Month archive

Farvardin ۱۳۶۷

۳۱ diary entries in this month.

20 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ فروردین ۱۳۶۷

صبح تیمسار حسنی سعدی [ فرمانده نیروی زمینی ارتش] برای تعلیق دستور تحویل گرفتن خط مهران از سپاه آمد. فرماندهان سپاه آمدند و نتیجه بررسی ها را آوردند. آقای محسن رضائی مدعی است مجموع تلفات انسانی ما در فاو اعم از شهید و اسیر و مفقود، حدود یکهز…

19 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ فروردین ۱۳۶۷

ساعت پنج صبح به سوی اهواز حرکت کردیم. مهدی هم با من آمد. نزدیک غروب به اهواز رسیدیم و بعد از نماز مغرب به قرارگاه امام علی ( ع ) نزدیک خرمشهر رفتم. فرماندهان سپاه هم بودند و همه فوق العاده متاثر از شکست در فاو وگفتند تا امروز ظهر عقب نشینی …

18 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ فروردین ۱۳۶۷

ساعت یک ربع به سه بامداد، برای سحری خوردن بیدار و با عفت و مهدی و یاسر سحری خوردیم. از ستاد مرکزی سپاه درباره جبهه فاو اطلاع گرفتم. گفتند خط دفاعی در سه کیلومتری شهر تشکیل شده و نیروهای تازه نفس دارند می رسند. لابد دشمن هم نیروهای تازه نفس …

17 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ فروردین ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح به مجلس رسیدم. در بین راه از محل اصابت موشک عراقی در میدان پرستو بازدید کردم. تا ساعت هشت گزارش ها را خواندم. از جبهه خبر دادند که عراق در منطقه فاو حمله وسیعی را آغاز کرده و در دوسه نقطه خط ما را شکسته است و نیاز به توپخا…

16 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ فروردین ۱۳۶۷

آقای سنجقی اطلاع داد که تپه مجید را در جنوب شاخ شمیران از عراق پس گرفته و جاده را باز کرده ایم. دیروز عراق در یک پاتک سنگین آنجا را گرفته بود. مهدی ما، قبلاً هشدار داده بود که آنجا در خطر است و امروز توضیحاتی داد که معلوم می شود به نقشه و و…

15 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ فروردین ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم، برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. خطبه ها و نماز را در دانشگاه تهران ایراد و اقامه کردم . انتظار داشتیم مطابق معمول هنگام نماز جمعه موشک های عراقی به تهران برسد که نرسید. عصر جمعی از بستگان آمدند. پسر شهید مطهری آمد و برای خ…

14 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ فروردین ۱۳۶۷

ساعت شش صبح به مجلس رفتم . قبل از دستور در جلسه علنی درباره عملیات بیت المقدس 5 صحبت کردم . تا ساعت یازده جلسه طول کشید. اداره مجلس به خاطر بی تفاوت شدن بعضی از نمایندگان که رأی نیاورده اند، مشکل شده ولی چون بحث کم است، پیشرفت خوب است. آقای…

13 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ فروردین ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رفتم. در گزارش ها آمده که هواپیمای کویتی را در قبرس سوخت داده اند و به الجزایر رفته و گفتگوها با میانجیگری الجزایر آغاز شده است. گروهی از کارکنان [واحد طراحی مرکز تحقیقات] پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی [اصفهان] که اتو…

12 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ فروردین ۱۳۶۷

ساعت شش صبح به مجلس رفتم. تا ساعت هشت در دفتر کار کردم. به جلسه علنی رفتم. قبل از شروع جلسه از اینکه بسیاری از نمایندگان در انتخابات رأی نیاورده اند، اظهار تأسف کردم و خبر شروع عملیات را در پنجوین دادم. نمایندگان شکست خورده سخت متأثرند و مع…

11 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ فروردین ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح، برای شرکت در جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ به دفتر آقای خامنه ای رفتم. چند مصوبه داشتیم. بعد از جلسه در مورد پیشنهاد نصب سرهنگ [علی] شهبازی به جای تیمسار [ اسماعیل ] سهرابی به ریاست ستاد ارتش مذاکره کردیم. آقای روحانی از …

10 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ فروردین ۱۳۶۷

اول وقت آقای سنجقی و آقای روحانی از جبهه خبر دادند که دیشب لشکر 28 سنندج در منطقه پنجوین عراق حمله کرده و عمده اهداف خود را گرفته و پاتک های دشمن شروع شده است. مهدی، برای بررسی وضع دانشگاه فردوسی به مشهد رفت که اگر مناسب دید، این ترم را در …

9 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ فروردین ۱۳۶۷

هنگام صبحانه از مهدی درباره جبهه توضیحاتی گرفتم. دوسه بار تحت تاثیر شیمیایی قرار گرفته ولی شدید نبوده که از خط خارج شود. می گوید عراقی ها به طور خیلی وسیع و مخصوصاً در شب ها ، شیمیایی به کار می برده اند. از تدارکات لشکرشان راضی نیست. از تدا…

8 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ فروردین ۱۳۶۷

در منزل بودم. فقط برای رأی دادن به بیرون رفتم. یاسر هم همراه من آمد. برای یاسر که با عصا آمده بود، خبرنگاران ابراز احساسات کردند. محسن استفاده از کامپیوتر را یادم داد. گزارش ها از حوزه های رأی گیری [انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی] می…

7 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ فروردین ۱۳۶۷

تا ساعت چهار بعد از ظهر در منزل بودم. جنگ شهرها داغ ترشده است . هواپیماهای ما بغداد را زده اند. عراق ، امروز علاوه بر تهران، قم و اصفهان، به تبریز و کرج هم موشک زده است. مسئله هواپیمای کویتی در مشهد دارد به نقطه خطر می رسد؛ مثل اینکه کویتی …

6 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ فروردین ۱۳۶۷

در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. آقای احمد شجاعی آمد و در مورد یک ماموریت مشورت کرد. احمد آقا آمد. در مورد هواپیمای کویتی و مسائل ارتش و سپاه مذاکره کردم. تلفنی با وزیر خارجه و نخست وزیر و سپاه درباره هواپیمای ربوده شده کویتی مذاکره…

5 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ فروردین ۱۳۶۷

بعد از نیمه شب با آژیر خطر بیدار شدیم. بعداً معلوم شد همان زمان یک موشک عراقی به قم اصابت کرده و 15 شهید و مجروح به جا گذاشته است. اول وقت آقای [ سرتیپ منصور ] ستاری [ فرمانده نیروی هوایی ارتش ] اطلاع داد که یک فروند هواپیمای کویتی ربوده شد…

4 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ فروردین ۱۳۶۷

برای شرکت در مراسم پرواز اولین هواپیمای ساخت نیروی هوایی، به ستاد مرکزی نیروی هوایی ارتش رفتم. گزارشی داده شد و هواپیما پرواز کرد. از نوع بنانزا است و اسم آن پرستو شده. بدنه را خودشان ساخته اند و موتور بنانزا روی آن گذاشته اند. مصاحبه ای ان…

3 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ فروردین ۱۳۶۷

در منزل بودم. دکتر ولایتی آمد و گزارش سفر به یونان و سوئیس برای شرکت در کنفرانس خلع سلاح را داد. معتقد است که ارائه اسناد فاجعه حلبچه، خیلی موثر بوده و یونان خواهان توسعه روابط با ما است. درباره مذاکرات در سازمان ملل مذاکره کردیم و برای پست…

2 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ فروردین ۱۳۶۷

در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. مهدی همشیره زاده آمد. عصر آقای جواد لاریجانی [معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه] آمد و برای سفر به سازمان ملل و مذاکره با دبیرکل مشورت کرد. زمینه های تحرک سیاسی را توضیح دادم ؛ با شرایط سیاسی نظ…

1 أبريل 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ فروردین ۱۳۶۷

در منزل بودم . زخم دست یاسر متورم و چرکین شده بود. به دکتر [ علیرضا ] مرندی [وزیربهداشت، درمان و آموزش پزشکی] گفتم، برای بیرون آوردن ترکش ها اقدام کند. دکتر [ ایرج ] فاضل وزیر سابق علوم آمد و در بیمارستان جنب بیت امام جراحی کرد. سه ترکش کوچ…

31 مارس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ فروردین ۱۳۶۷

در منزل بودم. پیش از ظهر، وقتم به مطالعه گذشت. آقای [ علی اکبر ] ناطق نوری، تلفنی درباره اظهارات آقای [ سید محمد موسوی] خوئینی ها در روزنامه کیهان که گفته آقای هاشمی هم انشعاب در روحانیت مبارز را تحسین می کند، پرسید . گفتم با انشعاب مخالفم.…

30 مارس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ فروردین ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح در منزل بودم. به مجلس رفتم. آقای [مرتضی] رضوی نماینده سابق تبریز و کاندیدای نمایندگی تهران آمد. از رد صلاحیت خود توسط شورای نگهبان شکایت و استمداد کرد . آقای [ فؤاد ] کریمی نامزد نمایندگی مجلس از اهواز هم شکایت داشت. آقای [ ق…

29 مارس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ فروردین ۱۳۶۷

در منزل بودم. سر صبحانه، یاسر مقداری از جزئیات عملیات گفت. در سمت کمک تیربارچی در عملیات بوده و علاوه بر تدارکات انفرادی، حدود هشت کیلو گلوله تیربار با خود حمل می کرده که تا راس ارتفاع شاخ سورمر برده و غذایشان هم خوب نبوده و کنسرو را با خود…

28 مارس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ فروردین ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح در منزل بودم. به باغ شیان رفتم تا از پروژه های شهاب 1 و 2 سپاه که موشک هایی با سوخت جامد و مایع است، بازدید کنم؛ تا ساعت یازده شب طول کشید. ناهار را همان جا خوردیم. محسن هم با من بود. پیشرفت های خوبی دارند، ولی کار خیلی پیچید…

27 مارس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ فروردین ۱۳۶۷

صبح زود محسن را برای نماز بیدار کردم. اطلاع داد که یاسر دیشب ساعت سه بامداد آمده. مجروح شده، پا و دستش ترکش بمب خورده است. به دفترم گفتم جایی در بیمارستان برایش رزرو کنند. ساعت هشت و ربع یاسر را بیدار کردم. با عصا از زیرزمین بالا آمد. حالش …

26 مارس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ فروردین ۱۳۶۷

در منزل بودم. آقای سنجقی اطلاع داد که منطقه تصرفی مرحله ششم عملیات تثبیت شده است. جاده وصل شده. نیروی کافی برای گام های بلند نیست ولی عملیات ادامه خواهد داشت. خوب است که امروز پیش از ظهر اعلان نشود. عصر اطلاع دادند که به نام عملیات بیت المق…

25 مارس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ فروردین ۱۳۶۷

در منزل بودم. محسن برای سرکشی به زمین های البرز و پسته کاری که از سال های پیش از پیروزی انقلاب شروع شده است، دیشب به قم رفت. امروز بیشتر وقتم به تماشای تلویزیون و ویدئو و خواندن گزارش ها گذشت. آقای سنجقی اطلاع داد که ادامه عملیات والفجر 10 …

24 مارس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ فروردین ۱۳۶۷

دیشب در خواب دچار کابوس شدم ولی کوتاه بود: سنگینی حیوانی را روی بدنم احساس می کردم و نمی توانستم تکان بخورم. با ذکر خدا و استعاذه رفع شد؛ بی سابقه نیست. بارها نظیر این حالت برایم پیش آمده است. بعد از نماز ، محسن سرکار رفت. او صبحانه را سر ک…

23 مارس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ فروردین ۱۳۶۷

تا ساعت هشت و نیم صبح در منزل مطالعه کردم. برای دیدار با مجروحان جنگی به بیمارستان لقمان الدوله رفتیم . رئیس بیمارستان گزارش کوتاهی داد و گفت بیمارستان دارای پانصد تختخواب است که نصف آن بیمار دارد و حدود نصف این تخت ها ، مجروحان جنگی و عمدت…

22 مارس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ فروردین ۱۳۶۷

در منزل بودم. با آقای [ سید علی اکبر محتشمی پور ] وزیر کشور ، درباره صلاحیت بعضی از نمایندگان فعلی برای مجلس آینده مذاکره کردم. گفت هیأت های اجرائی صلاحیت سیزده نفر از نمایندگان را رد کرده اند؛ اکثر آنها از خط محافظه کار و عده ای از خط مقاب…

21 مارس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ فروردین ۱۳۶۷

ساعت هشت صبح به دفتر حضرت امام رفتم . آیت الله خامنه ای و آیت الله [موسوی] اردبیلی، مطابق قرار قبلی آمده بودند . خدمت امام رفتیم. از ایشان تقاضا کردیم از پناهگاهی که برای ایشان در جوار منزلشان درست شده ، در مواقع خطر استفاده کنند. ایشان چون…