمه بهره از عملكرد بانكها و اختلاف دو جريان فكرى تند و سنتى در جامعه، مجلس، دولت و حزب توضيحاتى به امام دادم. تا ظهر گزارشها را در خانه خواندم. عصر [آق…