خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ مهر ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 15:53کد خبر26253

اول صبح از نخست‏ وزيرى، خبرگزارى جمهورى اسلامى و وزارت كشور درباره انفجار ديشب توضيح خواستم. نخست‌وزير درباره اعلام عزاى عمومى مشورت كرد كه به خاطر فتح و پيروزى، قرار شد كه امروز اعلام نشود. از آقاى [على اكبر] ناطق[نورى] راجع به تلف شدن دوسه ميليون ماهى

اول صبح از نخست‏وزيرى، خبرگزارى جمهورى اسلامى و وزارت كشور درباره انفجار ديشب توضيح خواستم. نخست‌وزير درباره اعلام عزاى عمومى مشورت كرد كه به خاطر فتح و پيروزى، قرار شد كه امروز اعلام نشود.

از آقاى [على اكبر] ناطق[نورى] راجع به تلف شدن دوسه ميليون ماهى قزل ‏آلا در اثر نشت مايعات زباله ‏هاى شهردارى در جاجرود توضيح خواستم. گفتند كه دارند رسيدگى مى‌كنند. مقدار زيادى از وقتم، صرف مطالعه مكاسب محرمه براى خطبه نماز جمعه شد.

ظهر با آقاى ریيس ‏جمهور مهمان احمدآقا بوديم. امام هم تشريف آوردند و با ايشان نماز خوانديم و ناهار خورديم. امام به خاطر ممنوعيت نمك و قند، غذاى مخصوص داشتند. جلسه خيلى با صفا بود. قبل از غذا و ضمن غذا، درباره مسايل متعددى با امام صحبت كرديم. قبل از آمدن امام و بعد از آن، خودمان درباره وضع حزب توده و خطرهاى آن، ضعف سياسى ايدئولوژيك ارتش و نيروى هوايى، ضرورت شركت آقاى خامنه ‏اى در جلسات [هيأت] دولت براى جلوگيرى از بروز اختلاف بين وزرا، جنگ و چيزهاى ديگر بحث كرديم. ساعت چهارونيم آقاى خامنه‌اى رفتند.

آقاى محسن رضايى آمد و از روى نقشه، عمليات مسلم بن عقيل را كه در آن ارتفاعات غرب سومار و مشرف بر مندلى عراق آزاد شده بود، توضيح داد. از امداد الهى، برنامه‏ هاى آينده و ...گفت. شب به خانه آمدم و به مطالعه پرداختم. خانم شهيد بهشتى تلفن كرد و درباره حل مسأله ماليات بر ارث - كه چيزى جز خانه مسكونى نيست - صحبت كرد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا