خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مهر ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 16:02کد خبر26259

ساعت ده ونيم براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. باران سيل آسا مى‌باريد و عده‌اى از مردم زير باران بودند. آقاى [مهدى]كروبى در سخنرانى پيش از نماز به نهضت آزادى به خاطر نامه سرگشاده‌اش حمله كرد و از نقاط ضعف آنها خيلى تند گفت. به خاطر باران

ساعت ده ونيم براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. باران سيل آسا مى‌باريد و عده‌اى از مردم زير باران بودند. آقاى [مهدى]كروبى در سخنرانى پيش از نماز به نهضت آزادى به خاطر نامه سرگشاده‌اش حمله كرد و از نقاط ضعف آنها خيلى تند گفت. به خاطر باران خطبه‌ها را كوتاه كردم.  

خبر رسيد كه پليس سعودى ديشب به زوار ايرانى مدينه در دعاى كميل و سپس به محل بعثه امام حمله كرده، عده‌اى را مجروح و مصدوم كرده است. در خطبه از عمل آنها انتقاد كردم  و در يك خطبه هم خط تبليغات جهانى امپرياليسم براى جنگ طلب معرفى كردن ايران را فاش كردم و خواسته ‏هاى عادلانه خودمان را گفتم. 

شب احمدآقا آمد و خبر از برداشتن مخالفت امام با استيضاح وزير مسكن به شرط اينكه مسرى نباشد، داد و از پرداخت يك ميليون تومان به دانشگاه آزاد كه قبلاً امام وعده داده بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا