19 فبراير 1991
صبح زود همراه محسن و یاسر، براى بازدید از صنایع نظامى رفتیم. [آقای اکبر ترکان]، وزیر دفاع آمد و از منزل، در ماشین من سوار شد که در راه توضیح بدهد. از جاده اتوبان اختصاصى که وزارت دفاع، بین صنایع نظامى پاسداران و پارچین در حال احداث دارد، عب…
18 فبراير 1991
نزدیک نُه صبح به دفترم رسیدم. [آقای مصطفی مرسلی]، نماینده ابهرآمد و تقاضایى براى عمران حوزه انتخابیه اش داد. آقای [علی]آقامحمدى، نماینده همدان [و عضو کمیته بررسی مسایل عراق]آمد. دربارة سیاست برخورد با معارضین عراقى بحث شد. تصمیماتى در جهت ح…
17 فبراير 1991
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، تصریح نماینده عراق به اینکه منظور از بیانیه، خروج بدون شرط از کویت است، مورد توجه قرار گرفته و عقب نشینى از مواضع قبلى با ضعف تلقی شده است . ساعت نُه صبح، هنرمندان تئاتر آمدند و گزارش کار دادن…
16 فبراير 1991
مسأله تغییر موضع عراق در ارتباط با خروج از کویت، همه مسایل دیگر را تحت الشعاع گرفته است. دیروز عصر، ساعت چهار بعداز ظهر، تلویزیون با قطع برنامة نمایش فیلم، این خبر را به عنوان «خبر مهم» پخش کرد. ساعت سه و نیم، اعلامیه شوراى فرماندهى عراق من…
15 فبراير 1991
در اخبار مسالة مهمى نبود. مقدارى در ساحل دریا پیاده روى نمودم. صبحانه را همان جا خوردم و مجدداً پیاده روى کردم. فاطى از من و فرزندش على فیلم گرفت. به مار کوچکى در ساحل برخوردیم. مدیران [سازمان عمران]کیش آمدند. با آنها راجع به برنامه و سیاست…
14 فبراير 1991
در اخبار و گزارش ها، انهدام یک پناهگاه در بغداد و آسیب دیدن جمع زیادى از مردم غیر نظامى، هنوز سایر مطالب را تحت الشعاع قرار داده است. مقدارى در ساحل دریا قدم زدم. صبحانه ام را همان جا، تنهایى خوردم. با هلی کوپتر به جزیره هندورابى رفتیم و از…
13 فبراير 1991
بعداز صبحانه، دسته جمعى کمى در ساحل قدم زدیم. گزارش ها را خواندم. با هلی کوپتر به جزیره فارور رفتیم. از کیش، گروهى براى شروع عمران آن جزیره رفته اند. طرح انتقال و اسکان معتادان[مصوب ستاد مبارزه با مواد مخدر] که قرار بود در جزیره هندورابى با…
12 فبراير 1991
دیشب و امروز برف مى بارید. هوا سردتر شده. ساعت هشت و نیم صبح، همراه عفت، مهدى، فرشته، یاسر و محسن به فرودگاه رفتیم. یاسر مى خواست همراه دوستانش به اصفهان برود؛ گفتم با ما بیاید. حدود ساعت ده به سوى جزیره کیش پرواز کردیم. ساعت یازده ونیم وار…
11 فبراير 1991
در گزارش ها مطلب مهمى نیست. تا ساعت ده صبح مطالعه مى کردم. همراه اعضای خانواده به میدان آزادى رفتیم. خواستیم در بین راه در راهپیمایى شرکت کنیم که نشد. اجتماع عظیمى بود. شرکت مردم در راهپیمایى خوب است. سخنرانى کوتاهى نمودم . به خانه برگشتیم.…
10 فبراير 1991
ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. کارهاى مانده را تا نُه صبح انجام دادم. سفیران و کارداران خارجى، به مناسبت دهه فجر آمدند. سفیر اسپانیا به عنوان مُقدم السُفرا ، از سوى آنها تبریک گفت و من هم صحبت مفصلّى، دربارة سیاست خارجی مان و بحران خلیج فارس…
9 فبراير 1991
ساعت هشت و نیم، به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، آقاى نژادحسینیان[وزیر صنایع سنگین]آمد و گزارش سفر به آلمان داد. آلمان ها به طور اصولى با تکمیل نیروگاه بوشهر موافقند. دربارة تولید خودروی بنز و خودرو هاى دیگر، توافقاتى داشته اند. اجازه گرفت که …
8 فبراير 1991
ساعت هفت به فرودگاه مهرآباد رسیدم و بلافاصله با جمعى از وزرا، معاونان و محافظان به سوى زاهدان حرکت کردیم. ساعت نُه صبح به زاهدان رسیدیم. باران شدیدى مى بارید. چهار هواپیماى ایلوشین عراقى، در گوشه اى از فرودگاه زاهدان به چشم مى خورد. بلافاصل…
7 فبراير 1991
ساعت هشت و نیم صبح به هتل استقلال رفتیم و در جشنواره خوارزمى شرکت کردیم. گزارش شنیدیم، جوایز مخترعان و مبتکران را دادم و صحبت کوتاهى نمودم و سپس به دفترم رفتم. [آقای احمدآلپ تموچین]، وزیر امورخارجه ترکیه آمد . دربارة اوضاع منطقه و جنگ و آین…
6 فبراير 1991
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، توجه زیادى از رسانه ها و دولت ها نسبت به اظهارات من در خصوص میانجیگرى براى صلح وجود دارد و نوعاً مثبت است. [جرج] بوش، [رییس جمهور آمریکا] هم برخورد بدى نکرده. تا نُه صبح، کارها انجام شد. خبر ر…
5 فبراير 1991
[آقای عیسی کلانتری]، وزیرکشاورزى و معاون تحقیقاتى اش آمدند. اجازه خواستند از متخصصان و محققان بین المللى براى اصلاح [بذر]گندم استفاده کنند. گزارش سفر به کوبا را دادند. در مورد پیشرفت به زراعى اراضى آبى و آبیارى تحت فشار هم گزارش دادند. خانم…
4 فبراير 1991
اول وقت براى شرکت در سمینار حقوق زن به صداوسیما رفتم. ضمناً از محل درحال ساخت سالن کنفرانس ها و محل جدید ادارى صداوسیما بازدید کردم؛ جالب است. سخنرانى کوتاهى در افتتاح سمینار ایراد کردم . ساعت نُه ونیم صبح به دفترم رسیدم. صبحانه خوردم. در ج…
3 فبراير 1991
سفیر ایران در نیکاراگوئه آمد. گزارش وضع آنجا را داد؛ پس از شکست کمونیست ها رو به بهبود مى رود، ولى مشکلات جدى دارند. خوشحال بود که از آنها راجع به بدهى 50میلیون دلارى به ایران سند گرفته است. در مورد درخواست دولت هاى دیگر کشورهای آمریکاى مرک…
2 فبراير 1991
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. نزدیک ساعت نُه صبح، دکتر ولایتى آمد و گزارش مذاکرات با عراقى ها، یمنى ها و الجزایرى ها را داد. [آقای احمد غزالی]، وزیر امورخارجه الجزایر آمد . دربارة ضرورت تحرک براى آتش بس گفت و از عدم انعطاف عراق، در مورد خر…
1 فبراير 1991
ساعت پنج صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. بعد از نماز صبح و استماع اخبار، گزارش ها را مطالعه کردم. از گزارش ها برمى آید که عراقى ها از خفجى بیرون رانده شده اند؛ اگر این خبر درست باشد، تفسیرش این است که در نیروی زمینى هم، عراق مشکل دارد. بعد ا…
31 يناير 1991
صبح زود، در هوای دلپذیر سد لتیان، بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. گزارش ها را خواندم. جنگ خفجی[عربستان سعودی] و تصرف این منطقه توسط عراق، مسأله مهمى شده است. اگر بتواند آن را نگه دارد، علامت بدى براى نیروهاى متحدین خواهد بود. عراق مدعى است، از آ…
30 يناير 1991
ساعت نُه و نیم صبح، همراه عفت و محافظان، براى استراحت در سه روز تعطیلی، به محل سد لَتیان رفتیم؛ هواى خوبى دارد. آب سد در اثر خشکسالى، خیلى پایین رفته است؛ اگر جبران نشود، تهران در تابستان مشکل آب خواهد داشت. نزدیک ظهر، محسن، فائزه و بچه های…
29 يناير 1991
در گزارش ها، مسأله آمدن هواپیماهاى نظامى و غیرنظامى عراق به ایران مورد توجه و تفسیرهاى گوناگون است؛ حدس ها خیلى دور از واقعیت نیست، گرچه ابهام زیادى براى ناظران دارد. آنها نمى خواهند ایران را ناراحت کنند و در عین حال نگرانى هم دارند. آقاى
28 يناير 1991
مسأله آلوده شدن محیط زیست خلیج فارس، به خاطر ورود مقدار زیادی نفت به دریا و همچنین موج هواپیماهاى عراقى که به سوى ایران سرازیر است و نیز نگرانى غرب از عدم بى طرفى ایران، مورد توجه رسانه هاست. گفتم وزارت امورخارجه بر بى طرفى تأکید کند. [آقای
27 يناير 1991
ساعت هفت از خانه بیرون رفتم. تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. آقاى[علی اکبر] ناطق نورى، [نماینده تهران]آمد. دربارة انتخابات مجلس آینده مطالبى داشت و براى سفر به خارج و مذاکره با دانشجویان مشورت کرد. قرار بود با روزنامه [انگلیسی زبان] کیهان ب…
26 يناير 1991
آقاى [اصغر]ابراهیمى، مدیرعامل مترو آمد. گزارش پیشرفت کار را داد و نیازها را گفت. آقاى سیفیان آمد. از دانشگاه ها گفت و از عدم اعزام دانشجو به آمریکا شکایت داشت که به عقیده او، از تحریف غلط وصیت نامه امام ناشى شده و معتقد است وصیت امام مربوط …
25 يناير 1991
تا ساعت ده ونیم صبح، براى خطبه هاى جمعه مطالعه کردم. خطبه ها طولانى شد و قسمت عمده آن دربارة شرایط جنگ جارى در منطقه بود . عفت، فاطى و محسن به آبعلى رفتند و یاسر دنبال کارش بود. من و مهدى و فرشته، ناهار و شام در خانه با هم بودیم. در گزارش ه…
24 يناير 1991
آقایان دکتر [حسن]حبیبى، [معاون اول رییس جمهور] و دکتر [علی اکبر]ولایتى، [وزیر امورخارجه]آمدند و نتیجه مذاکرات با هیأت سورى را توضیح دادند. سپس با هیأت سورى، [به سرپرستی آقای عبدالحلیم خدّام، معاون رییس جمهور سوریه] ملاقات کردیم. آنها از انه…
23 يناير 1991
دیشب عراق باز توانست به تل آویو و ریاض، موشک بزند و پدافند هاى آمریکایی ها هم کارى از پیش نبرده اند؛ به نظر مى رسد جنگ طولانى تر از آن چیزى است که آمریکایی ها خیال مى کردند. به همین دلیل قیمت نفت رو به فزونى گذشته است. در چند روز گذشته، با …
22 يناير 1991
آقاى [اکبر]ترکان، [وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح] و معاونان آمدند؛ توضیح وضع کار را دادند و براى رفع کمبود پول صندوق بازنشستگى ارتش استمداد کردند.آقاى [بیژن نامدار]زنگنه، [وزیر نیرو] و معاونان آمدند. وضع آبرسانى کشور و نیازها و کمبودها …
21 يناير 1991
در گزارشها، تشديد جنگ و پرتاب موشكهاى عراق به رياض و ظَهران، [واقع در عربستان سعودي]آمده است. خانم دكتر[شفيقه]حبيبى آمد. گزارش سفر به آلمان، جهت تهية تجهيزات پزشكى هلالاحمر را داد و براى تأسيسكارخانه ساخت سرنگ استمداد كرد. آقاى [مجيد]…