خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ شهریور ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 03:17کد خبر27828

اول وقت پس از نماز به مطالعه پرداختم. آقاى [عباس] کوثرى واعظ پس از مراسم عزادارى حسینیه جماران [به مناسبت عاشوراى حسینى] در خدمت امام و مطابق معمول سنواتى، براى روضه خوانى آمد. آقاى مرتضوى که در جبهه بینایى خود را از دست داده و آقاى چهل اخترانى هم

اول وقت پس از نماز به مطالعه پرداختم. آقاى [عباس] کوثرى واعظ پس از مراسم عزادارى حسینیه جماران [به مناسبت عاشوراى حسینى] در خدمت امام و مطابق معمول سنواتى، براى روضه خوانى آمد. آقاى مرتضوى که در جبهه بینایى خود را از دست داده و آقاى چهل اخترانى هم آمدند و ذکر مصیبت کردند. گریه زیادى نمودم.

آقاى رحمانى که همراه مهدى به جبهه رفته بود، آمد و گزارش وضع عملیات را داد. از مدیریت عملیات شکایت داشت و از تأثیر حضور مهدى در جنگ بر روى لشکر اظهار رضایت نمود. ظهر غذاى من و مهدى را از حسینیه آوردند.

عصر دو نفر از عناصر اطلاعات و عملیات لشکر سیدالشهدا آمدند. از مدیریت لشکر و عملیات کربلاى دو سخت گله مند هستند. معمولاً عملیات که موفق نمى شود، از این انتقادها زیاد داریم و حق هم دارند. شب اخوى احمد با همسر و فرزندانش آمدند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا