30 April 1988
تا ساعت ده صبح در منزل بودم. آقای مرتضائی معاون فرماندهی مهندسی رزمی آمد و گزارشی درباره صنایع حساس نظامی داد. به مجلس رفتم. برای انجام کارهای دفتر و مسائل جنگ، تا ساعت چهار و نیم بعداز ظهر در دفترم بودم. یاسر آمد. عصبانی بود که نتوانسته ام…
29 April 1988
بعد از نماز صبح مقداری برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. سپس دو ساعتی خوابیدم. گزارش ها را آوردند، خواندم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم . عصر احمد آقا آمد. در باره مسائل جنگ بعد از سقوط فاو صحبت کردیم. سپاه خواستار اختیارات و ام…
28 April 1988
سحر آقای [محمد[فروزنده]رئیس ستاد سپاه پاسداران] اطلاع داد که مدتی روی جزیره فارسی از سوی دشمن گلوله سیر می کند و اکنون قطع شده است. بعداً معلوم شد کاروان آمریکایی ها از آن منطقه عبور می کرده و از ترس تهاجم نیروهای ما، کورکورانه گلوله پرتاب …
27 April 1988
برای سحری خوردن بیدار نشدم و بی سحری روزه گرفتم. پیش از ظهر به مطالعه گذشت. آقای دکتر ولایتی اطلاع داد که عربستان سعودی اعلان قطع رابطه با ما کرده است؛ قاعدتاً در جهت فشار بیشتر بر ما است و احتمالاً موارد مشابه داشته باشیم. عصر فرماندهان سپ…
26 April 1988
بعد از نماز صبح تا ساعت شش درباره موضوع دعا، قرآن و تفسیر المیزان را مطالعه کردم. به مجلس رفتم. اداره جلسه علنی را به آقای [محمد[یزدی]نائب رئیس مجلس] سپردم و خودم کارها را در دفترم انجام دادم. آقای [محمدرضا[باهنر در نطق پیش از دستور، به تلخ…
25 April 1988
بعد از سحر دیگر نخوابیدم و نامه به امام را برای بررسی در جلسه سران تکمیل کردم. ساعت هشت و نیم صبح، برای شرکت در جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. درباره اعزام نیرو به جبهه ها بحث شد. گفتند سطح اعزام خوب است و قرار…
24 April 1988
ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها زمزمه توسعه حضور آمریکا در خلیج فارس و حمایت از همه کشتی های تجارتی در مقابل برنامه مقابله به مثل ایران، جلب توجه می کند که اقدام خطرناکی است . قبل از شروع جلسه درباره سقوط فاو و بی نظمی های جلس…
23 April 1988
در منزل بودم. وقتم به خواندن گزارش ها و انجام کارهای عقب افتاده گذشت. عصر آقای سرهنگ [مصطفی] ترابی پور ، برای امور ارتش و جنگ آمد. کارها را تلفنی انجام دادم. شب سران قوا مهمان بودند. بیشتر بحث درباره جنگ بود. همگی تحت تأثیر سقوط فاو بودیم. …
22 April 1988
تا ساعت نه صبح خوابیدم. تا عصر وقتم عمدتاً به خواندن گزارش های دوسه روز گذشته و انجام کارهای دفتر گذشت. آقای محسن رضائی از منطقه تلفن کرد و خواهان آزاد شدن بعضی از نیروهایش از خط دفاعی توسط ارتش شد. احمد آقا برای شنیدن مسئله فاو آمد و گفت و…
21 April 1988
ساعت هفت صبح به سوی تهران حرکت کردیم. فرماندار ایذه هم برای توضیحات تا مرز استان خوزستان با ما آمد. جاده های کوهستانی در حال ساخت، عبور را مشکل کرده بود. مسیر راه در کوه های بختیاری، در دره های سرسبز و جنگل های بلوط، جالب و زیبا است و در آی…
20 April 1988
صبح تیمسار حسنی سعدی [ فرمانده نیروی زمینی ارتش] برای تعلیق دستور تحویل گرفتن خط مهران از سپاه آمد. فرماندهان سپاه آمدند و نتیجه بررسی ها را آوردند. آقای محسن رضائی مدعی است مجموع تلفات انسانی ما در فاو اعم از شهید و اسیر و مفقود، حدود یکهز…
19 April 1988
ساعت پنج صبح به سوی اهواز حرکت کردیم. مهدی هم با من آمد. نزدیک غروب به اهواز رسیدیم و بعد از نماز مغرب به قرارگاه امام علی ( ع ) نزدیک خرمشهر رفتم. فرماندهان سپاه هم بودند و همه فوق العاده متاثر از شکست در فاو وگفتند تا امروز ظهر عقب نشینی …
18 April 1988
ساعت یک ربع به سه بامداد، برای سحری خوردن بیدار و با عفت و مهدی و یاسر سحری خوردیم. از ستاد مرکزی سپاه درباره جبهه فاو اطلاع گرفتم. گفتند خط دفاعی در سه کیلومتری شهر تشکیل شده و نیروهای تازه نفس دارند می رسند. لابد دشمن هم نیروهای تازه نفس …
17 April 1988
ساعت شش و نیم صبح به مجلس رسیدم. در بین راه از محل اصابت موشک عراقی در میدان پرستو بازدید کردم. تا ساعت هشت گزارش ها را خواندم. از جبهه خبر دادند که عراق در منطقه فاو حمله وسیعی را آغاز کرده و در دوسه نقطه خط ما را شکسته است و نیاز به توپخا…
16 April 1988
آقای سنجقی اطلاع داد که تپه مجید را در جنوب شاخ شمیران از عراق پس گرفته و جاده را باز کرده ایم. دیروز عراق در یک پاتک سنگین آنجا را گرفته بود. مهدی ما، قبلاً هشدار داده بود که آنجا در خطر است و امروز توضیحاتی داد که معلوم می شود به نقشه و و…
15 April 1988
تا ساعت ده و نیم، برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. خطبه ها و نماز را در دانشگاه تهران ایراد و اقامه کردم . انتظار داشتیم مطابق معمول هنگام نماز جمعه موشک های عراقی به تهران برسد که نرسید. عصر جمعی از بستگان آمدند. پسر شهید مطهری آمد و برای خ…
14 April 1988
ساعت شش صبح به مجلس رفتم . قبل از دستور در جلسه علنی درباره عملیات بیت المقدس 5 صحبت کردم . تا ساعت یازده جلسه طول کشید. اداره مجلس به خاطر بی تفاوت شدن بعضی از نمایندگان که رأی نیاورده اند، مشکل شده ولی چون بحث کم است، پیشرفت خوب است. آقای…
13 April 1988
ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رفتم. در گزارش ها آمده که هواپیمای کویتی را در قبرس سوخت داده اند و به الجزایر رفته و گفتگوها با میانجیگری الجزایر آغاز شده است. گروهی از کارکنان [واحد طراحی مرکز تحقیقات] پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی [اصفهان] که اتو…
12 April 1988
ساعت شش صبح به مجلس رفتم. تا ساعت هشت در دفتر کار کردم. به جلسه علنی رفتم. قبل از شروع جلسه از اینکه بسیاری از نمایندگان در انتخابات رأی نیاورده اند، اظهار تأسف کردم و خبر شروع عملیات را در پنجوین دادم. نمایندگان شکست خورده سخت متأثرند و مع…
11 April 1988
ساعت هشت و نیم صبح، برای شرکت در جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ به دفتر آقای خامنه ای رفتم. چند مصوبه داشتیم. بعد از جلسه در مورد پیشنهاد نصب سرهنگ [علی] شهبازی به جای تیمسار [ اسماعیل ] سهرابی به ریاست ستاد ارتش مذاکره کردیم. آقای روحانی از …
10 April 1988
اول وقت آقای سنجقی و آقای روحانی از جبهه خبر دادند که دیشب لشکر 28 سنندج در منطقه پنجوین عراق حمله کرده و عمده اهداف خود را گرفته و پاتک های دشمن شروع شده است. مهدی، برای بررسی وضع دانشگاه فردوسی به مشهد رفت که اگر مناسب دید، این ترم را در …
9 April 1988
هنگام صبحانه از مهدی درباره جبهه توضیحاتی گرفتم. دوسه بار تحت تاثیر شیمیایی قرار گرفته ولی شدید نبوده که از خط خارج شود. می گوید عراقی ها به طور خیلی وسیع و مخصوصاً در شب ها ، شیمیایی به کار می برده اند. از تدارکات لشکرشان راضی نیست. از تدا…
8 April 1988
در منزل بودم. فقط برای رأی دادن به بیرون رفتم. یاسر هم همراه من آمد. برای یاسر که با عصا آمده بود، خبرنگاران ابراز احساسات کردند. محسن استفاده از کامپیوتر را یادم داد. گزارش ها از حوزه های رأی گیری [انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی] می…
7 April 1988
تا ساعت چهار بعد از ظهر در منزل بودم. جنگ شهرها داغ ترشده است . هواپیماهای ما بغداد را زده اند. عراق ، امروز علاوه بر تهران، قم و اصفهان، به تبریز و کرج هم موشک زده است. مسئله هواپیمای کویتی در مشهد دارد به نقطه خطر می رسد؛ مثل اینکه کویتی …
6 April 1988
در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. آقای احمد شجاعی آمد و در مورد یک ماموریت مشورت کرد. احمد آقا آمد. در مورد هواپیمای کویتی و مسائل ارتش و سپاه مذاکره کردم. تلفنی با وزیر خارجه و نخست وزیر و سپاه درباره هواپیمای ربوده شده کویتی مذاکره…
5 April 1988
بعد از نیمه شب با آژیر خطر بیدار شدیم. بعداً معلوم شد همان زمان یک موشک عراقی به قم اصابت کرده و 15 شهید و مجروح به جا گذاشته است. اول وقت آقای [ سرتیپ منصور ] ستاری [ فرمانده نیروی هوایی ارتش ] اطلاع داد که یک فروند هواپیمای کویتی ربوده شد…
4 April 1988
برای شرکت در مراسم پرواز اولین هواپیمای ساخت نیروی هوایی، به ستاد مرکزی نیروی هوایی ارتش رفتم. گزارشی داده شد و هواپیما پرواز کرد. از نوع بنانزا است و اسم آن پرستو شده. بدنه را خودشان ساخته اند و موتور بنانزا روی آن گذاشته اند. مصاحبه ای ان…
3 April 1988
در منزل بودم. دکتر ولایتی آمد و گزارش سفر به یونان و سوئیس برای شرکت در کنفرانس خلع سلاح را داد. معتقد است که ارائه اسناد فاجعه حلبچه، خیلی موثر بوده و یونان خواهان توسعه روابط با ما است. درباره مذاکرات در سازمان ملل مذاکره کردیم و برای پست…
2 April 1988
در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. مهدی همشیره زاده آمد. عصر آقای جواد لاریجانی [معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه] آمد و برای سفر به سازمان ملل و مذاکره با دبیرکل مشورت کرد. زمینه های تحرک سیاسی را توضیح دادم ؛ با شرایط سیاسی نظ…
1 April 1988
در منزل بودم . زخم دست یاسر متورم و چرکین شده بود. به دکتر [ علیرضا ] مرندی [وزیربهداشت، درمان و آموزش پزشکی] گفتم، برای بیرون آوردن ترکش ها اقدام کند. دکتر [ ایرج ] فاضل وزیر سابق علوم آمد و در بیمارستان جنب بیت امام جراحی کرد. سه ترکش کوچ…