31 May 1991
در خانه بودم. وقت به استراحت و مطالعه و پیاده روى در حیاط گذشت. همشیره ها فاطمه و طیبه و بستگان آمدند. عصر آقای حسین هاشمى نسب، از بهرمان نوق آمد و براى تأمین آب روستا استمداد کرد. راجع به خراب کردن دیوار خانه ما در نوق که والده آنجا ساکن ا…
30 May 1991
[آقای علی اکبر] ابوترابى، [نماینده ولی فقیه در امور آزادگان] و برادرش آمدند. برنامه سمینار آزادگان را گفتند؛ خواستند که در سمینارشان شرکت کنم و بگویم استادیوم آزادى را در اختیارشان بگذارند. آقاى اسحاق مدنى،[مشاور رییس جمهور در امور اهل سنت]…
29 May 1991
دکتر [حسن]حبیبى آمد و خبر داد که در جمع مجمع روحانیون مبارز اختلاف افتاده است. آقاى [مهدی]کروبى و جمعى به سوى اعتدال و آقاى [سیدمحمد موسوی]خوئینى ها و جمعى دیگر به سوى افراط در مواضع میل کرده اند؛ از نتیجه جلسه دیشب، اظهار رضایت کرد. آقاى […
28 May 1991
ساعت هفت و نیم به مجلس رسیدم. تا ساعت ده صبح کارها را انجام دادم. متصدیان برگزارى مراسم سالگرد امام(ره) آمدند و گزارش کار دادند. آقاى [محمدعلی] انصارى صحبت متواضعانه اى در تایید دولت کرد. من هم صحبتی کردم؛ دوستانه و تشویق آمیز. [آقای ناکایا…
27 May 1991
ساعت هشت و نیم به دفتر رسیدم. ساعت ده صبح، آقاى [عبدالله ]نصیرى، رییس خبرگزارى[جمهوری اسلامی= ایرنا] آمد. گزارشى از وضع آوارگان و استان هاى غربى کشور را داد و گفت براى جلب عواطف کُردها، کارهاى فرهنگى بهترى مى شد انجام داد. براى تامین وسایل …
26 May 1991
خانواده دکتر واعظى به منزل آمدند؛ عقد ازدواج پسرشان را بستم. [آقای اکبر ترکان]، وزیر دفاع آمد. همراه محسن و مهدى و محافظان، با هلی کوپتر از منظریه به خُجیر رفتیم و وضع منطقه را دیدیم. سپس در سالن، گزارشى از پیشرفت کار ساخت موشک نازعات ارائه…
25 May 1991
جمعى از اعضای شوراى عالى مجمع [جهانی] اهل بیت(ع)، آقایان [احمد]جنتى، [محسن مجتهد] شبسترى، [محمدعلی] تسخیرى و [محمدباقر] حکیم آمدند و توضیحى از برنامه ها دادند. در مورد حمایت از شیعیان عراق و جلوگیرى از تخریب مراکز شیعه در عراق به دست بعثى ه…
24 May 1991
امروز تا ساعت یازده ونیم در خانه مطالعه مى کردم. براى اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه اول را به مناسبت سوم خرداد و سالگرد فتح خرمشهر، به مسایل جنگ و مخارج مربوط به جنگ در وضع فعلى اختصاص دادم. همچنین از تفرقه افکنی ها انتقاد کردم. خب…
23 May 1991
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. کارهاى عقب مانده را انجام دادم. [آقایان وانشین چلبی و اکرم زکی]، وزراى مشاور درا مور خارجه ترکیه و پاکستان، همراه دکتر ولایتى و سفیرانمان و همچنین مسئولان [سازمان]اکو آمدند؛ بعد از مذاکرات، تفاهم نامه جدید…
22 May 1991
دیشب آخر وقت خبر رسید که راجیوگاندى ،[نخست وزیر سابق هند]، در اثر انفجار بمبى کشته شده و [منگیستو هایله]ماریام، رییس جمهور اتیوپى هم فرار کرده است. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقای [صبغت الله]مجدّدى، رییس دولت موقت[ائتلاف هفتگانه مجا…
21 May 1991
ساعت هشت و نیم صبح، براى بررسى وضع عمومى منطقه به پارک جمشیدیه رفتیم؛ از زمانى که امام به جماران آمدند، حفاظت این پارک را ممنوع الورود کرد و اخیراً شهردارى مى خواهد آن را تعمیر کنند و در اختیار مردم بگذارد. سپاه حفاظت مخالف است و جوسازى مى …
20 May 1991
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. گزارش ها را خواندم و کارهاى مانده از دیروز را انجام دادم. دکتر [عباس] شیبانى، [نماینده تهران] آمد و براى بیمارستان ها کمک خواست. انصارى نماینده آبادان آمد. براى اروندکنار کمک خواست و علیه آقاى رشیدیان نمای…
19 May 1991
اعضاى اتاق بازرگانى و صنایع و معادن آمدند. آنها از سیاست هاى دولت تشکر کردند و قول پشتیبانى و اطاعت دادند و از فشارى که مجلس علیه آنها دارد، اظهار نگرانى کردند. برایشان صحبت کردم و خواستم که براى تجارت خارجى و کنترل اصناف و کسبه فعال تر باش…
18 May 1991
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. آقاى سید ساجد نقوى رهبر شیعیان پاکستان آمد. مقدارى از اوضاع پاکستان و شیعه و مسأله لایحه شریعت گفت و براى تشکیلات سیاسى و فرهنگى شیعه در پاکستان استمداد کرد. آقاى [عبدالحسین] وهاجى، [وزیر بازرگانی] آمد. عازم س…
17 May 1991
در خانه بودم. وقتم با استراحت و مطالعه و ملاقات سپری شد. محسن آمد و گزارشى از سفر به پاکستان همراه وزیر نفت داد. پاکستانى ها را خیلى دوست و تحت تأثیر انقلاب و علاقه مند به توسعه روابط با ایران دیده است. عصر دکتر [سیف الله] وحید [دستجردی] آم…
16 May 1991
ساعت هشت و نیم صبح، همراه مهدى به مرکز تحقیقات مخابرات رفتیم. بازدیدمان تا ظهر طول کشید. ابتدا توجیه کلى نمودند. از پروژه هاى تحقیقاتى متعددى بازدید کردیم. سپس نمایشگاه مصنوعات مربوطه را دیدیم که جالب بود. بعد از مصاحبه، صحبت کوتاهى براى کا…
15 May 1991
در مسیر منزل، در بیمارستان از رهبرى عیادت کردم. رو به راه هستند و قرار است فردا به منزل منتقل شوند. از بروز نفخ پس از غذا خوردن رنج مى برند. به دفترم رفتم. مدیران دانشگاه آزاد اسلامى آمدند. گزارش دادند و نیازها را گفتند؛ صحبت تشویق آمیز نمو…
14 May 1991
صبح در مسیر، سرى به بیمارستان قلب زدم. آیت الله خامنه اى روى تخت با کم اشتهایى، مشغول صرف صبحانه بودند: خاویار و پنیر. علایم بهبودى ظاهر بود. به دفترم رفتم. وزراى راه و صنایع سنگین آمدند. اختلاف نظر درخصوص کیفیت توزیع کامیون ها داشتند که پس…
13 May 1991
در راه دفتر از آیت الله خامنه اى احوالپرسى کردم، حال شان رو به بهبودى است. ساعت نُه صبح دکتر [عباس] شیبانى آمد و مطابق معمول چند تذکر درباره گرانى و... داد. آقاى اربابى فر نماینده مجلس آمد. از نیازهاى سیستانى هاى مهاجر به گنبد گفت و کمک گرف…
12 May 1991
در راه دفترم، براى عیادت آیت الله خامنه اى به بیمارستان قلب رفتم. هوشیار بودند، ولى معمولاً در خواب. لحظه اى بیدار شدند، احوالپرسى کردم. گفتند گاه به گاه درد شدید عارض مى شود که دکترها مى گویند طبیعى است. به دفترم رفتم. دکتر مجید عباسپور آم…
11 May 1991
ساعت شش ونیم صبح عفت به بیمارستان رفت. از یاسر احوالپرسى کرد و برگشت. گفت وضعش بهتر است. دکتر [ایرج] فاضل، ساعت هفت آمد و گفت حال یاسر خوب است و خداوند رحم کرده که جراحت در نقطه حساس نزدیک به جراحت فعلى وارد نشده است. او خبر داد که قرار است…
10 May 1991
دیشب فاطى و فائزه و مهدى رسیده بودند. محسن و بچه ها هم صبح آمدند. همراه جمعى از اعضاى خانواده، سوار قایق شدیم و گشتى در اطراف دریاچه سد زدیم. رانندگى با یاسر بود. یاسر و مهدى خواستند براى انداختن یکدیگر در آب زورآزمایى کنند. یاسر رانندگى را…
9 May 1991
آقاى [محمدباقر] مُهرى آمد. براى مراجعت حزب اللهى های کویت و خودش به کویت استمداد کرد. دولت کویت هنوز اجازه مراجعت به آنها نداده است. مبلغ چهل میلیون تومان براى کمک به نیازمندان مهاجر ایرانى از کویت دادم. از منبع پرداخت دولت کویت است. آقایان…
8 May 1991
آقاى [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] براى امور جارى آمد. آقاى یثربى، امام جمعه کاشان آمد. اصرار داشت که به کاشان بروم. از سیاست هاى دولت ستایش کرد. شوراى عالى ادارى جلسه داشت. دربارة صدور گذرنامه و گواهینامه رانندگى، با حذف مقررات…
7 May 1991
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. سفیرمان در بحرین آمد و اوضاع آنجا را گفت. وزیر امور خارجه آلمان آمد و از طرف صدراعظم، مرا به آلمان دعوت کرد. از مواضع جمهوری اسلامی قدردانی نمود و از اشتباه اروپا در حمایت از صدام در گذشته گفت و از ضررهاى ناشى ا…
6 May 1991
[آقای علی عزت بگوویچ]، رییس جمهور بوسنى و هرزگوین آمد. به خاطر مبارزات اسلامى و طرفدارى از انقلاب اسلامى ایران، دو بار به زندان رفته و اخیراً به خاطر شرایط جدید با آرای مسلمانان آنجا انتخاب شده است. 40 درصد مردم بوسنی مسلمانند. از احتمال بر…
5 May 1991
ساعت هفت و نیم به دفترم رفتم و تا ساعت نُه صبح کار کردم. به دانشگاه تهران رفتم؛ در سمینار سالگرد شهادت آیت الله مطهرى سخنرانى کردم و به سئوالات دانشجویان پاسخ دادم. تا ظهر بقیه گزارش هاى روزهاى سفر را خواندم. عصر آقاى [مصطفی] پورمحمدى از وز…
4 May 1991
امروز ساعت رسمى کشور، یک ساعت به جلو کشیده شده است. ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم که مطابق ساعت شش و نیم روزهاى معمولى است؛ به نظر مى رسد، جامعه از این تغییر راضى است. مقدارى از کارهاى عقب مانده را انجام دادم. [آقای رولان دوما]، وزیر ام…
3 May 1991
در خانه بودم. مقدارى از کارهاى عقب مانده دوران سفر را آوردند. انجام دادم. مقدارى هم براى رفع خستگى سفر، استراحت نمودم. عصر محسن آمد. راجع به مشکلات اجرایى ساصد [= سازمان صنایع دفاع] گفت. همسر آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد. پیغامى را دربارة…
2 May 1991
امروز صبح، آقاى اوزال با نوعى خودنمایى، با افتخار روزنامه هاى صبح ترکیه را ارایه داد که به تلخی به انگلیسى ها حمله کرده بودند. گفت در جریان توزیع کمک ها، افسران انگلیسى، یکى از مدیران ترکیه را کتک زده اند و او دستور داده است که انگلیسى ها ر…
1 May 1991
ساعت نُه صبح آقاى اوزال آمد، با هم به فرودگاه رفتیم و در راه، راجع به مشکلات مسجد و مدرسه ایرانى ها صحبت کردیم؛ قرار شد حل کنند. همچنین راجع به برنامه هاى سدسازى و نیروگاه ها و... توضیحاتى دادند. به خاطر خرابى هوا، نتوانستیم در شهر ازمیت، […