صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. آقاى [اسدالله] بیات آمد؛ کمى از وضع حجاج ایرانى در مکه گفت. ساعت هشت وچهل وپنج دقیقه صبح، اولین جلسه علنى [مجلس شوراى اسلامى] بعد از تعطیلات، شروع شد. قبل از دستور، راجع به هفته جنگ و شروع کار مدارس صحبت کردم.
صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. آقاى [اسدالله] بیات آمد؛ کمى از وضع حجاج ایرانى در مکه گفت. ساعت هشت وچهل وپنج دقیقه صبح، اولین جلسه علنى [مجلس شوراى اسلامى] بعد از تعطیلات، شروع شد. قبل از دستور، راجع به هفته جنگ و شروع کار مدارس صحبت کردم.
شور اول سه لایحه را تصویب کردیم. چند تحلیف از نمایندگان میان دوره اى انجام دادیم. مراجعاتى هم در تنفس و ضمن جلسه از نمایندگان داشتم. ظهر، آقاى [میرعلى نقى] سید خاورى نماینده لنگرود آمد؛ خواستار تعقیب کسانى بود که جلسه سخنرانى ایشان را در لنگرود به هم زده اند و یک نفر [در این جریان] از ترس سکته کرده و مرده است. آقاى [غلامرضا] حیدرى نماینده آشتیان، از فرمانده سپاه شهرش شکایت داشت. آقاى [حکم الله] پزشکى نماینده میانه از امام جمعه و نماینده سابق [میانه] شکایت داشت.
آقاى [محمدتقى] رنجبر [نماینده صومعه سرا] براى خرید برنج گیلان و مازندران توسط دولت تأکید داشت. آقاى [پرویز] ملک پور نماینده زردشتی ها براى رفتن به هند و ملاقات با خانم [ایندیرا] گاندى [نخست وزیر هند] مشورت کرد. آقاى امیر عراقى از طرف آقاى غرضى آمده بود و براى مخالفت با فروش تهاترى نفت، تلاش مى کرد. گفتم که اگر به اندازه 23 میلیارد دلار بفروشید، تهاتر نمى شود.
عصر، جلسه شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] داشتیم. تأسیس یک شرکت با عضویت و سهام اعضاى حزب و ایجاد یک کارخانه نئوپان سازى براى درآمد حزب، تصویب شد. شب با آیت الله خامنه اى، جلسه دو نفرى داشتیم؛ درباره جنگ بحث کردیم و تصمیماتى گرفتیم. در مورد یک بعدى شدن حزب، من صحبت کردم و ایشان هم قبول دارند؛ قرار شد در جهت معتدل کردن حضور دو جریان فکرى [در حزب جمهورى اسلامى]، مشاوره و اتخاذ تصمیم نماییم. شب به منزل آمدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام