خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/19 - 12:34کد خبر27040

تمام طول روز، در مجلس بودم و در دفترم، کار مى کردم. ساعت هفت تا نه صبح، جلسه هیأت رییسه مجلس خبرگان داشتیم. درباره اجلاس آینده و سمینار ولایت فقیه و ساختن محل مجلس در قم بحث بود. عصر، هیأت رییسه [مجلس شوراى اسلامى] جلسه داشت. خطبه عربى نمازجمعه و مقدمه

تمام طول روز، در مجلس بودم و در دفترم، کار مى کردم. ساعت هفت تا نه صبح، جلسه هیأت رییسه مجلس خبرگان داشتیم. درباره اجلاس آینده و سمینار ولایت فقیه و ساختن محل مجلس در قم بحث بود. عصر، هیأت رییسه [مجلس شوراى اسلامى] جلسه داشت. خطبه عربى نمازجمعه و مقدمه چاپ دوم کتاب مواضع حزب [جمهورى اسلامى] را نوشتم.

مغرب به منزل آمدم. دو نفر از خوزستان آمدند و مدعى بودند که یک انبار اورانیوم را در بیابان کشف کرده اند؛ نگران بودند. به احتمال قوى اشتباه مى کنند و یا رمزى در کار است؛ بنا شد پیگیرى شود. مسأله مهمى است.

در پاریس با آقاى [رضا] امراللهى رییس سازمان انرژى اتمى، براى تعیین مسئول مورد اعتمادى براى بررسى ادعاى اورانیوم هاى کشف شده، تماس گرفتیم.

شب با سران قوا، مهمان احمدآقا بودیم. امام هم در جلسه شرکت کردند و مقدارى از خاطرات زمان تبعید در ترکیه و دوران مبارزات [قبل از انقلاب] را تعریف کردند. امام تعریف کردند، اولین بار که ساواک ایشان را به حمام عمومى برده بودند، مأموران به دلاک گفته بودند که این شخص دیوانه است؛ تا اگر امام چیزى بگویند، باور نکند.

در دفتر امام، دکتر قلب امام، به خاطر دردهاى سینه دیشب، از من نوار قلب گرفت؛ قلبم سالم و فشار خونم عادى است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا