31 January 1988
اول وقت تا ساعت هفت و نیم صبح در دفترم کار کردم. تا ده و نیم در جلسه علنی ماندم. در تنفس به دندانپزشکی رفتم و روکش دندانم را نصب کردند. بخشی از دندان عقب فک شکسته است. ظهر چند ملاقات داشتم. نامه ای برای امام، در خصوص تعیین مرجع تشخیص مصالح …
30 January 1988
اخبار رادیوهای بیگانه را گرفتم. مسأله مهم، گزارش وزارت خارجه انگلیس به پارلمان این کشور است که صریحاً عراق را آغازگر جنگ و شروع کننده حمله به کشتی ها و به کارگیری اسلحه شیمیائی و زدن شهرها و عنصر شرور جنگ معرفی کرده است. سفیر یونان آمد. ملا…
29 January 1988
تا ساعت ده و نیم در منزل برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه ای در ادامه بحث عدالت اجتماعی با موضوع ویژگی های اشراف و خطبه ای درباره آثار انقلاب و عملیات بیت المقدس ایراد کردم . بچه ها مهمان همشیره بو…
28 January 1988
ساعت هشت و نیم به مجلس رسیدم. در گزارش ها خبر مهمی ندیدم. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی بودم. ظهر سرهنگ [مصطفی[ترابی آمد. گزارش پیشرفت کار و تعقیب یک گروه سلطنت طلب را داد که عمدتاً در ارتش وجود دارند و با رضا پهلوی و]منوچهر] گنجی مرتبطند. …
27 January 1988
ساعت هشت و نیم صبح به مجلس آمدم. گروهی از مدیران کارخانجات که در ساخت مهمات همکاری دارند، آمدند. گزارش پیشرفت کار دادند و گفتند روزانه 12 هزار قبضه خمپاره 60 و 6 هزار خمپاره 81 و 2500 قبضه خمپاره 120 و مقداری گلوله توپ 122 و موشک مینی کاتیو…
26 January 1988
دیرتر از معمول به مجلس رسیدم. یکسره به جلسه رسمی رفتم. تا ساعت ده و نیم در جلسه بودم. مراجعات نمایندگان زیاد بود. چند ملاقات انجام دادم. عصر برای انجام کارهای عقب افتاده روزهای سفر، به جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی نرفتم. خروج بخشی از نیروه…
25 January 1988
ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. ساعت هشت و نیم برای شرکت در شورای عالی پشتیبانی جنگ به دفتر آقای خامنه ای رفتم. تا ظهر آنجا بودم. چند مصوبه داشتیم. تا ساعت چهار به استراحت و خواندن گزارش ها گذشت. آقای [غلامعباس] زائری آمد. از تغییر رئیس بنیاد…
24 January 1988
اول وقت به مجلس آمدم. قبل از شروع جلسه، مختصراً وضع جنگ را گفتم. تا ساعت ده و نیم صبح در جلسه علنی ماندم. پیش از ظهر در دفترم با نماینده های برخوار، همدان و لنجان ملاقات داشتم. آقای آقامحمدی درباره برنامه تبلیغاتی در سودان به دنبال شهادت سی…
23 January 1988
بعد از نماز صبح، فرماندهان سپاه از قرارگاه شهید بروجردی آمدند. آخرین وضعیت های میدان نبرد بررسی و برای برنامه آینده تصمیم گیری شد . ساعت هشت و نیم با اتومبیل به سوی تهران حرکت کردیم. یاسر هم خداحافظی کرد و همراه امیر مهدی و رحمانی به سوی ما…
22 January 1988
سحر بیدار شدم. تا ساعت نه صبح در قرارگاه مذاکره داشتیم و اوضاع جنگ را بررسی کردیم . مقداری در اطراف قرارگاه در برف ها پیاده روی کردیم. برف می بارید. نزدیک ظهر فرماندهان قرارگاه نجف و قرارگاه قدس آمدند. گزارش کامل عملیات را دادند و فرماندهان…
21 January 1988
بعد از نماز و گوش دادن به اخبار، از عملیات دیشب اطلاع گرفتم؛ از پیشرفت راضی بودند. برای قدم زدن در برف ها به اطراف قرارگاه رفتیم. تا ظهر قدم زدیم و آقای امیدخدا - از پاسداران همراه – فیلمبرداری کرد. به مرکز شنود مذاکرات بی سیمی عراق رفتیم؛ …
20 January 1988
بعد از نماز، اخبار رادیوهای آمریکا و انگلیس را گرفتم؛ خیلی از جنگ و عملیات بیت المقدس می گویند. آقای مسجدی، جانشین فرمانده قرارگاه رمضان و آقای برهان، مامور نماینده امام در قرارگاه سپاه آمدند. از کمبودها و ضعف های قرارگاه رمضان گفتند. ساعت …
19 January 1988
اول وقت فرماندهان قرارگاه ها از لشکرها، تیپ ها، گردان ها و دسته های واحدهای عمل کننده آمدند. در اجتماع آنها سخنرانی مبسوطی درباره استراتژی و برنامه های جنگ ایراد کردم . گفته بودند که نیروها از تغییر زمان عملیات ناراضی اند. آنها را توجیه و ت…
18 January 1988
اول وقت فرماندهان قرارگاه کربلا و لشکرها آمدند. برنامه عملیات لغو شده را گفتند و از لغو عملیات اظهار نارضایتی کردند. بعضی ها هم راضی بودند و درباره عملیات آینده به مشورت پرداختیم. جلسه تا ظهر طول کشید. عصر همراه با جمعی از فرماندهان سپاه از…
17 January 1988
بعد از نماز گزارش ها را خواندم. قبل از شروع جلسه، خبر شروع عملیات بیت المقدس دو را به نمایندگان دادم. جلسه را افتتاح کردم، به منظور اعلان حضور در تهران و سپس ادامه جلسه را به آقای [محمد] یزدی سپردم و همراه دکتر روحانی با اتومبیل به سوی اهوا…
16 January 1988
به مجلس آمدم. [آقای مهدی خندق آبادی[سفیر ایران در استرالیا آمد. گزارشی داد و مشورت کرد. او خواستار باز کردن کنسولگری بود. سفیر سودان در ایران آمد. ملاقات به تعارف گذشت و انتظاراتشان از ایران را گفت. سفیر نیکاراگوئه در ایران آمد. برای نفت اس…
15 January 1988
اول وقت اطلاع دادند که عملیات دیشب در منطقه ماؤوت با موفقیت انجام شد و اکثر اهداف مرحله اول را گرفته اند. این عملیات دنباله دارد. برای جلوگیری از تحریک عراق، یکی دو روز اعلام و تبلیغات به تاخیر افتاد. در نمازجمعه تهران، یک خطبه را درباره کل…
14 January 1988
پیش از طلوع فجر، خواب وحشتناکی دیدم. در خواب ناله می کردم. عفت بیدارم کرد. یادم آمد که خواب می دیدم در روستای بهرمان، به تنهائی از کوچه کنار باغ مسجد، جایی که در بچگی به ما می گفتند جن دارد، عبور می کردم. قیافه مهیبی از دور پیدا شد که در عا…
13 January 1988
دیشب برف خوبی آمده است. عفت برای یاسر آش پشت پا پخته بود که من و پاسدارها خوردیم. ساعت نه به مجلس رسیدم. نه ونیم [آقای ابوالقاسم سرحدی زاده[وزیر کار و معاونش آقای]محمد[سلامتی آمدند و درباره انتخابات صحبت کردند.]مسئولین] انجمن اسلامی معلمان
12 January 1988
ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. قبل از دستور درباره جواب دوم امام به آقای خامنه ای که از ایشان تمجید شده بود و نیز درباره انصارالمجاهدین صحبت کردم . جواب [آقای آقازاده] وزیر نفت به کمیسیون اصل 90 را در دستور داشتیم که باعث خشم جناح راست ش…
11 January 1988
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. عصر آقای ری شهری [وزیر اطلاعات] آمد و راجع به نماینده مسجدسلیمان مشورت کرد. گزارش اطلاعات را داد. گفت که امام جمعه شیراز بی طرفی را در انتخابات نقص کرده است. شب احمدآقا آمد و اطلاع داد که آقای خامنه ا…
10 January 1988
ساعت هفت و نیم به مجلس رسیدم. گزارش ها را خواندم. تا ده و نیم در جلسه علنی بودم. در تنفس به دندان پزشکی رفتم. برای روکش یک دندان قالب گیری شد. ظهر آقای [حسین] مهدیان آمد. اساسنامه بنیاد خیریه طاهر را برای اموال خیریه تولیت آورد. آقایان سنجق…
9 January 1988
به مجلس رفتم. یاسر هم برای تنظیم برنامه اعزام به جبهه آمد. او مایل است زودتر برود. با اینکه تا یک هفته دیگر، دو محافظ خودم به جبهه می روند، ولی آقای رحمانی محافظ دیگرمان زودتر می رود. آنها می خواهند با هم بروند، تا به عملیات برسند. تا ساعت …
8 January 1988
در منزل بودم. آقای محسن رضایی آمد. درباره برنامه عملیات آینده مذاکره کردیم . او اصرار دارد که مسئولیت تمشیت امور سپاه را بپذیرم. درباره مسئول حفاظت اطلاعات سپاه هم بحث شد. خواستار اعتبار جهت خرید هواپیما برای سپاه شد. آقای [محسن] کنگرلو آمد…
7 January 1988
در بین راه مجلس، در اخبار رادیو، خبر جواب امام به نامه آقای خامنه ای را شنیدم . این نامه در مورد تفسیر ایشان در نماز جمعه از نوشته های امام در جواب شورای نگهبان و وزیر کار است و در آن بر اختیارات وسیع حکومت اسلامی در ارتباط با تعطیل احکام ف…
6 January 1988
ساعت هشت و نیم به مجلس رفتم. یاسر هم آمد. آماده رفتن به جبهه شده است. حال خوبی دارد. آقای رحمانی می خواهد با هم بروند. خودش هم قبول دارد. آقای ربانی روحانی - که در آرژانتین برای تبلیغ اقامت کرده است. - آمد. گزارش وضع شیعه و مسلمین آنجا را گ…
5 January 1988
در گزارش ها مطلب مهمی نبود. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی مجلس ماندم. در تنفس به کمیسیون برنامه و بودجه رفتم و نیازهای جنگ را توضیح دادم . بودجه پیشنهادی دولت برای جنگ را ناکافی خواندم و قرار شد ترمیم شود. در راه برگشت به دفتر، دیدم نصاب حض…
4 January 1988
ساعت هشت و نیم صبح برای شرکت در جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ، به مقر ریاست جمهوری رفتم. تا نزدیک ظهر در جلسه بودم. سپس از طرح مصلای بزرگ تهران بازدید کردم. با آقای [علی[رازینی درباره قاضی کردستان که با سپاه اختلاف پیدا کرده است، صحبت کردم. …
3 January 1988
ساعت هفت و نیم به مجلس رسیدم. گزارش ها را خواندم. تا ده و نیم در جلسه علنی بودم. امروز مراجعات زیادی از طرف نمایندگان داشتم. از تنفس تا ساعت هشت و نیم شب در دفترم کار کردم. گزارش های چند روز گذشته را خواندم. ظهر آقایان [غلامحسین[نادی،]محمد
2 January 1988
اذان صبح بیدار شدم. اخبار را گرفتیم. فرماندهان جهادهای منطقه آمدند. گزارش وضع کار دادند و نیازها را گفتند . عموماً از کمبود بولدوزر شاکی اند و همین تعداد موجودشان هم کارائی زیاد در برف ندارد. سپاه هم از ضعف عملکرد جهاد ناراضی بود؛ لابد به خ…
1 January 1988
ساعت سه و نیم صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. حدود ساعت شش صبح طلوع فجر است. برف می بارید و تا عصر ادامه داشت. خاطرات دو روز را بعد از نماز نوشتم. اخبار رادیو بی بی سی را گرفتم. مطلب مهمی نداشت، جز رفع خطر شهر خوست افغانستان. عراق در حمله هو…