خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۰
در جلسه علنى، ادامه بحث لايحه حذف فرمان همايونى را داشتيم. قسمت اساسى پيشنهادهاى مورد نظر دولت تصويب شد.
TUiSb35DzCPFzVnBYK3VspXhBH6dJpqr5VMonth archive
۳۱ diary entries in this month.
در جلسه علنى، ادامه بحث لايحه حذف فرمان همايونى را داشتيم. قسمت اساسى پيشنهادهاى مورد نظر دولت تصويب شد.
جلسه علنى داشتيم و لايحه جنجالى حذف فرمان همايونى كه بى جهت ليبرال ها به حذف ریيس جمهور معنى كردهاند، كلياتش تصويب شد و در جزیياتش مانديم.
جلسه علنى داشتيم. دستور جلسه لايحه حذف عنوان فرمان همايونى بود. پيش از شروع كار، آقاى [محمد جواد] حجتى كرمانى به من اطلاع داد كه امام در ملاقاتى با سه نفر از نمايندگان سمپات ليبرال ها، از لايحه اظهار نارضايتى كردهاند و آن را تشنج زا خوا…
امروز به مناسبت ميلاد حضرت على( ع) تعطيل است و من در خانه ماندم.
صبح زود خانم و دختر مرحوم غفورى رفسنجانى آمدند. از اينكه ترياك از فرزندشان و منزلشان در رفسنجان گرفتهاند و يكى را بازداشت كردهاند، وحشت زده بودند و كمك مىخواستند.
تمام امروز در خانه ماندم و تقريباً استراحت نمودم. صبح زود همشيره زاده رضا - كه در هندوستان تحصيل مىكند- آمد. سپس آقاى غيوران آمد.
جلسه علنى داشتيم. لايحه لغو عبارت «فرمان همايونى» و جانشين كردن حكم مقام ديگرى به جاى آن مطرح بود. ليبرال ها از اينكه مىديدند قدرت آقاى بنىصدر در بانك مركزى از دست مىرود، ناراحت بودند.
ساعت هشت ونيم صبح به مجلس رفتم. پس از انجام كارهاى ادارى و مطالعه گزارشات در جلسه كميسيون آیيننامه شركت كردم.
صبح براى اينكه عفت و فاطى را به دكتر ببرم، ديرتر از خانه بيرون رفتم. مجلس تعطيل بود. ساعت نهونيم به مجلس رفتيم. منتظر ماندند تا سعيد آمد و آنها را به چشم پزشك برد.
مجلس جلسه رسمى غير علنى داشت. آقاى بهزاد نبوى درباره بيانيه الجزاير و كيفيت حل مسأله گروگان ها و جريان كلاهگزارى در معامله 56 ميليون دلارى خريد اسلحه، توضيحاتى داد. توضيحات، جالب و افشاگر بود و ليبرال ها را خشمگين كرد.
اول وقت به دفتر بخش ايدئولوژى حزب رفتم و مقدارى از كارهاى گروهى را كه به سرپرستى آقاى دعاگو، روى كليد قرآن كار مىكنند، بررسى كردم.
خاطرات روز گذشته را نوشتم و به مجلس رفتم. قبل از شركت در جلسه علنى، در جلسه كميسيون تحقيق شركت كردم. براى بحثى درباره اعتبارنامه آقايان بهروزيه و محمودى.
به مجلس رفتيم. پس از مطالعه گزارش ها به كميسيون آیيننامه رفتم. آقاى احمد توكلى كه قبل از پيروزى انقلاب ممنوع الخروج بوده، براى گرفتن گذرنامه جهت سفر براى معالجه درد مفاصل احتياج به نامه من به اداره گذرنامه داشت كه نوشتم.
اول وقت،آقاى ابريشمى آمد؛ مىخواست در اختلاف با همسايهاش كمك بگيرد كه معمولاً بدون تحقيق دخالت نمىكنيم.
جلسه علنى داشتيم و بحث طرح بنياد جنگزدگان تمام نشد. چون يك فوريتى است و پيشنهاد مجاز است، پيشنهاد زياد داريم.
اول وقت آقاى على مرعشى و همسرش از رفسنجان آمدند، براى رفع اشكال استخدام خانم اسدى. با آقاى باهنر صحبت كردم.
اول وقت آقايان ضيایى و دكتر فاضلى كه هر دو پيش نمازند آمدند. يكى مىخواست كه رفع توقيف از اموال توقيف شده پولدارى شود و ديگرى مىخواست كه زمين هاى مصادرهشده ديگرى، بين مردم تقسيم شود.!
خاطرات ديروز را و پيامى هم براى سمينار بزرگداشت شهيد مطهرى در دانشگاه نوشتم.آقاى ابوالفضل رهنما نماينده دادستان انقلاب در وزارت نفت آمد و مطالبى درباره كمبودهاى وزارت داشت.
ساعت هفت صبح جلسه هيأت ریيسه داشتيم. در آن جلسه سخنرانى پريروز حسين آقا خمينى در مشهد مطرح شد و اينكه به همه مطبوعات اطلاع داده شده كه حرف هاى او را ننويسند.
اول وقت خانم افشار آمد. دو سردخانه او مشمول بند«ج» شده و دولت تصرف كرده است؛ چون بدهى بانكى آن بيش از حد مجاز است.
صبح زود از دفتر امام تلفن زدند. آقاى صانعى اطلاع داد كه ديشب در پادگان حشمتيه تيراندازى بوده و اكنون پادگان در محاصره سپاه و كميته است.
قرار بود جلسه علنى مجلس شوراى اسلامى داشته باشيم. اول صبح، هيأت ریيسه تشكيل شد، ولى عده نمايندگان حاضر، به نصاب يكصدوهشتاد نفر نرسيد و نتوانستيم جلسه رسمى علنى داشته باشيم؛ به طور غير رسمى درباره مناطق جنگى صحبت كرديم.
اول صبح، مقدارى در تكميل مقاله «نهجالبلاغه و سياست» كار كردم و سپس به مجلس رفتم. پس از مطالعه گزارش ها و امضاى نامهها، جواب نامه ریيس مجلس الجزاير «رابح بيطاط» را تهيه كردم و ايشان را به ايران دعوت نمودم.
هشت ونيم صبح به اتفاق آقاى خامنهاى به زيارت امام رفتيم. در دفتر امام، دكتر [ابراهيم] يزدى و استانداران ايلام و همدان را ملاقات كرديم.
اول وقت آقاى محمد درويش با آقاى باقرى، دامادش به منزل آمدند. درويش عازم جزيره كيش براى كارى بود. آقاى باقرى كه در [واحد] سياسى ايدئولوژى دانشكده افسرى است، از محيط اسلامى و حزب اللهى دانشكده و سرهنگ نامجو راضى است.
اول وقت جلسه هيأت ریيسه داشتيم و سپس جلسه علنى. در جلسه علنى تأسيس وزارت معادن و فلزات تصويب شد.
ساعت هشت صبح، آقايان دكتر وحيد، الشريف و مهندس حاتمى به منزل آمدند و از هردرى سخنى داشتند. از اشتباه در عدم تجويز رياست جمهورى براى روحانيت گفتند كه منجر به رياست جمهورى بنىصدر گرديد.
اول وقت به مجلس رفتم. فرماندار و فرمانده سپاه پاسداران اروميه آمدند و از وضع آنجا و درگيرى استاندار با آقايان حسنى و ذكيانى گفتند و چون در اين مورد، در شوراى تأمين بحث است، پيشنهاداتى داشتند.
امروز هم جلسه علنى داشتيم و نسبتاً خوب گذشت. بيشتر وقت را جواب سوالات گرفت. قانون اساسى به نمايندگان حق داده است كه از وزرا سوال كنند و وزرا را مكلف كرده است كه ظرف ده روز بيايند و جواب بدهند.
[ساعت] هشت ونيم صبح از منزل بيرون رفتم. فائزه را به كلاسش رساندم و به مجلس رفتم. گزارشها را مطالعه كردم. تيمسار افضلى فرمانده نيروى دريايى تلفن كرد كه كار فورى دارد. آمد ولى كار مهمى نداشت.
جلسه علنى داشتيم، آقاى رجایى لايحه بودجه را آوردند و مطالب نسبتاً خوبى گفتند. حركت هيأت مجلس به بينالمجالس مانيل به اشكالاتى برخورد كرده بود كه با پيگيرى حل شد.