LoginSign UpSite Members:1,044

Month archive

November 1989

30 diary entries in this month.

30 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آذر ۱۳۶۸

بعد از نماز به اخبار رادیو فارسی [صدای] آمریکا گوش دادم. بیشتر برنامه هایش مطابق معمول درباره تزلزل مارکسیسم و پشت کردن کشورهای اروپای شرقی به مارکسیسم است. در این خصوص برنامه ریزی شده عمل می کند. حقیقتاً از مسائل مهم تاریخی است. و نیز شکست…

29 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ آذر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. [آقای عیسی کلانتری] وزیر کشاورزی و رئیس مجتمع کشت و صنعت کارون به منظور توجیه مدیریت جدید آقای رشاد آمدند و درباره وضع آنجا توضیح دادند. آقای فلاحیان [وزیر اطلاعات] آمد. از عتاب اخیر من در دولت نسبت به وزارت…

28 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ آذر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم به مجلس رسیدم. ساعت نه صبح آقای [حمید] میرزاده برای امور اجرایی کشور آمد. آقای [علی اکبر] ناطق نوری برای مشورت درباره کاندیداهای انتخابات مجلس آمد. گروهی از مدیران نمایشگاه اخیرمان در باکو - آذربایجان شوروی - از زمینه وسیع فرو…

27 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آذر ۱۳۶۸

بعد از نماز تا ساعت ده صبح کارهای دفتر را انجام دادم. اعضای کمیسیون کار و امور اجتماعی مجلس آمدند و درباره لایحه کار چاره جوئی کردند . شورای نگهبان بسیاری از مواد مصوبه مجلس را رد کرده و تفاهم ندارند. قرار است برای تعیین تکلیف به مجمع تشخیص…

26 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آذر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. پاسداران در راه توضیح دادند که چند نفر از محافظان که در جایگاه با من بوده اند و بعضی از حضار آنجا، مثل من دچار خرابی چشم شده اند و احتمال حرکت موذیانه ای را بعید نمی دانند؛ قرار شد پیگیری شود. آقای محسن رضا…

25 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آذر ۱۳۶۸

وضع چشمم بهتر بود. قرمزی و اشک ریزی کم شده، ولی رنگ صورت و چشمم عادی نشده.ساعت هشت ونیم به دفترم آمدم. با فشار کمتری کار کردم. کارهای عقب مانده انجام شد. آقای [عبدالحسین] وهاجی آمد. درباره وزارت بازرگانی و وظایف و مشکلات، مذاکره طولانی داشت…

24 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آذر ۱۳۶۸

در منزل بودم. امروز را با استراحت مطلق گذراندم. معالجه محدود به استفاده از قطره ها و مصرف آب میوه و هندوانه بود. شب حالم بهتر بود، ولی علت عارضه نامکشوف ماند. رفت و آمد در خانه هم برای دیدن فاطی زیاد بود.

23 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ آذر ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. کارها را انجام دادم. ساعت نه صبح برای شرکت در مراسم شروع هفته بسیج با هلی کوپتر به محل مرقد امام رفتم. عده زیادی از فرماندهان پایگاه ها و نواحی بودند و احساسات پرشوری اظهار کردند. صحبت کوتاهی برای آنها نمودم .…

22 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آذر ۱۳۶۸

تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [ابوالفضل] توکلی[بینا] برای امور صنفی و کسبه و مشکلات آنها آمد. آقای [مجید] قاسمی رئیس سابق بانک مرکزی و قائم مقام وزیر نیرو آمد و درباره طرح ها و سیاست های اقتصادی، با دید موافق صحبت کرد. [آقای تراو…

21 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ آبان ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت نه صبح کارهای مانده از دیروز انجام شد. آقای [سیدمنصور] رضوی و معاونش آقای اکرام جعفری آمدند. گزارش کار آموزش مدیریت را دادند؛ خوب است. کمبود فضای آموزش و اعتبار دارند. تیمسار حسنی سعدی [فرمانده نیر…

20 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آبان ۱۳۶۸

تا ساعت نه صبح کار کردم. محسن اطلاع داد که فاطی برای زایمان به بیمارستان رفته است. عفت هم رفت. بعداً اطلاع داد که با سزارین وضع حمل کرده و پسری سالم آورده . خانم دکتر منصوریان هم از سلامتی فرزند و مادر و مشکل بودن زایمان گفت. نماینده خلخال …

19 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آبان ۱۳۶۸

ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. بعد از نماز دنبال کارهایم رفتم که یکسره تا ساعت یک بعد از ظهر ادامه داشت. آقای مسیح مهاجری [مشاور امور اجتماعی] آمد. گزارش سفر به کنیا و اوگاندا را داد. از بعضی مطالب تند انتقادی روزنامه جمهوری اسلامی، در خصوص …

18 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آبان ۱۳۶۸

ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. ساعت ده آقایان [محمد] سعیدی کیا و [حسن] شفتی و [علی محمد] نوریان آمدند. گزارش کار در فعال کردن هواپیمائی را دادند و برای رفع موانع استمداد کردند؛ به خصوص حضور ده ها نهاد و ارگان در فرودگاه مهرآباد که دست و پاگیر…

17 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ آبان ۱۳۶۸

تا ساعت ده و نیم صبح برای خطبه ها مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه ای در فضیلت تولید و کار و دیگری را درباره مسائل روز ایراد کردم . ظهر بستگان عفت مهمانمان بودند. دیشب بستگان من، همشیره طیبه آمده بود و برای ازدواج دخ…

16 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آبان ۱۳۶۸

دیشب باران خوبی بارید. ساعت هفت و نیم صبح به دفترم آمدم. [آقای عبدالله نوری] وزیر کشور آمد. درباره سفر به پاکستان، سیاست اداره کردستان، مسائل اخیر دانشجویان و استانداران مذاکره شد. طرحی برای مبارزه با مفاسد اخلاقی آورد که بررسی کنیم. آقای

15 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آبان ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم آمدم. کارهای دیروز را که مانده بود انجام دادم. [آقای مسعود روغنی زنجانی] رئیس سازمان برنامه و بودجه، برای جا انداختن مسأله نقشه برداری کل کشور و استفاده از ماهواره آمد. آقای [مصطفی حائری] فومنی آمد. راجع به سیاست…

14 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ آبان ۱۳۶۸

ساعت نه صبح، آقای [قربانعلی] دری [نجف آبادی] آمد. پیام آقای منتظری را آورد که مبلغ 92 هزار دلار بابت جبهه و جنگ در دست آقای ابراهیمی داشته اند که خرج طلاب خارجی در قم شده است. اکنون خواسته اند که با دریافت معادل ریال آن، این مبلغ را به جبهه…

13 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آبان ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم به دفترم آمدم. ساعت نه صبح آقای آقازاده [وزیر نفت] آمد. گزارشی از وضع نفت منجمله سطح تولید در رژیم قبل و علل پائین آمدن آن و راه های بالا بردن آن داد و درباره تصفیه نفت و پالایشگاه های جدید و .... مطالبی گفت. آقای [سیدمنصور] ر…

12 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آبان ۱۳۶۸

بعد از نماز و صبحانه و قرائت گزارش ها، از ساعت نه تا ده و نیم [آقایان کارلوس دیویدکالدر، هوروات و عبدالعالم بن مستهیل] سفرای پرتقال، مجارستان و عمان برای تقدیم استوار نامه ها آمدند؛ تشریفاتی است . از ساعت ده و نیم تا دوازده و نیم با وزرای ص…

11 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آبان ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم به دفترم آمدم. ساعت نه صبح [آقای ویچه دونگه] نخست وزیر سریلانکا و هیأت همراه آمدند. قبل از ملاقات، دکتر حبیبی و نوربخش توضیحات مذاکرات را دادند و قبل از آن جزوه ای راجع به سریلانکا خواندم. نخست وزیر و [آقای عبدالرزاق منصور] و…

10 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آبان ۱۳۶۸

پیش از ظهر، بیشتر به استراحت و مطالعه گزارش ها گذشت. عصر آقای مهدی تاجر آمد. گزارش مذاکرات با آقای نواب را داد. به کمک درباره دولت شیعه در ایران اظهار علاقه شدید کرد و از توطئه ارتجاع عرب علیه شیعه در منطقه اظهار نگرانی نمود. احمدآقا هم رسی…

9 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آبان ۱۳۶۸

ساعت هشت صبح از منزل به مرکز چاپخانه اسکناس و ضرابخانه سکه ها در خیابان پاسداران رفتم. از طراحی، حکاکی، عکاسی، آزمایشگاه، کلیشه سازی، چاپخانه، کنترل، برش و بسته بندی اسکناس و مراحل ذوب و ضرب سکه بازدید کردم؛ جالب و اطمینان بخش است. در کاغذ …

8 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ آبان ۱۳۶۸

بعد از نماز تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. [آقای سراج الدین کازرونی] وزیر مسکن و [شهرسازی] و معاونان آمدند. دو ساعت برنامه ساخت مسکن و شهرک های جدید را توضیح دادند؛ جالب و مفید و موثر است. آقای دکتر [گودرز] افتخار [جهرمی] آمد. گزارش مذ…

7 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ آبان ۱۳۶۸

در مسیر اداره برای عیادت آیت الله مرعشی به بیمارستان خاتم الانبیاء رفتم؛ حالشان خوب است . کم خوابی دارند. از من و برنامه هایم تعریف کردند و از خانم [فاطمه] کروبی [مسئول بخش پزشکی بنیاد شهید] اظهار تشکر نمودند. برای کتابخانه خود استمداد کردن…

6 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آبان ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقای [علی] یونسی دادستان [عمومی] تهران آمد. وضع گذشته و اصلاحات خودش و برنامه ها و نیازها را گفت. آقای [محمدصادق] خلخالی [نماینده قم] آمد. مشکلات خلخال و روستاهای قم را گفت. آقای [عیسی] ولایی رئیس کمیسیون …

5 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آبان ۱۳۶۸

ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. آقای [حسین] محلوجی [وزیر معادن و فلزات] آمد. گزارش وضع کارخانجات فولاد اهواز را داد و از جمله تندی که در حاشیه نامه ای از ارتش نوشته بودم، گله کرد. آقای [مرتضی] مقتدائی [رئیس دیوان عالی کشور] آمد. گزارش وضع …

4 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آبان ۱۳۶۸

همراه نقاهت به دفترم آمدم. کار عقب مانده زیاد دارم. معمولاً کارهایم به روز است. با آقایان [محسن] نوربخش، [عبدالحسین] وهاجی و [اکبر]ترکان [وزیران امور اقتصادی و دارایی، بازرگانی و دفاع] درباره وضع ارز و مذاکره با شوروی ها و توزیع سیب زمینی ص…

3 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آبان ۱۳۶۸

تب ادامه داشت. سبک تر بودم. در خانه ماندم و بیشتر وقتم به استراحت گذشت. جمعی از بستگان به دیدن آمدند. محمد سالاری که سال ها در آمریکا بوده، برگشته است. او زنش را که آمریکایی است، طلاق داده و دو فرزندش را آنجا گذاشته و از وضع اخلاقی آنجا بد …

2 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آبان ۱۳۶۸

با تب سنگین، روز را شروع کردم. با خوردن آنتی بیوتیک و مسکن ها رو به راه تر شدم. آقای [سیدمحمد] میرمحمدی از دفترم برای احوالپرسی آمد. پدر شهید حاجیلوگوسفند آورد و قربانی کرد. دکتر جزایری همراه با دکتر احمدی زاده معاینه کرد و دوا داد. دو سه ر…

1 November 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آبان ۱۳۶۸

با حالت تب ناشی از سرماخوردگی، کارهایم را انجام دادم. ساعت هشت و نیم صبح آقایان نوربخش و عادلی آمدند. درباره سیاست کنترل نرخ ارز مذاکره شد. نگرانند که نتوانیم نیازهای ارزی را تأمین کنیم و طرح ناموفق بماند. مایلند قیمت دلار در سطح صد تومان ب…