خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مهر ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 16:02کد خبر26263

ساعت هشت به مجلس رفتم و كمى دير رسيدم. آقاى [مهدى] بازرگان نوبت نطق قبل از دستور داشت و در غياب من نگران حوادث بودند. با رسيدن من راحت شدند. خوشبختانه ايشان دورانديشى به خرج داد و از نطق منصرف شد. طرح وزارت اطلاعات علي رغم مخالفت سپاه پاسداران با اكثريت

ساعت هشت به مجلس رفتم و كمى دير رسيدم. آقاى [مهدى] بازرگان نوبت نطق قبل از دستور داشت و در غياب من نگران حوادث بودند. با رسيدن من راحت شدند. خوشبختانه ايشان دورانديشى به خرج داد و از نطق منصرف شد. طرح وزارت اطلاعات علي رغم مخالفت سپاه پاسداران با اكثريت بيش از دوسوم در شور اول تصويب شد.  

در تنفس با آقاى [سيدمحمد موسوى] خوئينى ها كه از عربستان اخراج شده، درباره حوادث آنجا صحبت كردم. ظهر آقاى موسوى تبريزى راجع به كمك هايى كه بعد از انقلاب، از طريق ايشان به علماى اهل سنت منطقه خراسان و مدارس علميه آنها شده گزارشى داد و قرار شد كه براى ايجاد مدرسه عالى علميه و برنامه بهتر تلاش كنند. عصر مصاحبه اى با تلويزيون درباره برنامه پنج ساله داشتم. گروهى از دماوند آمده بودند كه راجع به اختلاف امام جمعه هاى دماوند و رودهن بگويند. آقاى فؤاد كريمى آمد و راجع به طرح هاى بانك اسلامى صحبت كرد.

آقاى ریيس جمهورى آمدند و راجع به تعقيب پرونده و اطلاعات عوامل روسيه  و كيفيت برخورد با قانون حفاظت كارخانه ها كه اخيراً متوقف شده و خبرهاى ديگر بحث كرديم. سپس شوراى عالى دفاع تشكيل شد. معلوم شد كه از ابتداى عمليات مسلم بن عقيل تاكنون حدود پانصد شهيد و دوهزاروپانصد مجروح داشته ايم. امروز هم دو حمله عراق دفع شده و گروهى اسير گرفته ايم. درباره درخواست هاى مبارزان شيعه لبنان هم تصميم گرفتيم، خودشان مى خواهند شورایى تشكيل دهند كه مرجع تصميمات باشد. درباره امكانات دانشكده خلبانى و دفاع هوايى از قم و... بحث و تصميم گيرى شد. در خاتمه من مصاحبه كردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا