خاطرات اکبر هاشمی - ۱ فروردین ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 00:47کد خبر28434

ساعت هشت صبح به دفتر حضرت امام رفتم . آیت الله خامنه ای و آیت الله [موسوی] اردبیلی، مطابق قرار قبلی آمده بودند . خدمت امام رفتیم. از ایشان تقاضا کردیم از پناهگاهی که برای ایشان در جوار منزلشان درست شده ، در مواقع خطر استفاده کنند. ایشان چون اصابت موشک

ساعت هشت صبح به دفتر حضرت امام رفتم . آیت الله خامنه ای و آیت الله [موسوی] اردبیلی، مطابق قرار قبلی آمده بودند . خدمت امام رفتیم. از ایشان تقاضا کردیم از پناهگاهی که برای ایشان در جوار منزلشان درست شده ، در مواقع خطر استفاده کنند. ایشان چون اصابت موشک به منزلشان را احتمال ضعیفی می دانند ، آمادگی ندارند تا به پناهگاه بروند. استدلال های ما بی تأثیر نبود ، ولی قول جدی هم ندادند. فرمودند موشکی که ساعت یازده و نیم دیشب به منطقه فرمانیه خورد ، صدای مهیبی داشت.

سپس درباره آئین نامه مجمع تشخیص مصالح حکومتی مذاکره کردیم. این آیین نامه را هنوز امضا نفرموده اند. گفتند ممکن است مسیر کار پیچیده و طولانی شود. رفت و برگشت متعددی بین شورای نگهبان و مجلس لازم است. بالاخره قرار شد در متن مصوبه جمله ای بگنجانند که در صورت تصویب، مجمع ، در هر مرحله ای بتواند موضوع را در دستور کار خود قرار دهد .

بخشی از اعمال عجیبی که در سفر بانه از دراویش «قادریه» دیده بودم، برای امام تعریف کردم. ایشان هم گفتند در جوانی چنین مناظری را دیده اند ؛ هم احتمال تردستی و چشم بندی است و هم احتمال بروز قدرت های روحی . سپس در دفتر امام ، روی متن مورد نظر امام مشاوره کردیم و متنی را پیشنهاد دادیم.

به منزل برگشتیم . جمعی از محافظان برای دیدار عید آمدند . مشهدی رجب هم آمد و عیدی گرفت و درباره موشک دیشب که نزدیک منزلش فرود آمده است ، توضیح داد . اصابت موشک ، دو سه خانه را خراب کرده و هفت یا هشت نفر را کشته و چندین رأس گوسفند [ تلف شده است] . عیدی محافظان را قبلاً داده ام ؛ معمولاً هرسال هزار تومان به هر یک از آنها می دهم.

عفت و فاطمه و فائزه و سعید و بچه هایشان، ساعت یک بعدازظهر به ایستگاه راه آهن رفتند که با قطار به رفسنجان بروند. محسن قبلاً رفته است؛ مهدی و یاسر هم در جبهه هستند. عفت سفارش کرد که حال آنها را بپرسم و به او اطلاع دهم. فرماندهان ارتش می خواستند برای مراسم عید بیایند که مطابق معمول، گفتم دید و بازدید نداریم.

ساعت چهار ونیم بعدازظهر ، موشک عراقی به فضای تهران رسید. از صدای آن به نظر می رسید در فضا منفجر شده است ؛ چون همین لحظه مشغول نوشتن خاطرات هستم، هنوز خبر سرنوشت موشک را دریافت نکرده ام. بعد از ساعتی معلوم شد که در منطقه بلوار ابوذر [ در شرق تهران ] به منطقه مسکونی خورده و 9 نفر شهید و 16 نفر مجروح داشته است .

محسن که از رفسنجان به تهران می آمد ، از نائین اطلاع داد که در بین راه یزد و نائین، طوفان شن شدیدی وزیده و باعث شکسته شدن همه شیشه های ماشین شده و ماشین های زیادی نیز آسیب دیده اند. به همین خاطر شب را در نائین می ماند که ماشین را درست کند.

شب احمدآقا آمد . درباره متنی که امام می خواستند به آئین نامه مجمع [ تشخیص مصلحت نظام [اضافه کنند ، مشورت کردیم ؛ نظر ما این شد که در طرح ها و لوایح، بعد از تصویب مجلس و نظر اول شورای نگهبان و در مورد مسائل مهم کشور ، با کسب اجازه در هر مورد از امام عمل کنیم . با آقایان موسوی اردبیلی و خامنه ای]روسای قوای قضائیه و مجریه] هم تلفنی مشورت شد؛ آنها هم قبول کردند.

آقای [ سید رضا [زواره ای] نامزد نمایندگی مردم تهران ] ، تلفنی شکایت کرد که هیأت اجرائی ، صلاحیت نامزدی ایشان را رد کرده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا