30 September 1984
ساعت هفت صبح، به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. در جلسه علنى، چند دستور ازجمله افزایش سپرده در بانک بین المللى [ترمیم و توسعه] و موافقت نامه بازرگانى با الجزایر تصویب شد. بعد از جلسه هیأت رییسه و رؤساى شعب، براى بررسى بالا بردن ظرفیت پذیرش …
29 September 1984
جلسه شوراى سرپرستى [صداوسیما] داشتیم. در مورد اخبار خارجى و کیفیت برخورد با سمپاشى هاى رادیوهاى بیگانه، بحث و تصمیم گیرى شد. عصر، گزارش ها را از مجلس [شوراى اسلامى] آوردند. امروز، عراق پنج موشک به بندر امام پرتاب کرده است. در پتروشیمى [بندر…
28 September 1984
تا ساعت ده ونیم صبح در منزل، براى خطبه هاى نمازجمعه مطالعه کردم. سپس براى نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم؛ عفت هم آمد. خطبه ها خیلى طولانى شد. درباره حدود فعالیت بخش خصوصى و مقایسه و تشابه کارشکنى هاى منافقان و همکارى آنها با کفار و منافقان …
27 September 1984
صبح زود به مجلس رفتم. آقایان زمانى، جهانتاب و حاجى سعیدى معاون آقاى امراللهى [رییس سازمان انرژى اتمى]، به دفترم آمدند. درباره ادعاى اورانیوم کشف شده با هم صحبت کردیم؛ قرار شد براى بررسى سریعاً اقدام شود. گزارش ها را خواندم. مطلب مهمى نداشت.…
26 September 1984
تمام طول روز، در مجلس بودم و در دفترم، کار مى کردم. ساعت هفت تا نه صبح، جلسه هیأت رییسه مجلس خبرگان داشتیم. درباره اجلاس آینده و سمینار ولایت فقیه و ساختن محل مجلس در قم بحث بود. عصر، هیأت رییسه [مجلس شوراى اسلامى] جلسه داشت. خطبه عربى نماز…
25 September 1984
جلسه علنى مجلس داشتیم. ظهر، چند ملاقات داشتم. عصر، جلسه کمیسیون مخصوص تعیین مواضع حزب جمهورى اسلامى داشتیم و قرار شد که متن نهایى مواضع که به تصویب رسید، چاپ شود. شب را در مجلس ماندم. شب، چند بار با درد قفسه سینه، از خواب بیدار شدم؛ احتمال …
24 September 1984
امروز در منزل بودم. تا ساعت ده صبح، مطالعه مى کردم. آقاى محسن رضایى آمد. طرح هاى عملیاتى را که قرار است تا چند ماه دیگر انجام شود، آورد و صحبت شد. براى کم کردن دخالت هاى نماینده امام در سپاه، باز هم کمک خواست. نزدیک ظهر، احمدآقا آمد. نوار م…
23 September 1984
صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. آقاى [اسدالله] بیات آمد؛ کمى از وضع حجاج ایرانى در مکه گفت. ساعت هشت وچهل وپنج دقیقه صبح، اولین جلسه علنى [مجلس شوراى اسلامى] بعد از تعطیلات، شروع شد. قبل از دستور، راجع به هفته جنگ و شروع کار مدارس…
22 September 1984
اخوى محمد [رییس سازمان صداوسیما] اطلاع داد که امروز، جلسه شوراى سرپرستى [صداوسیما] نداریم. درباره برنامه «سیماى فرزانگان» رادیو، تذکر دادم. بچه ها از رفسنجان برگشتند و براى [رفتن به] مدرسه و دانشگاه آماده مى شوند. عصر، براى بازدید و افتتاح …
21 September 1984
در منزل تنهایم. بچه ها به رفسنجان رفته اند. حاج احمدآقا، از نامه فرمانده سپاه به امام گفت که از تداخل مسئولیت ها با نماینده امام [در سپاه] و از مشکلات دخالت آنها گله دارند. احمدآقا از برنامه سیماى فرزانگان که این روزها از رادیو پخش مى شود و…
20 September 1984
تا ساعت هشت صبح در مجلس مطالعه مى کردم. آمریکا و اسراییل علیه اقدام ایران، براى اخراج اسراییل از سازمان ملل، فعالیت شدیدى را شروع کرده اند. برنامه هفته آینده مجلس را تهیه و اعلام کردیم. در پادگان امام حسین(ع)، در مراسم پایان چهلمین دوره آمو…
19 September 1984
اول وقت به مجلس رفتم. تا ساعت هشت صبح، گزارش ها را خواندم. آقایان رضوى و داداشى آمدند. از برخورد مأموران دادستانى تهران، در ده روز بازداشت شان در رابطه با پرونده کشمیرى [مربوط به بمب گذارى در نخست وزیرى و شهادت رجایى و باهنر] و از سوءظن آنه…
18 September 1984
تمام امروز را در منزل بودم. ساعت چهار صبح قبل از اذان، همگى اعضاى خانواده براى سفر به رفسنجان، به فرودگاه رفتند. بعد از نماز، کمى خوابیدم. در منزل تنها بودم و بیشتر وقتم را به مطالعه گذراندم. برایم، ناهار را از سپاه و شام را از دفتر امام آو…
17 September 1984
نوزاد یکى از پاسداران را آوردند. [در گوشش] اذان گفتم و چشم روشنى دادم. تصفیه خانه استخر را تمیز کردم و از آقاى امامى کاشانى خواستم که نمازجمعه [هفته] آینده را اقامه کند. احمدآقا آمد. اطلاع داد که امروز سه هواپیماربا را در فرودگاه قبل از رفت…
16 September 1984
صبح زود به مجلس رفتم. مهدى [فرزندم] هم با من براى بازدید از صحافى مجلس آمد؛ براى محل [گذراندن] طرح کادش. گزارش هاى تلکس، خبر از ربوده شدن یک هواپیماى عراقى بر فراز سوریه، توسط یک لبنانى و دو قبرسى مى داد که بلافاصله مأموران گارد عراقى بر آن…
15 September 1984
دو مصاحبه در مورد جنگ، با روزنامه جمهورى اسلامى و [روزنامه] اطلاعات انجام دادم. جلسه شوراى سرپرستى [صداوسیما] داشتیم. قرار شد سخنان امام از این به بعد، تمامش در یک شیفت در متن اخبار بیاید. در گذشته، خلاصه آنها در اخبار مى آمد و متن آن، بعد …
14 September 1984
پیش از ظهر، چند نفر از بستگان آمدند و به زیارت امام رفتند. عفت هم به زیارت امام رفت و پانصد تومان هم عیدى از امام گرفت؛ خیلى خوشحال است. خانم دکتر لى - پزشک طب سوزنى اهل کره جنوبى که در ایران کار مى کند - براى مسلمان شدن آمد. توضیحاتى دربار…
13 September 1984
ساعت شش صبح، آقاى صیاد شیرازى آمد. با ناراحتى اعلام پذیرش تصمیم اخیرمان در مدیریت جنگ را نمود؛ البته خودش این پیشنهاد را داده و به اینجا رسیده است. پیش از ظهر، احمدآقا آمد. درباره عکس العمل ها و حرکات مخالفان دولت و محافظه کاران درباره اظها…
12 September 1984
صبح زود بعد از نماز، مقدارى در منزل کار کردم و ساعت هفت ونیم صبح، به مجلس رفتم؛ معمولاً در ایام یک ماه تعطیل تابستانى، یکشنبه ها و چهارشنبه ها به مجلس مى روم. مسئول حراست و مسئول سپاه فرودگاه [مهرآباد] تهران آمدند و گزارشى از وضع حفاظت و کن…
11 September 1984
تمام روز در منزل بودم. مایل بودم که به استقبال آیت الله خامنه اى [که از سفر خارج برمى گشت] به فرودگاه بروم، ولى چون خیلى زود وارد مى شدند - ساعت شش صبح - و نیاز به عده اى پاسدار بود که بایستى آنها را احضار کنم و اسباب زحمت آنها مى شد و از ل…
10 September 1984
I was at home all day. I had no important work. I spent most of my time studying. Before noon, Ahmad Agha came. He had brought the anti-revolutionary newspapers from abroad [the country], and the differences between them have become severe …
9 September 1984
I was supposed to visit the shrine [of Imam Khomeini] on the way to the Majlis; But because the security guards stationed there had arranged a program that would take a lot of time and I would not be able to do my work, I gave up on this vi…
8 September 1984
I was at home all day. I spent my time reading and walking in the yard. In the afternoon, they informed us that another of our planes was hijacked on the way from Bandar Abbas to Tehran and went to the south of the Persian Gulf. Then the ne…
7 September 1984
I went to Tehran University to offer Friday prayers. I devoted the first sermon to the topic of foreign trade and to explaining the ruling line of the system and explaining the Imam's recent statements in the meeting of the cabinet. had cre…
6 September 1984
I went to the Imam's house to participate in the meeting with the Imam. We visited Imam. Mr. [Mohammad Taqi] Falsafi said that Mr. Hashtroudi, who is hospitalized in Germany, asked me for help for the treatment expenses. I told Mr. [Mehdi] …
5 September 1984
Early in the morning on the way to the Majlis, I visited the Tehran International Exhibition. They are busy preparing the booths - for a few days to be opened with the company of 37 countries. I visited the warehouse of antiques and valuabl…
4 September 1984
I studied all day at home. In the evening, Mr. Sayad [Shirazi] and [Mohsen] Rezaei came and the plans were discussed. Mr. Sayad is upset that his plan was not accepted. Two workers from Nughi [from Rafsanjan] came. For Ali Hamami - whose so…
3 September 1984
I used to study at home until ten o'clock in the morning. In the afternoon, Mr. Tabasi, Mr. [Ayatollah] Khamenei and Ahmad Agha were my guests. Before noon, we went to visit the Imam with Mr. [Ayatollah] Khamenei. They said goodbye to Imam …
2 September 1984
Early in the morning, I went to the president's office and we discussed with him about the two plans of Sayad and Mohsen Rezaei. We accepted Mr. Rezaei's plan and Sayad's [plan] was found to be impractical. Regarding the Ministry of Defense…
1 September 1984
I was at home all day. Mr. Ahmad came. He asked me for my opinion about the quality of the prosecution of the prime minister's explosion case [and the martyrdom of Rajaei and Bahner]. The Board of Supervisors had a meeting; We discussed mor…