خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ فروردین ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 02:18کد خبر28453

در منزل بودم. فقط برای رأی دادن به بیرون رفتم. یاسر هم همراه من آمد. برای یاسر که با عصا آمده بود، خبرنگاران ابراز احساسات کردند. محسن استفاده از کامپیوتر را یادم داد. گزارش ها از حوزه های رأی گیری [انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی] می گوید که

در منزل بودم. فقط برای رأی دادن به بیرون رفتم. یاسر هم همراه من آمد. برای یاسر که با عصا آمده بود، خبرنگاران ابراز احساسات کردند. محسن استفاده از کامپیوتر را یادم داد. گزارش ها از حوزه های رأی گیری [انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی] می گوید که مراجعه مردم خوب است. عصر هجوم مردم بیشتر شد. عراق دیروز و دیشب جنگ شهرها را برای ترساندن مردم و فرار از شهرها و خلوت شدن محل های رأی گیری ، داغ کرد.

هواپیماربایان فشار زیادی برای رفتن از ایران می آورند. تلفنی با سران قوا مشورت شد. همگی موافق رفتن بودند. آقای معیری [معاون سیاسی نخست وزیر] از مشهد گفت نظر هیأت هم این است که اجازه بدهیم بروند. بالاخره عصر پرواز کرد و رفت. شب اطلاع رسید، که نتوانستند در بیروت بنشیند. در لارناکای قبرس نشسته اند.

آقای [ ابوالفضل] توکلی بینا [مسئول بخش ساختمان بنیاد مستضعفان] آمد و گزارشی از کار ساختمان منازل سپاهیان و همچنین تشکیلات صنایع نظامی سپاه در اصفهان داد . آقای [سیدعلی اکبر ] محتشمی وزیر کشور از نتایج انتخابات امروز ابراز رضایت کرد.

ساعت یازده شب ، مهدی از جبهه به خانه آمد. چون با ماشین آمبولانس آمده بود، محسن خیال کرده بود که مجروح است. احوالپرسی مختصری کردیم و خوابیدیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا