خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ فروردین ۱۳۶۰
اول وقت به دفتر حزب جمهورى اسلامى رفتم و از كار گروه «كليد قرآن»، (فيشهايى كه در تنظيم موضوعات قرآن در زندان تهيه كردهام ) بازديد كردم.
TUiSb35DzCPFzVnBYK3VspXhBH6dJpqr5Vآرشیو ماه
۳۰ روزنوشت در این ماه.
اول وقت به دفتر حزب جمهورى اسلامى رفتم و از كار گروه «كليد قرآن»، (فيشهايى كه در تنظيم موضوعات قرآن در زندان تهيه كردهام ) بازديد كردم.
كميسيون آیين نامه داشتيم. ظهر به دفترم رفتم. پس از نماز، نمايندگانى كه از طرف مجلس به شيراز رفته بودند - براى بررسى علل درگيرى خوزستانىها و شيرازىها - آمدند و گزارشى دادند.
ساعت هفت صبح در جلسه هيأت ریيسه شركت كردم. هشت دقيقه دير رسيدم و هشتاد تومان جريمه شدم. علت تأخير اين است كه بچهها را همراه مىبرم و به مدرسه و به محل كارشان مىرسانم و چارهاى هم نيست.
صبح اول وقت، سرهنگ وحيد [دستجردى] آمد و گزارشى از كار شهربانى و انتصابات جديد داد و من اعتراضاتى را كه به ايشان مىشود - مخصوصاً در مورد تعويض ریيس شهربانىكرج و ریيس آموزشگاه كرج و اينكه گاهى خط ليبراليسم ديده مىشود- مطرح كردم.
ساعت هشت صبح به مجلس شورا رفتم. پس از بررسى گزارشات، آقاى لطيف صفرى، نماينده اسلام آباد غرب به دفترم آمد و مطالب زيادى از آنجا گفت.
جلسه علنى برگزار شد و مقدمات انجام كار انتخابات ميان دورهاى، كامل گرديد. تكميل مجلس ضرورت دارد، بايد وزارت كشور سرعت به خرج دهد.
به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتيم و دو فوريت اصلاح قانون انتخابات؛ مرحله اول انتخاباتى كه كانديداهايش به مجلس نرسيده بودند، به خاطر اشكالات [موجود] در ادامه آن انتخابات باطل شد.
صبح زود، خانم دكتر منصوريان - كه اموال شوهرش توقيف شده و در پاريس است – آمده بود و كمك مىخواست كه مشكل رفع شود. دادگاه تجديد نظرش مانده است.
از صبح اول وقت، سركار بودم. ساعت 7 صبح جلسه هيأت ریيسه و ساعت هفتونيم جلسه علنى داشتيم. بعد از جلسه مراجعان آمدند.
جلسه علنى نداشتيم. ساعت نه صبح تا دوازده ونيم در كميسيون آیيننامه شركت كردم. روزه داشتم و وقت ناهار صرفهجویى شد.
صبح اول وقت، آقاى محسن طباطبایى آمد. از اينكه يك بازرس دارایى به خاطر معاملهاى در سال پنجاه و شش، ايراد مالياتى به ايشان گرفته و مبلغى از ايشان مطالبه مىكنند، شكايت داشت.
نزديك ساعت 9 صبح به مجلس رفتم. پس از مطالعه گزارش ها، آقاى حيدرى نماينده بوشهر آمد و از نابساماني هاى شركت نفت در جزيره خارك گفت.
صبح زود، عفت در ادامه حرف هاى شب گذشته، جروبحث داشت. با عصبانيت از خانه بيرون رفتم. مشكل اينجاست كه به انقلاب علاقهمند است و روزها در ملاقات ها و برخوردهايش - كه از كمبودهاى كشور انتقاد مىشود و خوب نمىتواند دفاع كند - ناراحت مىشود.
جلسه علنى مجلس، كار تصويب دودوازدهم بودجه را تمام كرد. به علت طولانى شدن بحث ها، نمايندگان خسته شده بودند و اداره مجلس مشكل بود، به خاطر نصاب شكننده، مجلس مكرراً از رسميت مىافتاد.
اول صبح براى ادامه كار مجلس، در موضوع دودوازدهم بودجه، به مجلس رفتم. در موضوع بودجه، مهندس [عزتاله] سحابى ، فواد كريمى و ديگران صحبت كردند.
امروز اولين جلسه علنى مجلس شوراى اسلامى در سال جديد تشكيل شد. دو دوازدهم بودجه مطرح بود. پنج ساعت وقت صرف كرديم. موافق ها و مخالف ها صحبت كردند.
ساعت هشت به مجلس رفتم. گزارشها را مطالعه كردم. چند نفر از سفراى بازنشسته سابق آمدند و از لايحه بازسازى كه سفراى سابق را محكوم به انفصال كرده، شكايت داشتند.
امروز صبح، خبر شكست كودتاى تايلند داده شد. در لبنان صهيونيستها و امپرياليسم و [حزب] كتائب شرارت كردهاند و جمع زيادى از مردم كشته و زخمى شدهاند .
ديشب برف فراوانى آمده و درختها كاملاً پوشيده از برف شده و هوا هم سرد است. خدا كند كه سرما نزده باشد، احتمال سرما زدن سر درختيها هست.
امروز تعطيل بود، از خانه بيرون نرفتم. باران سنگينى باريد و مزاحم انجام راهپيمايى شد. ساعت نه صبح، احمدآقا خمينى تلفن كرد.
اول صبح، خاطرات ديروز را نوشتم و پيامى براى سمينار [وحدت اسلامى] دانشجويان و دانشآموزان استان كرمان، تهيه كردم .
اول صبح، مقدارى در تكميل مقاله «نهجالبلاغه و سياست» كار كردم و سپس به مجلس رفتم. پس از مطالعه گزارشها و امضاى نامهها، جواب نامه ریيس مجلس الجزاير «رابح بيطاط» را تهيه كردم و ايشان را به ايران دعوت نمودم.
هشت ونيم صبح به اتفاق آقاى خامنهاى به زيارت امام رفتيم. در دفتر امام، دكتر [ابراهيم] يزدى و استانداران ايلام و همدان را ملاقات كرديم.
قرار بود جلسه علنى مجلس شوراى اسلامى داشته باشيم. اول صبح، هيأت ریيسه تشكيل شد، ولى عده نمايندگان حاضر، به نصاب يكصدوهشتاد نفر نرسيد و نتوانستيم جلسه رسمى علنى داشته باشيم؛ به طور غير رسمى درباره مناطق جنگى صحبت كرديم.
امروز از خانه بيرون نرفتم و ملاقات زيادى هم نداشتم. ابتدا چند نفر از بستگان آمدند. يكى از بازرسى وزارت كشاورزى بود. از وضع وزارتخانه تحقيقاتى نمودم.
آقاى مهدى سلامت از ضعف مديريت مهندس سالور مدير عامل معادن زغال سنگ زرند و مخصوصاً از انتقال كاركنان از كرمان به زرند گلايه داشتند، بايد رسيدگى كرد.
اول وقت به عفت كمك كردم كه جواب مصاحبه [مجله] «راه زينب» را بدهد. به آقاى [على] لاريجانى مدير عامل صداوسيما تذكراتى دادم و از پخش بعضى از برنامهها تشكر كردم. قرار شد از تهيه كنندگان تشكر شود.
آقاى كريمى مسئول بنياد مستضعفان آمد و درباره وضع بنياد مطالبى گفت كه تأسفبار است. گويا بنياد، حدود شصت ميليارد تومان به بانكها بدهكار است.
ساعت پنج صبح با صداى آتشبارهاى ضدهوايى ساختمان، بيدار شدم. پس از نماز و صبحانه براى عيادت مجروحان جنگ به بيمارستان شركت نفت رفتم. ديشب يك شهيد و يك مجروح آورده بودند.
براى بازديد از جبهه و گذراندن ايام نوروز با رزمندگان، و بررسى راههاى فعال كردن جبههها كه راكد است، با قرار قبلى، ساعت هفت ونيم صبح به اتفاق عفت، فاطمه، ياسر، مهدى و چند پاسدار با هواپيماى كوچك جت فالكن، عازم خوزستان شديم.