خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مهر ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 16:02کد خبر26255

صبح زود به مجلس رفتم. بعد از سه هفته تعطيلى، جلسه علنى داشتيم. پيش از دستور درباره پيروزى، انفجار ناصرخسرو و شوراى امنيت سازمان ملل كه بناست امشب مسأله جنگ ايران و عراق را مطرح و رسيدگى كند، صحبت كردم. دوسه لايحه تصويب شد. تا عصر گزارش‌ها را خواندم. يك

صبح زود به مجلس رفتم. بعد از سه هفته تعطيلى، جلسه علنى داشتيم. پيش از دستور درباره پيروزى، انفجار ناصرخسرو و شوراى امنيت سازمان ملل كه بناست امشب مسأله جنگ ايران و عراق را مطرح و رسيدگى كند، صحبت كردم.  دوسه لايحه تصويب شد.

تا عصر گزارش‌ها را خواندم. يك هواپيماى 130  cارتشى را ربوده‌اند و به جنوب خليج‏فارس برده‏اند. كشورها حاضر نيستند، ربايندگان را بپذيرند. در جبهه سلمان كش با دفع ضد حمله دشمن يكصد اسير گرفته ‏ايم. عراق و حاميانش حمله سياسى شديدى آغاز كرده‏اند كه ايران را جنگ ‏افروز و خودشان را صلح دوست معرفى كنند و ما بايد مقابله كنيم. يكى از مديران ادارى مجلس از اينكه همسرش را به اتهام انجمنى بودن از معلمى اخراج كرده ‏اند، شكايت داشت. قرار شد كه رسيدگى كنيم. عراقى ‏ها با هواپيما به جمعى از نيروهاى پشت جبهه حمله كرده ‏اند و شصت‌وهفت نفر را شهيد و صدوبيست نفر را مجروح كرده‌اند. شب به خانه آمدم و كمى اخبار حاجيان و وضع اداره حج را از عفت و فاطى كه از مكه برگشته‌اند، گرفتم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا