خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اردیبهشت ۱۳۷۰

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 18:44کد خبر29605

صبح در مسیر، سرى به بیمارستان قلب زدم. آیت الله خامنه اى روى تخت با کم اشتهایى، مشغول صرف صبحانه بودند: خاویار و پنیر. علایم بهبودى ظاهر بود. به دفترم رفتم. وزراى راه و صنایع سنگین آمدند. اختلاف نظر درخصوص کیفیت توزیع کامیون ها داشتند که پس از مذاکره

صبح در مسیر، سرى به بیمارستان قلب زدم. آیت الله خامنه اى روى تخت با کم اشتهایى، مشغول صرف صبحانه بودند: خاویار و پنیر. علایم بهبودى ظاهر بود. به دفترم رفتم. وزراى راه و صنایع سنگین آمدند. اختلاف نظر درخصوص کیفیت توزیع کامیون ها داشتند که پس از مذاکره طولانى برطرف شد. آقایان نوربخش، عادلى، [کمال]خرازى و... آمدند. دربارة برنامه مراجعت ایرانیان خارج از کشور که در جلسه آنها در آمریکا مقرر شده بود، مذاکره و تصمیم گیرى شد.

عصر براى شرکت در جلسه شکرگزارى براى سلامتى رهبرى که از سوى دولت برگزار شده بود، به مدرسه شهید مطهرى رفتم. مردم خیلى پرشور ابراز احساسات کردند و سخنان آقاى [محمدتقی]فلسفى را قطع کردند.

شوراى عالى انقلاب فرهنگى جلسه داشت. بررسى اعضاى هیأت هاى امناء دانشگاه ها و اصول حاکم بر سیاست فرهنگى و بى نظمى دانشجویان رادیکال دانشکده پزشکى اصفهان در مقابل مدیریت در دستور بود. براى شام و خواب به خانه آمدم. یاسر از بیمارستان به خانه آمده؛ حالش خوب است ولى بسترى است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا