خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ شهریور ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 19:15کد خبر32583

براى مراسم هفته دفاع، با محسن به میدان آزادی رفتیم. سخنرانى مفصلى دربارة جنگ و پیروزى ها و استحکام نظام در آینده نمودم و رژه نیروهاى پیاده را تحویل گرفتم. مجموعاً دو ساعت و نیم طول کشید. براى رژه موتورى و هوایى نماندم. به دفترم رفتم. عصر آقایان [محسن]

براى مراسم هفته دفاع، با محسن به میدان آزادی رفتیم. سخنرانى مفصلى دربارة جنگ و پیروزى ها و استحکام نظام در آینده نمودم و رژه نیروهاى پیاده را تحویل گرفتم. مجموعاً دو ساعت و نیم طول کشید. براى رژه موتورى و هوایى نماندم.

به دفترم رفتم. عصر آقایان [محسن] نوربخش، [رییس کل بانک مرکزی] و [محمدعلی] نجفى، [وزیر آموزش و پرورش] آمدند. راجع به تسهیلات ریالى و ارزى، آقاى نوربخش گزارش داد. از بى طرف نبودن دستگاه قضایى در مسایل انتخابات گذشته، شکایت کردند و براى مساعدت به دکتر [محمدتقی] بانکى استمداد نمودند.

آقاى دکتر [هادی] منافى، [رییس سازمان حفاظت محیط زیست و رییس سازمان نظام پزشکی] آمد. در مورد مشکلاتى گفت که قانون جدید نظام پزشکى پیش آورده و باعث عدم شرکت بخشى از اطبا در انتخابات شده است. آقاى [محسن] قرائتى، [رییس ستاد اقامه نماز] آمد و راجع به برنامه سمینار نماز فردا در زنجان توضیح داد و براى مطالبى که مى خواهد مطرح کند، مشورت کرد.

آقاى [علاءالدین] بروجردی، [معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت امورخارجه]، تلفنى گزارش سفر به افغانستان و توفیق در ایجاد هماهنگى بین حزب وحدت و [ژنرال] دوستم و دولت کابل را داد و براى کمک هاى وعده داده شده، اجازه خواست.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا