31 شهریور 1375
براى مراسم هفته دفاع، با محسن به میدان آزادی رفتیم. سخنرانى مفصلى دربارة جنگ و پیروزى ها و استحکام نظام در آینده نمودم و رژه نیروهاى پیاده را تحویل گرفتم. مجموعاً دو ساعت و نیم طول کشید. براى رژه موتورى و هوایى نماندم. به دفترم رفتم. عصر آق…
30 شهریور 1375
در منزل بودم. وقت با استراحت و مطالعه گذشت. صبح دکتر میلانى و دکتر بُرقعى آمدند و پس از معاینه لوزه ها، نظر دادند که کسالت رفع شده است. تزریق دو نوبت پنى سیلین به سرعت علاج کمک کرد. آقاى [علی محمد بشارتی]، وزیر کشور، اطلاع داد که در شمال سی…
29 شهریور 1375
[آقاى هوگواستر اندرسون]، سفیر جدید دانمارک آمد؛ با تشریفات و قرائت سخنرانى و صحبت هاى معمولى براساس تقویت همکارى.کمى هم فارسى بلد است. [آقاى اوندر اوزار]، دبیرکل اکو [= سازمان همکاری های اقتصادی] آمد. او هم صحبت هایش را از رو خواند؛ اهل ترک…
28 شهریور 1375
برای صبحانه از کیک هاى دستپخت سارا، [دختر فاطی] استفاده کردیم که اولین توجه او به خانه دارى و هنر کار است. دکتر میلانى آمد و نوبت دوم پنى سیلین را تزریق کرد. حالم رو به بهبود است. سه مورد عقد ازدواج کارکنان دفتر را بستم. اخوى محمد، [معاون ا…
27 شهریور 1375
با حالت تب به دفترم رفتم. ستاد تنظیم بازار جلسه داشت. در مورد تخفیف پیمان ارزی و فروش صادراتى و تقویت صنعت سموم کشاورزى تصمیم گرفتیم. عصر شوراى عالى انقلاب فرهنگى، جلسه با چند مصوبه داشت. سر شب دکتر میلانى آمد و براى علاج تب، پنى سیلین تزری…
26 شهریور 1375
با حالت تب به دفترم رفتم. تا ساعت ده و نیم کارهاى عقب مانده را انجام دادم. سپس مصاحبه اى براى سفر به آفریقا انجام دادم؛ با حال تب که قاعدتاً کیفیت خوبى ندارد. نزدیک یک ساعت طول کشید. دکتر [حسن] حبیبى، آمد. راجع به انتخابات رییس جمهور مذاکره…
25 شهریور 1375
ساعت هشت صبح، مطابق برنامه در مهرآباد فرود آمدیم. جمعى از مسئولان براى استقبال آمده بودند. روحیه ما خیلى شاد بود؛ به خاطر دستاوردهای سفر مصاحبه کوتاهى نمودم و به منزل رفتیم. تا عصر به استراحت و مطالعه اخبار روى کامپیوتر گذشت. به دفترم رفتم.…
24 شهریور 1375
اول وقت هلى کوپترهاى متعلق به معدن طلاى شرکت آنگلوامریکن آمدند و با جمعى از همراهان به سوى معدن پرواز کردیم. آقاى [محسن] نوربخش، [رییس کل بانک مرکزی]، به خاطر بریدگى در دست که چرکى شده بود، در بیمارستان تحت مراقبت قرار گرفت و با ما نبود. اص…
23 شهریور 1375
طلوع فجر بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. خاطرات را نوشتم و گزارش ها را خواندم. پیام مستقیم رادیویى به مسلمانان آفریقاى جنوبى دادم. سران و شخصیت هاى مسلمان از دانشمندان و ارباب جراید و ائمه جماعات و سران گروه ها آمدند. یکى از رؤساى دانشگاه اسلامى…
22 شهریور 1375
چون برنامه را عوض کردیم، زودتر از خواب بیدار شدم. در گزارش ها، ادامه تحرک عراق و شلیک موشک به طرف هواپیماهاى آمریکایى و تهدید آمریکا به تجدید حمله مهم است و اقدام میانجی گرى ایران در نزاع اوگاندا و سودان، انعکاس وسیع یافته است؛ تاکنون مراکز…
21 شهریور 1375
اول وقت آقاى على حسن اموینى، رییس جمهور سابق تانزانیا آمد. خودش اهل زنگبار است و توصیه کمک به زنگبار را داشت. گفت سى هکتار زمین دارد و مردم بعد از دوره ریاست جمهورى، پنجاه رأس گاو به او داده اند. به کشاورزى و دامدارى مشغول است. با او گرم گر…
20 شهریور 1375
بعد از نماز، خاطرات پریروز و دیروز را نوشتم. ساعت هفت و نیم صبح به سوى منطقه سوگا در شمال دارالسلام حرکت کردیم. وزیر همراه، وزیر صنعت و تجارت بود و چون مترجم تأخیر داشت، محسن مترجمى را به عهده گرفت. شصت کیلومتر راه رفتیم. در شهرک هاى مسیر، …
19 شهریور 1375
اول وقت آقاى عمرالبشیر، رییس جمهور آمد. با هم به کاخ ریاست جمهورى رفتیم. مذاکرات مفصل غیررسمى دربارة اوضاع سودان داشتیم. از روى نقشه، وضع جنگ، وضع رود نیل، راه آهن و نقاط دارای ذخیرة نفت و طرح هاى عمرانى، منجمله چند سد بر روى نیل را توضیح د…
18 شهریور 1375
مطابق معمول، برنامه روزانه با نماز صبح و نوشتن خاطرات دیروز که حدود سه صفحه شده و نرمش و مطالعه گزارش ها و صبحانه از ساعت پنج و نیم تا هشت و نیم بود. دو رییس کاتولیک ها و پروتستان های اوگاندا آمدند. آدم هاى متواضعى هستند. رییس کاتولیک ها صح…
17 شهریور 1375
آقاى موسوینى به هتل آمد و با هم به مرکز اسلامى در مسجد کیبولى رفتیم. من و او دو طرف محراب نشستیم. او چون مثل ما نمى تواند بنشیند و صندلى هم نبود، پاهایش را دراز کرد؛ مثل نشستن سام نجوما در ملاقات با رهبری در ایران. اعضاى شوراى عالى، مسجد و …
16 شهریور 1375
در گزارش ها، اظهارنظرها در رابطه با مسایل عراق به ضرر آمریکا زیاد مى شود. جمعى از علماى مسلمان اوگاندا آمدند. سخنگوى آنها صحبت کرد و از سفر من به گرمى استقبال کرد. در گزارش مقدماتى گفته شد که سه نفر مدعى مقام «مُفتى» هستند و با هم اختلاف دا…
15 شهریور 1375
خبرهاى عراق مورد توجه است. آمریکا اعلان کرده به اهداف خود رسیده و رژیم بغداد نیروهاى خود را از کردستان عقب کشیده، ولى اتحادیه میهنى اعلام کرده که نیروهاى مشترک صدام و بارزانى، به شهر دیگرى حمله کرده اند. در سطح بین المللى از حمله آمریکا حما…
14 شهریور 1375
ساعت هشت و نیم صبح، بیرون از نایروبى رفتیم و مرکز تحقیقات دامى را دیدیم. توضیحاتى دربارة وضع کارها و دامپزشکى و علوفه دام ها دادند. سپس به مزرعه چاى از بخش خصوصى رفتیم؛ مزارع چاى خوبى دارند که در تمام طول سال رشد مى کند. سپس از کارخانه چاى …
13 شهریور 1375
شب و روز اینجا نزدیک به هم است؛ چون فقط دو درجه زیر خط استواست. هوا بهارى است. دیشب باران هم بارید. سالیانه بیش از هزار میلی متر باران دارند. پس از نماز و تکمیل خاطرات و مطالعه و استماع اخبار و صبحانه، با هواپیماهاى خودمان به سوى شهر بندرى …
12 شهریور 1375
شش و نیم صبح به فرودگاه رفتیم. ساعت هفت و بیست دقیقه به سوى کنیا پرواز کردیم. آقایان [علی اکبر] ولایتى، [وزیر امورخارجه]، [محمدرضا] نعمت زاده، [وزیر صنایع]، محسن، حسین، عفت و فائزه همراه بودند. در فرودگاه مصاحبه کوتاهى کردم. در طول سفر که ح…
11 شهریور 1375
[آقایان خالص بن على حسن و هارون پى الونتو]، سفیران جدید مالزى و فیلیپین آمدند. مذاکرات تشریفاتى و معمولى بود. لباس بومى خودشان را پوشیده بودند. سفیر فیلیپین، برخلاف رسم معمول، صحبت را از روى نوشته نخواند. جمعى از اعضاى تعاونى ها، همراه وزیر…
10 شهریور 1375
مدیران بانک ها آمدند. دکتر نوربخش، [رییس کل بانک مرکزی]، گزارشی از پیشی گرفتن رشد جذب سرمایه ها، از رشد نقدینگى و نیز کم شدن اسکناس و سکوک در دست مردم و قرار گرفتن تمامى معاملات خارجى در بانک هاى کشور و بالارفتن اعتماد داخلى و خارجى نسبت به…
9 شهریور 1375
براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه اول را دربارة دستاوردهاى دوران سازندگى- به مناسبت هفته دولت- و خطبه دوم را به سایر مناسبت ها اختصاص دادم. دیشب تا نزدیک صبح، رعد و برق و باران داشتیم که این وضع در چنین فصلى نادر است. عصر مهدی
8 شهریور 1375
پیش از ظهر، بیشتر وقت به انجام کارها و مطالعه گزارش های مربوط به سفر به آفریقا گذشت. ساعت یازده صبح، وزرا جمع شدند و به مناسبت هفته دولت، به دفتر آیت الله خامنه اى رفتیم. ابتدا من صحبت کوتاهى از دستاوردهاى دوران کار دولت نمودم و سپس رهبرى ه…
7 شهریور 1375
اخوى محمد، [معاون اجرایی رییس جمهور]، براى امور بازسازى و تنظیم بازار و مبارزه با قاچاق آمد. [آقایان عباس آخوندی]، وزیر مسکن و [شهرسازی، غلامحسین کرباسچی]، شهردار تهران و [اسدالله] لاجوردی، رییس [سازمان] زندان ها، براى مسأله انتقال زندان او…
6 شهریور 1375
[آقای حسین شیخ زین الدین]، سفیر جدیدمان در کلمبیا، براى خداحافظى و کسب نظر آمد. گزارشى از وضع آنجا منجمله وسعت و سلطه باندهاى قاچاق مواد مخدر و زمینه صادرات فرش و سنگ و خشکبار داد. [آقای جلیل بشارتی]، رییس دفتر مناطق محروم براى گزارش و کسب …
5 شهریور 1375
آقاى [غلامرضا] فروزش، [وزیر جهادسازندگی] آمد. گزارش سفر به کشورهاى آفریقایى، مالى، چاد، گامبیا، ساحل عاج و نیجریه و برنامه همکارى با آنها را داد که نیاز به اعتبار دارد. گفتم در جلسه هیأت دولت مطرح کنند. آقاى [غلامرضا] انصارى، کاردارمان در ل…
4 شهریور 1375
ساعت هشت به دفترم رفتم. تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. براى مراسم روز کارمند به تالار وحدت رفتیم. آقاى [سیدمحمد] میرمحمدی، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور] گزارش داد. لوح تقدیر کارمندان نمونه را دادم و در مورد اهمیت و وظایف …
3 شهریور 1375
ساعت هشت صبح، براى افتتاح نمایشگاه هفته دولت، به نمایشگاه بین المللى تهران رفتیم. ساعتى از غرفه هاى زیادی که کارهاى عمده دولت را خوب به نمایش گذاشته اند، بازدید کردیم. اتفاقاً قابل تحسین است. ابتکارات وزارت ارشاد در معرفى دستاوردهاى سازندگى…
2 شهریور 1375
ساعت ده صبح، به مناسبت شروع هفته دولت، به مرقد امام رفتیم. داخل ضریح، قبر امام را زیارت کردیم. اعضاى دولت و حسن آقا [خمینی] هم بودند. به احساسات مردم در حرم پاسخ دادم. کلنگ شروع بازسازى حرم را به زمین زدیم. از طرح به خاطر ستون هاى زیاد و قط…
1 شهریور 1375
به بیرون شهر نجف آباد، براى افتتاح بیمارستان تأمین اجتماعى رفتیم. قرار بود دیروز عصر افتتاح کنیم؛ تأخیر داشتیم و هوا تاریک شده بود. هلى کوپترها نتوانستند فرودآیند. گذرا و بدون تشریفات افتتاح کردیم. از چند مریض عیادت کردم. بیرون بیمارستان، م…