[آقای حسین شیخ زین الدین]، سفیر جدیدمان در کلمبیا، براى خداحافظى و کسب نظر آمد. گزارشى از وضع آنجا منجمله وسعت و سلطه باندهاى قاچاق مواد مخدر و زمینه صادرات فرش و سنگ و خشکبار داد. [آقای جلیل بشارتی]، رییس دفتر مناطق محروم براى گزارش و کسب اجازه
[آقای حسین شیخ زین الدین]، سفیر جدیدمان در کلمبیا، براى خداحافظى و کسب نظر آمد. گزارشى از وضع آنجا منجمله وسعت و سلطه باندهاى قاچاق مواد مخدر و زمینه صادرات فرش و سنگ و خشکبار داد. [آقای جلیل بشارتی]، رییس دفتر مناطق محروم براى گزارش و کسب اجازه مصارف و استمداد اضافه شدن اعتبارات سال آینده آمد و خبرى داد از دهاقان شهرضا که روحانى پدر دو شهید، خوابى دیده براى من که در کنار مزرعه سرسبز و چادرهایى مجلل مرا دیده که فرزند شهیدش هم داخل چادر بوده است. از من اجازه الحاق به او را خواسته که موافقت نکرده ام و به بعد موکول شده است.
آقاى [سیدخطیب الاسلام] صدرنژاد، رییس دانشگاه صنعتى شریف آمد. توضیحاتى دربارة سوابق علمى و اجرایى و فرهنگى و کارهاى دوره مدیریت خود داد، به منظور دفاع در مقابل مخالفت هایى وسیع که علیه او جریان دارد و براى توسعه و بازدید من استمداد کرد.
مهدی[هاشمی، مدیرعامل شرکت تأسیسات دریایی] آمد و گزارش کارهایش را داد. گفت از خطر نجات یافته و هواپیما پیش از پرواز یک موتور از دست داده است. دکتر [حسن] حبیبى، [معاون اول رییس جمهور] آمد. راجع به مسایل ارزى و ادارى صحبت شد. اجازه مسافرت به گرجستان و ارمنستان را داشت که با اولى موافقت کردم.
عصر [آقاى حسن حسن اُف]، وزیرامورخارجه آذربایجان آمد. نامه آقاى [حیدر] علی اُف، [رییس جمهور آذربایجان] را آورد و براى ساخت لوله گاز تا نخجوان و تأسیس کنسولگرى در تبریز استمداد کرد. مصاحبه مفصلى با صداو سیما دربارة سفر به اصفهان نمودم. تا ساعت نُه شب کارهاى دفتر را تکمیل کردم و به خانه آمدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام