خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهریور ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 19:07کد خبر32566

ساعت هشت و نیم صبح، بیرون از نایروبى رفتیم و مرکز تحقیقات دامى را دیدیم. توضیحاتى دربارة وضع کارها و دامپزشکى و علوفه دام ها دادند. سپس به مزرعه چاى از بخش خصوصى رفتیم؛ مزارع چاى خوبى دارند که در تمام طول سال رشد مى کند. سپس از کارخانه چاى خشک

ساعت هشت و نیم صبح، بیرون از نایروبى رفتیم و مرکز تحقیقات دامى را دیدیم. توضیحاتى دربارة وضع کارها و دامپزشکى و علوفه دام ها دادند. سپس به مزرعه چاى از بخش خصوصى رفتیم؛ مزارع چاى خوبى دارند که در تمام طول سال رشد مى کند. سپس از کارخانه چاى خشک کُنى بازدیدکردیم. با کارخانه هاى ما متفاوت است؛ به جاى مالش، چاى را خُرد، سپس تخمیر و سپس خشک مى کنند. مقدارى چاى هدیه دادند.

در تمامى مسیرها، مردم روستاها و شاگردان مدارس و کشاورزان و کارکنان مراکز تحقیق، دو طرف جاده صف کشیده بودند و اظهار محبت مى نمودند. چند جا پیاده شدم و با آنها صحبت کردم و از وضع تحصیل و حقوق معلمان و کارگران و وضع کارشان سئوالات زیادی نمودم. به خاطر معطل شدن، یک برنامه را که دیدار از مرکز محیط زیست بین المللى بود لغوکردیم.

ظهر به هتل برگشتیم. خبر رسید که عراق باز هم مورد حمله موشک ها قرار گرفته است. صدام در سخنرانى از مقاومت گفته و طارق عزیز، اعلان عقب نشینى از کردستان نموده است. در آمریکا هم جمهوریخواهان از ضعف عملکرد دموکرات ها انتقاد کرده اند و آنها را وادار به عجله در حمله به عراق نموده اند.

عصر رفتیم و یک مرکز پرورش شترمرغ را دیدیم؛ جالب است. یک نفر مصرى که اصالتاً اهل کازرون ایران است و آنجا را مى گرداند، توضیحات خوبى دربارة کمبود گوشت و تولید جوجه و استفاده از پر، پوست و گوشت آنها داد. پیشنهاد کردم بیاید در ایران هم واحدی ایجاد کند.

سپس با ماشین ها به پارک ملى رفتیم. دو ساعتى در آن گشت زدیم و انواع حیوانات مثل آهو، زرافه، غزال، گورخر، گاو وحشى فراوان و چند پلنگ دیدیم؛ راهنما گفت که پارک تا منطقه کلیمانجارو ادامه دارد و اطرافش باز است. وحوش به هر جا مى خواهند مى روند، ولى چون اینجا آب فراوان است، برمى گردند. گفت سالیانه دویست هزار توریست بازدید مى کنند و از هر نفر سى دلار مى گیرند. دفترى را نوشتم و اظهار تردید کردم که به صرفه باشد، این همه زمین خوب، معطل آن کار شود.

به مدرسه رسول اکرم (ص) رفتیم. جاى خوبى است؛ با زمین وسیع و چهار هزار متر مربع بنا. من هم کمک کرده ام. تعداد 180 محصل دارد. اغلب شبانه روزى است. تعلیمات کلاسیک و دینى مى دهند. سید مرتضى، [مؤسس و مدیر مدرسه] گزارش داد. نماز جماعت خواندیم. من هم صحبت کردم و کمک نمودم. یک نفر را عمامه گذاشتیم. به کلوپ جعفرى رفتیم. شیعیان و سُنى ها جمع بودند و از شیعیان خوجه ها و اسماعیلی ها و بُهره ای ها چند نفر صحبت کردند. من هم صحبت مفصلى نمودم و از ساختمان ها بازدید کردیم. خیلى وسیع است و مدرن. شام خوردیم. سپس مصاحبه با چند خبرنگار داشتم. آقاى [علی اکبر] ولایتى، خبر داد که امروز عصر هم یک رادار عراق را زده اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا