LoginSign UpSite Members:1,044

Month archive

March 1988

31 diary entries in this month.

31 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ فروردین ۱۳۶۷

در منزل بودم. پیش از ظهر، وقتم به مطالعه گذشت. آقای [ علی اکبر ] ناطق نوری، تلفنی درباره اظهارات آقای [ سید محمد موسوی] خوئینی ها در روزنامه کیهان که گفته آقای هاشمی هم انشعاب در روحانیت مبارز را تحسین می کند، پرسید . گفتم با انشعاب مخالفم.…

30 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ فروردین ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح در منزل بودم. به مجلس رفتم. آقای [مرتضی] رضوی نماینده سابق تبریز و کاندیدای نمایندگی تهران آمد. از رد صلاحیت خود توسط شورای نگهبان شکایت و استمداد کرد . آقای [ فؤاد ] کریمی نامزد نمایندگی مجلس از اهواز هم شکایت داشت. آقای [ ق…

29 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ فروردین ۱۳۶۷

در منزل بودم. سر صبحانه، یاسر مقداری از جزئیات عملیات گفت. در سمت کمک تیربارچی در عملیات بوده و علاوه بر تدارکات انفرادی، حدود هشت کیلو گلوله تیربار با خود حمل می کرده که تا راس ارتفاع شاخ سورمر برده و غذایشان هم خوب نبوده و کنسرو را با خود…

28 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ فروردین ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح در منزل بودم. به باغ شیان رفتم تا از پروژه های شهاب 1 و 2 سپاه که موشک هایی با سوخت جامد و مایع است، بازدید کنم؛ تا ساعت یازده شب طول کشید. ناهار را همان جا خوردیم. محسن هم با من بود. پیشرفت های خوبی دارند، ولی کار خیلی پیچید…

27 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ فروردین ۱۳۶۷

صبح زود محسن را برای نماز بیدار کردم. اطلاع داد که یاسر دیشب ساعت سه بامداد آمده. مجروح شده، پا و دستش ترکش بمب خورده است. به دفترم گفتم جایی در بیمارستان برایش رزرو کنند. ساعت هشت و ربع یاسر را بیدار کردم. با عصا از زیرزمین بالا آمد. حالش …

26 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ فروردین ۱۳۶۷

در منزل بودم. آقای سنجقی اطلاع داد که منطقه تصرفی مرحله ششم عملیات تثبیت شده است. جاده وصل شده. نیروی کافی برای گام های بلند نیست ولی عملیات ادامه خواهد داشت. خوب است که امروز پیش از ظهر اعلان نشود. عصر اطلاع دادند که به نام عملیات بیت المق…

25 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ فروردین ۱۳۶۷

در منزل بودم. محسن برای سرکشی به زمین های البرز و پسته کاری که از سال های پیش از پیروزی انقلاب شروع شده است، دیشب به قم رفت. امروز بیشتر وقتم به تماشای تلویزیون و ویدئو و خواندن گزارش ها گذشت. آقای سنجقی اطلاع داد که ادامه عملیات والفجر 10 …

24 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ فروردین ۱۳۶۷

دیشب در خواب دچار کابوس شدم ولی کوتاه بود: سنگینی حیوانی را روی بدنم احساس می کردم و نمی توانستم تکان بخورم. با ذکر خدا و استعاذه رفع شد؛ بی سابقه نیست. بارها نظیر این حالت برایم پیش آمده است. بعد از نماز ، محسن سرکار رفت. او صبحانه را سر ک…

23 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ فروردین ۱۳۶۷

تا ساعت هشت و نیم صبح در منزل مطالعه کردم. برای دیدار با مجروحان جنگی به بیمارستان لقمان الدوله رفتیم . رئیس بیمارستان گزارش کوتاهی داد و گفت بیمارستان دارای پانصد تختخواب است که نصف آن بیمار دارد و حدود نصف این تخت ها ، مجروحان جنگی و عمدت…

22 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ فروردین ۱۳۶۷

در منزل بودم. با آقای [ سید علی اکبر محتشمی پور ] وزیر کشور ، درباره صلاحیت بعضی از نمایندگان فعلی برای مجلس آینده مذاکره کردم. گفت هیأت های اجرائی صلاحیت سیزده نفر از نمایندگان را رد کرده اند؛ اکثر آنها از خط محافظه کار و عده ای از خط مقاب…

21 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ فروردین ۱۳۶۷

ساعت هشت صبح به دفتر حضرت امام رفتم . آیت الله خامنه ای و آیت الله [موسوی] اردبیلی، مطابق قرار قبلی آمده بودند . خدمت امام رفتیم. از ایشان تقاضا کردیم از پناهگاهی که برای ایشان در جوار منزلشان درست شده ، در مواقع خطر استفاده کنند. ایشان چون…

20 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ اسفند ۱۳۶۶

در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. آقای صیاد شیرازی آمد. گزارش وضع جبهه را داد. نقش نیروی هوایی و پدافند و هوانیروز را در عملیات مهم خواند و پیشنهاد کرد تبلیغات زیاد یک طرفه به نفع سپاه نباشد، برای اینکه ارتش سرخورده می شود. آقای ناطق …

19 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ اسفند ۱۳۶۶

ساعت هشت و نیم صبح از منزل بیرون آمدم. به خیابان شوش رفتم و از محل موشک عراقی که دیروز خورده بود، بازدید کردم. در این حمله یک حمام عمومی و پنج منزل قدیمی ساز خراب شده که هشت نفر شهید و تعدادی مجروح شده اند. روحیه مردم خوب بود. گله داشتند که…

18 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ اسفند ۱۳۶۶

در منزل بودم. کارهای عقب مانده را انجام دادم. به آیت الله خامنه ای مطالبی از عملیات والفجر 10 برای [استفاده در] خطبه های نماز جمعه دادم. آقای محسن رضایی خبر داد که دو مجموعه از نظامیان عراقی و ضدانقلاب کومله در منطقه کشف و قلع و قمع شده اند…

17 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ اسفند ۱۳۶۶

اول وقت آقای محسن رضایی وضع جبهه را تلفنی گزارش داد؛ رضایتبخش است. فرمانده لشکر 43 [عراق] را اسیر کرده اند و تعداد اسرا رو به تزاید است. مواضع را محکم کرده اند. صبحانه خوردم و سپس شروع به انجام کارهای عقب مانده روزهای سفر و مطالعه گزارش ها …

16 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اسفند ۱۳۶۶

اول وقت با جبهه تماس گرفتیم. آقای رضایی از پیشرفت کار راضی است. به حلبچه و دوجیله رسیده اند . مردم شهرها از نیروهای ما استقبال کرده اند ولی از عکس العمل عراق نگرانند و خیلی ها مایلند به ایران بیایند. حلقه محاصره علیه تجمعات نظامیان عراقی تن…

15 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اسفند ۱۳۶۶

اذان صبح بیدار شدم. بعد از نماز صبح اخبار رادیوهای آمریکا و انگلیس را گرفتم. موذیانه می خواهند ابتکار عمل را به دست عراق معرفی کنند و از پیروزی های جبهه چیزی نمی گویند. با اهرم جنگ شهرها می خواهند عراق را صاحب ابتکار عمل نشان دهند. جنگ روان…

14 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۶۶

پیش از اذان بیدار شدم. بخاری نفتی خاموش شده بود. آقای امیر آبادی - مستخدم مجلس که همراهمان است - آمد و درست کرد. خبر دادند که دیشب عراق چهار موشک به تهران پرتاب کرده که یکی موثر بود. معلوم شد عملیات بیت المقدس 3 به منظور گرفتن ارتفاعات گوجا…

13 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۶۶

ساعت پنج صبح با صدای بلندگوی قرارگاه بیدار شدم. بعد از نماز صبح آقای سنجقی اطلاع داد که حدود دو بامداد درگیری آغاز شده و اکثریت اهداف مرحله اول تامین شده است. با آقای محسن رضایی تلفنی صحبت کردم؛ راضی است و می گوید 90 درصد اهداف این مرحله به…

12 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۶۶

آقای فروزنده اطلاع داد عملیات که قرار بود دیشب انجام شود، نشده و به امشب موکول شده است. با اینکه قرار بود بعد از شروع عملیات به منطقه برویم، به خاطر احتمال وجود موانع در راه، تصمیم گرفتیم امروز برویم. فرم شرکت در انتخابات [مجلس شورای اسلامی…

11 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۶۶

تا ساعت ده و نیم صبح در منزل برای خطبه های جمعه مطالعه کردم . اواخر خطبه دوم موشک عراقی به تهران رسید و در فضا منفجر شد. مردم احساسات پرشوری ارائه دادند. به خاطر نماز جمعه در مدت یک ساعت، سه موشک عراقی به تهران و یکی به قم رسید و خوشبختانه …

10 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۶۶

پیش از آفتاب، موشک عراقی ها به تهران رسید و در فضا منفجر شد. در اخبار زمزمه حفاظت آمریکا از سایر کشتی ها در خلیج فارس که پرچم آمریکا را ندارند، بلند شده که تحول خطرناکی خواهد بود. ساعت هشت و ربع به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود. آق…

9 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۶۶

در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. فیلمنامه ای را که برای اظهار نظر فرستاده بودند، خواندم. درباره نقش باندهای صهیونیستی و بهایی در حکومت طاغوت بود. مهدی از روی نقشه، وضع منطقه طالبانی ها و نقاط حساسی را که عراق تلاش می کند تصرف نماید، …

8 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۶۶

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا یک ربع به هشت گزارش ها را خواندم. تا نه و نیم در جلسه علنی ماندم. سپس برای امور جاری و مسائل جنگ به دفترم آمدم. تا عصر ملاقات های متعدد و کوتاهی داشتم. دکتر ولایتی آمد و برای موضع گیری راجع به پیشنهاد ختم جنگ …

7 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۶۶

اول وقت به مجلس آمدم. قبل از شروع جلسه به نمایندگان توصیه کردم که در بحث ها صرفه جوئی کنند که لایحه بودجه زودتر تمام شود تا مجبور نباشیم در شرایط وجود خطر، جلسه زیاد داشته باشیم. پیشرفت خوبی در کار داشتیم. تا ظهر در جلسه ماندم. ظهر آقای کنگ…

6 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۶۶

ساعت پنج صبح با صدای انفجار موشک عراقی بیدار شدم. بعداً معلوم شد موشک به کوه های شمال شمیران خورده و آسیبی نداشته است. به مجلس آمدم. تا نزدیک ظهر در جلسه علنی بودم. نمایندگان توصیه کردند که کمتر در جلسه بمانم. تا ساعت هشت شب در دفترم کار کر…

5 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۶۶

اول به مجلس رفتم. پیش از جلسه، اخبار جنگ و مسائل موشکی را به نمایندگان گفتم . پیش از ظهر و عصر در جلسه علنی ماندم. به خاطر احساس خطر، پیشرفت کار خوب است. تعداد هفت موشک عراقی به تهران رسید که سه قبضه آن در فضا منفجر شد و چهار قبضه آن به زمی…

4 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۶۶

در منزل بودم. باران می بارید. کارهای عقب افتاده ایام مسافرت را از مجلس آوردند، انجام دادم. پیش از ظهر دکتر روحانی آمد. گزارش وضع موشک های شلیک شده عراقی ها را داد و درباره جنگ و ساخت موشک صحبت کردیم. عصر گروه موشکی سپاه آمدند. گزارش پیشرفت …

3 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۶۶

بعد از نماز و صبحانه به سوی تهران حرکت کردیم. برف و باران می بارید. از کنار دریاچه مریوان گذشتیم. در شهر مریوان گشتی زدیم. شهر با صفایی است اما آثار خرابی بمباران خیلی زیاد دیده می شد. نزدیک مرز عراق است. مردم با اطلاع از عملیات آینده، شهر …

2 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۶۶

اول طلوع فجر بیدار شدم. اخبار و اطلاعات را گرفتم. دیشب هم به تهران موشک زده اند و عجیب این است که بیشتر موشک ها در هوا و فضای تهران منفجر می شود و بعضی ها هم عمل نمی کند، ولی رادیوهای بیگانه سروصدای زیادی به راه انداخته اند . تا ساعت ده و ن…

1 March 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۶۶

ساعت شش و نیم صبح بیدار شدیم. اطلاع دادند دیشب تا امروز صبح، چند موشک دیگر عراق به تهران اصابت کرده است. تلفنی با آقای خامنه ای صحبت کردم. گفتند مجموعاً 12 موشک فرود آمده و حدود سی وشش نفر شهید و حدود هفتاد نفر مجروح شده اند. قدرت انفجاری م…