خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مهر ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ فروردین ۱۳۷۸
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 15:53کد خبر26250

تا ساعت ده در خانه مطالعه کردم. بچه‌ها به مدرسه رفتند و فائزه و فاطمه خانم کارگرمان برای تمیز کردن خانه فاطی که به زودی از حج برمیگردد، به خانه فاطی رفتند. ساعت ده ونیم به مجلس رفتم. آقای [مرتضی] الویری که از ایتالیا آمده بود، گزارشی از وضع کنفرانس

تا ساعت ده در خانه مطالعه کردم. بچه‌ها به مدرسه رفتند و فائزه و فاطمه خانم کارگرمان برای تمیز کردن خانه فاطی که به زودی از حج برمیگردد، به خانه فاطی رفتند. ساعت ده ونیم به مجلس رفتم. آقای [مرتضی] الویری که از ایتالیا آمده بود، گزارشی از وضع کنفرانس بینالمجالس داد. آقای [محمد] یزدی که از جبهه برگشته بود، گزارشی از جبهه و خواسته‌های رزمندگان داد.

یک نفر آمد، مدعی اطلاع داشتن از گنج بود و اجازه کشف میخواست؛ گفتم تقاضای کتبی بنویسد. دوسه نفر از کارکنان مجلس آمدند و تقاضاهایی داشتند. عصر گروهی از مسئولان اجرایی کرمان آمدند که از جامعه دانشگاهی کرمانند؛ از اینکه متهم شده‌اند که جامعه دانشگاهی انحصارطلب است و کار‌های استان را قبضه کرده، ناراحت بودند.

گروهی از خانواده‌های شهدای وحیدیه و شهدای ارامنه آمدند و برایشان صحبت کردم.  در محله کانون هدایت و تعلیم خانواده‌های شهدا درست کرده‌اند و کشیش‌های ارامنه و روحانیون گزارش دادند. عده‌ای از اساتید دانشگاه آمدند و راجع به دانشگاه آزاد نظراتی داشتند. مصاحب‌های با برنامه آیندهسازان درباره ترجمه سرگذشت فلسطین کردم.  گروهی از بازاریان آمدند و اعتراضات زیادی به عملکرد مجریان قانون حفاظت صنایع و آییننامه‌ها و خلاف‌های بنیصدر و شورای انقلاب داشتند.

شب در دفتر آقای خامنه ای با آقای [محمد حسن] طاهری خرم آبادی - که به عنوان نماینده امام عازم پاکستان است - برای مشخص کردن سیاست عملکرد ایشان در پاکستان جلسه داشتیم. شام را خوردیم و به خانه آمدم. عفت تلفن کرده بود که شنبه می آید. یاسر به درد گوش مبتلا شد و بیدارمان کرد. قرص مسکنی خورد و خوابید.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا