LoginSign UpSite Members:1,044

Month archive

September 1986

30 diary entries in this month.

30 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مهر ۱۳۶۵

اول وقت به مجلس آمدم. در دو سه روز گذشته هم، خلاصه گزارش ها را به خوزستان مى دادند و مى دیدیم. مطلب مهمى ندارد. در جلسه علنى مجلس تا ساعت نه ونیم ماندم و سپس به دفترم آمدم. آقاى عبدالله نورى آمد و در مورد کم کردن پرسنل غیرنظامى ارتش پیشنهاد…

29 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مهر ۱۳۶۵

اول وقت فرمانده توپخانه سپاه و استاندار خوزستان براى امور جنگ آمدند. ازجمله درباره زدن گلوله توپ به بصره و تعمیر قبضه هاى توپ و [تأمین] مسکن فرماندهان رزمنده در اهواز مذاکره کردیم. با آب سرد اهواز استحمامى نمودم که در اثر گرمى هوا به جاى آب…

28 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مهر ۱۳۶۵

تمام روز را در محل گلف در یک اتاق به سر بردیم و به امور جنگ و بررسى نیازها و طرح ها پرداختیم. [آقایان رفیق دوست و زنگنه] وزراى سپاه و جهاد و [آقاى حسن فیروزآبادى] معاون نخست وزیر در امور جنگ هم که احضار شده بودند، آمدند. فرماندهان لشکر 25 ک…

27 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مهر ۱۳۶۵

براى نماز صبح، نزدیکى هاى اندیمشک بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. ساعت هشت ونیم به اهواز رسیدیم. البته حرکت با قطار در خوزستان در روز با توجه به علت انتخاب قطار و احتراز از سفر با هواپیما که همان احتمال خطر هواپیماهاى دشمن است، منطقى نبود. در مح…

26 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۶۵

تا ساعت چهار بعد از ظهر در منزل بودم. مطالعه مى کردم و براى سفر به جبهه، چمدان سفر را آماده نمودم. عصر گزارش ها را آوردند. خبر مهمى نداشت. ساعت چهار بعد از ظهر حرکت کردم و نوشتم که همان وصیت سابق معتبر است. مانند دفعه قبل با لباس بسیجى در ا…

25 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مهر ۱۳۶۵

تا ساعت هفت ونیم صبح در دفترم کار کردم. تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى بودم. مراجعات نمایندگان خیلى زیاد است. پیش از ظهر آقاى صیاد شیرازى آمد. قطعات حساس رادارها را کسى براى فروش به ایشان عرضه کرده بود. به دکتر روحانى ارجاع دادم. آقاى آقازاده…

24 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مهر ۱۳۶۵

اول وقت به بیمارستان ژاندارمرى رفتیم. حدود یکصد مجروح جنگى آنجا بودند. با همه آنها ملاقات و احوال پرسى کردم و به همه هدیه مختصرى دادم. سپس صحبت کوتاهى براى دکترها و خدمه بیمارستان کردم. مجموعاً وضع بیمارستان خوب و مجروحان راضى بودند. ظهر در…

23 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مهر ۱۳۶۵

به دستور دکتر تا ساعت نه صبح در منزل ماندم. نایب رییس ها مجلس را اداره کردند. دکتر عارفى و دکتر لطفى آمدند، معاینه اى کردند و تشخیص دادند که حالت دیروز عصر، معلول خستگى مغز است و کسالت عمده اى نیست. خون و ادرار براى آزمایش بردند. ساعت نه ون…

22 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ شهریور ۱۳۶۵

تا ساعت دو ونیم بعد از ظهر در منزل بودم. استراحت و مطالعه کردم. با دکتر روحانى درباره خرید ضدهوایى هاى اسکاى کارد سپاه صحبت شد. حاج احمدآقا آمد و گفت امام نظر قاطع دارند که گروه سید مهدى هاشمى باید طرد و تعقیب شوند. نگرانی مان این است که آی…

21 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ شهریور ۱۳۶۵

اول وقت به مجلس رسیدم. در جلسه علنى تا ساعت ده ونیم ماندم. مراجعات نمایندگان خیلى زیاد بود. در تنفس براى خانم هاى بسیجى تعلیم نظامى دیده خمین و دانشجویان امامیه پاکستان که مهمان وزارت ارشادند، صحبت کردم. آقایان روحانى و هادى براى پیگیرى معا…

20 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ شهریور ۱۳۶۵

در منزل بودم. گزارش ها را مطالعه کردم. پیش از ظهر احمدآقا و آقاى رى شهرى آمدند. آقاى رى شهرى گفت آیت الله منتظرى از کشف و بازداشت مرکز و وسایل مخفى سیدمهدى هاشمى ناراحت اند و مى گویند این اشیا را براى کار نهضت ها لازم دارند. ولى آقاى رى شهر…

19 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ شهریور ۱۳۶۵

در منزل بودم. جمعى از مسئولان آموزش نظامى سپاه آمدند. از کمبود جا و مربى و از عدم استفاده از پادگان امام حسین(ع) گله داشتند. فرمانده نیروى دریایى اقدامات کنترل کشتى ها را گفت. جانشین فرمانده نیروى زمینى، خبر عملیات محدود دیشب در غرب مهران ر…

18 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ شهریور ۱۳۶۵

ساعت هشت ونیم صبح به مجلس آمدم. آقایان حمید میرزاده و مظفرى براى راه اندازى ترمینال کامپیوترى اطلاعات - که شعبه اى در دفتر من و ریاست جمهورى و نخست وزیرى نصب شده - آمدند. کار خوبى است. توضیحاتى درباره جزیره کیش که اخیراً بندر آزاد [تجارى] ش…

17 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ شهریور ۱۳۶۵

آقایان رضایى و رفیق دوست پس از زیارت امام آمدند. درباره جنگ و سپاه و هلى کوپترهایى که به امر امام، ارتش باید تحویل سپاه بدهد، صحبت شد. مایلند به مناسبت سالگرد دستور امام در خصوص تأسیس سه نیروى زمینى و دریایى و هوایى سپاه، مراسم داشته باشند.…

16 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ شهریور ۱۳۶۵

آقاى سرهنگ جمالى، جانشین آقاى سرهنگ حسنى سعدى اطلاع داد که عراق در بخشى از ارتفاع 270 مهران که قرار بود به آن حمله کنیم، عقب نشینى کرده و نیروهاى ما در پایان متوجه شده اند. به گروه آخر حمله کرده اند و 12 نفر را اسیر گرفته اند. خواست که براى…

15 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ شهریور ۱۳۶۵

اول وقت پس از نماز به مطالعه پرداختم. آقاى [عباس] کوثرى واعظ پس از مراسم عزادارى حسینیه جماران [به مناسبت عاشوراى حسینى] در خدمت امام و مطابق معمول سنواتى، براى روضه خوانى آمد. آقاى مرتضوى که در جبهه بینایى خود را از دست داده و آقاى چهل اخت…

14 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ شهریور ۱۳۶۵

اخبار محل اصابت موشک ما به بغداد زیاد است. عراق روى زدن نقاط مسکونى از طرف ما سروصدا راه انداخته. شب به دعوت آیت الله موسوى اردبیلى براى سخنرانى به کانون توحید رفتم. مهدى امروز از جبهه برگشت، خوشحال شدم. جبهه اثرات سازنده اى بر او گذاشته اس…

13 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ شهریور ۱۳۶۵

دیشب به خاطر اشتغال زیاد، خواب کمى داشتم و امروز کمى کسالت و خستگى دارم. ظهر اطلاع دادند عراق به پنج تلمبه خانه نفت که نفت جنوب را به پالایشگاه هاى تهران، اصفهان و تبریز مى رساند، حمله کرده و نفت قطع شده است. یک هواپیماى مهاجم سرنگون شده اس…

12 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ شهریور ۱۳۶۵

در منزل بودم. آقاى [آیت الله] خامنه اى نمازجمعه را اقامه کردند. خبر رسید موشک زمین به زمین که دیشب به بغداد زده ایم، در منطقه اى نزدیک منطقه هتل ها خورده و تلفات زیادى داشته است. با هدف مرکز پلیس مخفى عراق زده ایم. مجلس اعلا اعلام کرد، ساخت…

11 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ شهریور ۱۳۶۵

اول وقت آقاى رفیق دوست براى گرفتن ارز و اعتبار آمد. سپس دکتر روحانى براى امور جنگ و پدافند و حل مشکل عدم هماهنگى ستاد قرارگاه با سپاه آمد. قبل از شروع جلسه به نمایندگان تذکر دادم که در تعطیلى عاشورا به جبهه ها بروند. پس از شروع جلسه به دفتر…

10 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ شهریور ۱۳۶۵

به امور جنگ پرداختم. آقاى رفیق دوست خواست نماینده لیبى را که حامل پیام سرگرد [عبدالسلام] جلود [عضو شوراى فرماندهى جماهیرى لیبى] است، بپذیرم. گفتم به مجلس بیاید. شب سران قوا و وزراى نفت و خارجه در منزل ما بودند. فاطى خانه دارى کرد. به وزیر ن…

9 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهریور ۱۳۶۵

در جلسه مجلس آقاى فارغ [به مناسبت ماه محرم] ذکر مصیبتى کرد، ولى روضه خوبى نخواند. پس از تنفس به محل مراسم تشییع جنازه شهداى کربلاى دو عراقى ها آمدیم. جمعیت زیادى بود. آقایان [سید محمدباقر] حکیم و نخست وزیر و من صحبت کردیم. حدود صد شهید تشیی…

8 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ شهریور ۱۳۶۵

اول وقت فرماندهان سپاه آمدند و گزارش عملیات کربلاى دو را دادند. موفق نبوده اند. در محورى که مجاهدین عراق عمل کرده اند، توفیق نسبى داشته اند و در محور عمل نیروهاى خودمان با دادن حدود چهارصد نفر شهید و مفقود، عقب نشینى کرده اند. گزارش عملیات …

7 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ شهریور ۱۳۶۵

صبح زود به مجلس آمدم. در گزارش ها ابهامى از وضع تصمیمات نهایى کنفرانس غیرمتعهدها وجود دارد. مثل اینکه براى قطعنامه و محل کنفراس آینده به مشکل برخورده اند. آقاى هدایت [لطفیان] از قرارگاه حمزه اطلاع داد که ادامه عملیات کربلاى دو را متوقف کرده…

6 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ شهریور ۱۳۶۵

خبر حمله به کنیسه یهودیان در استانبول ترکیه و کشتن 24 نفر از جمله شش خاخام یهودى بازتاب زیادى داشت. رسانه هاى دشمنان، سعى دارند این حادثه و حادثه دیروز حمله به هواپیماى آمریکایى در کراچى پاکستان را به دوستان ما نسبت بدهند. به وزارت خارجه گف…

5 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهریور ۱۳۶۵

تا ساعت ده ونیم درمنزل براى خطبه هاى جمعه کار مى کردم. نمازجمعه را اقامه نمودم. عصر فیلمى از تلویزیون تماشا کردم. یکى از پاسدارانم خواستار گرفتن عکس یادگارى با من شد؛ چون قبلاً شکایتى رسیده بود که او از موقعیت محافظت من سوء استفاده کرده، بر…

4 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ شهریور ۱۳۶۵

صبح زود از وزارت اطلاعات براى مشاوره در امر کشتى روسى و بندر کویت آمدند. در جلسه علنى شرکت کردم. به نمایندگان تذکر دادم که از حرف هاى تفرقه انگیز خوددارى نمایند. بعد از تنفس به دفترم آمدم. آقاى [على اصغر] حجازى آمد و گزارش نتیجه مذاکرات شان…

3 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ شهریور ۱۳۶۵

ساعت یک ونیم بامداد با تلفن آقاى محسن رضایى از جبهه جنوب بیدار شدم. گفت هفت ناوچه موشک انداز دشمن از خور عبدالله گذشته اند و احتمال درگیرى شدید در منطقه البکر و الامیه هست و کمک خواست. به سرهنگ ترابى گفتم به نیروهاى هوایى و دریایى ارتش بگوی…

2 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ شهریور ۱۳۶۵

زود به مجلس آمدم. آقاى محسن رضایى از جبهه جنوب اطلاع داد که رزمندگان موفق شده اند اسکله الامیه عراق را بگیرند. حدود صد نفر اسیر گرفته اند. هواپیماهاى عراق حمله کرده اند و یکى از آنها ساقط شده است. خواست اهمیت کار به مردم توضیح داده شود. فرم…

1 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ شهریور ۱۳۶۵

منتظر خبر نتایج عملیات شب گذشته بودم. حدود ساعت نه صبح خبر از طریق آقاى محسن رضایى رسید که در جنوب عمل نشده و در شمال در منطقه حاج عمران عمل شده است. [پسرم] مهدى هم در همان منطقه است. تیپ بدر که متشکل از عراقى ها است، کاملاً به اهداف خود رس…